كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
78
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ و گناهى نيست بر شما اى راغبان نكاح فِيما عَرَّضْتُمْ بِهِ در آنچه تعريض كنيد بدان يعنى به كنايت خبر دهيد مِنْ خِطْبَةِ النِّساءِ از براى خواستگارى زنان معتده يعنى كلامى گوئيد با ايشان كه موهم باشد به رغبت شما در نكاح ايشان مثلا برين وجه كه تو از شوهر در نخواهى ماند يا مرا مثل تو زنى مىبايد يا چون عدت بسر آيد مرا خبر كن و از تصريح بنكاح احتراز لازم است اما در ان گناهى نيست كه سخن بتعريض گويند أَوْ أَكْنَنْتُمْ يا آنكه بپوشيد فِي أَنْفُسِكُمْ در دلهاى خود عَلِمَ اللَّهُ دانست خداى بعلم قديم خود أَنَّكُمْ آنكه شما سَتَذْكُرُونَهُنَّ زود باشد كه ياد كنيد آن زنان را به نيكوئى يعنى به موافقت شرع بعد از تزويج وَ لكِنْ لا تُواعِدُوهُنَّ و ليكن وعده مدهيد ايشان را سِرًّا بعملى كه آن را پنهان مىكنيد يعنى مباشرت مراد آنست كه به كثرت مجامعت وعده مدهيد إِلَّا أَنْ تَقُولُوا مگر آنكه بگوئيد قَوْلًا مَعْرُوفاً سخن نيكو برمز و اشارت نه بتصريح در عبارت وَ لا تَعْزِمُوا و قصد مكنيد عُقْدَةَ النِّكاحِ عقد نكاح ايشان را حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتابُ تا برسد كتاب يعنى آنچه خداى نوشته و فرض كرده از عدّت أَجَلَهُ بهغايت خود و مدّت او منقضى گردد وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ و بدانيد آنكه خداى تعالى يَعْلَمُ ما فِي أَنْفُسِكُمْ مىداند آنچه در دلهاى شماست از عزم بر كارى كه جائز نيست فَاحْذَرُوهُ پس بترسيد و حذر كنيد از عذاب و عقاب او وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ و بدانيد آنكه خداى غَفُورٌ آمرزنده است آن را كه بترسد از عقوبت او حَلِيمٌ بردبار است و به عذاب تعجيل نه كند لا جُناحَ عَلَيْكُمْ گناهى و وبالى نيست بر شما إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ اگر طلاق دهيد زنان خود را ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ مادامىكه مس نه كرده باشيد ايشان را يعنى لمس واقع نه شده باشد امام اعظم رح خلوت صحيحه را موجب مهر مىدانند به شرط عدم مانع و امام شافعى رح مس را كنايت از جماع دانسته و لهذا بهواسطه خلوت الزام مهر نه كند أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ و باك نيست طلاق دادن زنان مادامىكه فرض نكرده باشيد و نام نبرده براى ايشان فَرِيضَةً مهر مقرر پس طلاق دهيد وَ مَتِّعُوهُنَّ و برخوردار سازيد ايشان را يعنى چيزى بدهيد مردى از انصارى زنى خواست و در صلب عقد نام مهر نبرد و قبل از دخول طلاق داد اين آيت نازل شد و حضرت رسالت مآب فرمود كه متعها و لو بقلنسوتك غرض آنست كه متعه بايد داد و آن به قدر حال طلاقدهنده بايد عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ بر مرد توانگر به اندازه توانائى وى وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ و بر مرد درويش و تنگدست به مقدار دسترس وى ابن عباس رض فرموده كه اكثر متعه چادرى و اقلّش مقنعه و نزد امام اعظم رح كرته است و چادرى و معجرى مگر نصف مهر المثل او ازين كمتر باشد و اصح آنست كه تقدير متعه مفوض براى حاكم شرع است پس متعه دهيد ايشان را مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ به اندازه توانائى متعه دادنى بر وجهى كه شرعا و عرفا شايد حَقًّا صفت متاع است يعنى متعه واجب يا مصدر فعل محذوفست يعنى خدا واجب گردانيد متعه را واجب گردانيدنى عَلَى الْمُحْسِنِينَ بر نيكوكاران .