كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
83
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ قالَ لَهُمْ و گفت مر بنى اسرائيل را نَبِيُّهُمْ پيغمبر ايشان إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خداى قَدْ بَعَثَ لَكُمْ بتحقيق برانگيخت براى شما طالُوتَ مَلِكاً طالوت را پادشاهى فرمان فرماى قالُوا گفتند از روى استبعاد أَنَّى يَكُونُ چگونه باشد و از كجاست لَهُ الْمُلْكُ مر طالوت را پادشاهى عَلَيْنا بر ما وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ و ما سزاوارتريم به پادشاهى كه از سبط يهوداايم مِنْهُ ازو كه از سبط ابن يامين است و در ان سبط نه مملكتست و نه نبوت و با وجود آنكه از سبط او مملكت نيست مردى سقاست وَ لَمْ يُؤْتَ و او را عطا نهكردهاند سَعَةً بسيارى و فراخى مِنَ الْمالِ از مال دنيا يعنى اگر نسبت و نسبت عاريست بارى بايستى كه صاحب خزائن و دفائن بودى تا تجهيز لشكر و تهيه اسباب جنگ توانستى كرد قالَ گفت پيغمبر در جواب ايشان إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ به درستى كه خداى برگزيد او را عَلَيْكُمْ بر شما وَ زادَهُ و افزونى داد او را بَسْطَةً گشادگى و بسيارى فِي الْعِلْمِ در دانش يعنى علم حرب و گويند دانا بود بامور سياست و تدبير ممالك وَ الْجِسْمِ و ديگر بيفزود او را در جسم آوردهاند كه طالوت مرد نماينده با جمال بود و نيكسير و گردن از اهل زمان خود بلندتر مىنمود وَ اللَّهُ يُؤْتِي و خداى كه مالك الملك علىالاطلاقست مىدهد مُلْكَهُ ملك خود را مَنْ يَشاءُ هرك را مىخواهد و مىداند كه او را صلاحيت مملكت دارى هست - بيت ملك ده و ملكستان اوست بس * راه به حكمش نبرد هيچكس وَ اللَّهُ واسِعٌ و خداى فضل بسيارست در دادن زمام اختيار بقبض اقتدار هر كه خواهد عَلِيمٌ داناست . باستحقاق كسى كه او را برمىگزيند ، بارى ديگر چنانچه بنى اسرائيل داب ايشان بود از طريق ابرام و الحاح درآمده گفتند ما را بر اصطفائى طالوت حجتى و علامتى بايد تا دلهاى ما را به فرمانبردارى و هوادارى او رغبتى پديد آيد اشموئيل ع از خداى درخواست و خداى از علامت پادشاهى او اعلام داد وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ و گفت مر ايشان را پيغمبر ايشان إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ به درستى كه نشان پادشاهى طالوت أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ آنست كه بيايد بشما تابوت سكينه و آن صندوقى بود صورت همه انبياء در آن منقوش بود فِيهِ سَكِينَةٌ در آنجا سكينه است مِنْ رَبِّكُمْ از نزد پروردگار شما يعنى چيزى كه تسكين خاطر شما بدان باشد و گفتهاند سكينه جانورى بود به مقدار گربه دو چشم داشت چون دو شعله افروخته كه كسى را قوت ديدن او نبود و از مرتضى على كرم اللّه وجهه منقولست كه روى او مشابه روى انسان بود دو بال داشت بوقت كارزار از تابوت بيرون آمدى و مانند بادى كه سخت وزد بر دشمنان جستى و ايشان را متفرق ساختى و لهذا هميشه بنى اسرائيل اين تابوت را در پيش صف لشكر بداشتندى وَ بَقِيَّةٌ و ديگر درين تابوت باقى چيزيست مِمَّا تَرَكَ از آنچه بگذاشته است آلُ مُوسى وَ آلُ هارُونَ يعنى موسى و هارون ع آل شخصى را گويند كه در لغت نفس او مىتواند بود چنانچه ان اللّه اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهيم اى نفسه و در حديث آمده كه اوتيت مزمارا من مزامير آل داود مراد نفس داود عليه السّلام و آنچه از موسى ع و هارون ع در آن تابوت مانده بود نعلين موسى ع بود و عمامه هارون و پاره ترنجبين كه در تيه بديشان مىباريد و ريزه الواح و خاتم سليمان ع و آن تابوت را عمالقه از بنى اسرائيل گرفته بولايت خود برده بودند و در هر موضع كه داشتندى آفتى باهل آن موضع رسيدى آخر بحوالى مزبله دفن كردند حق سبحانه فرشتگان را فرمود تا آن را برداشته نزد اشموئيل آوردند حق سبحانه فرمود كه تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ كه بردارند ملائكه آن تابوت را و بشما آرند إِنَّ فِي ذلِكَ به درستى كه در رسيدن تابوت بشما لَآيَةً لَكُمْ هر آئينه حجتيست شما را بر صدق قول پيغمبر در پادشاهى طالوت إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ اگر هستيد شما باور دارندگان پس بنى اسرائيل بعد از رسيدن تابوت حكم او را منقاد گشتند و تهيه مقاتله جالوت نموده هفتاد هزار مرد در ركاب طالوت روان شدند و هوا بهغايت گرم بود .