كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

79

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ و اگر طلاق دهيد ايشان را مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ پيش از آنكه مس كنيد به شهوت ايشان را وَ قَدْ فَرَضْتُمْ و به درستى كه مقرر كرده باشيد لَهُنَّ فَرِيضَةً براى ايشان مهر مقرر فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ پس بر شما اداى نيمه از آنچه فرض كرده‌ايد قبل از نزول اين آيت كسى كه زن را پيش از دخول طلاق دادى از مهر مسمى چيزى بر وى لازم نبودى بلكه متعه بايستى دادن چنانچه در سوره احزاب حكم شد كه فمتعوهن و سرحوهن پس بدين آيت حكم آن آيت منسوخ شد و نصف مهر لازم گشت إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ مگر آنكه عفو كنند آن زنان كه اهليت عفو داشته باشند از بلوغ و رشد و عقل أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي يا آنكه عفو كند آن كسى كه بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ بدست اوست عقده نكاح يعنى ولى بقولى قديم امام شافعى رح و اين وقتى است كه زن بكر و نارسيده باشد و او را ولى بود و امام اعظم رح فرموده است مراد ازين كس شوهرست كه درو بگذرد يعنى تفضل كند و تمام مهر بدهد و مؤيد همين قولست اينكه مىگويد وَ أَنْ تَعْفُوا و آنكه درگذريد شما كه شوهرانيد و تمام مهر بدهيد أَقْرَبُ لِلتَّقْوى نزديكتر است به پرهيزگارى از بيداد وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ و فراموش نه كنيد يا ترك مگيريد تفضل را در ميان يكديگر يعنى مرد انديشه كند كه اين زن به عقد من محبوس بوده و از وصال من محروم و مأيوس شده او را به مهر مسمى دل‌شاد گردانم و زن نيز تفكّر كند كه اين مرد به من نه رسيده و از مواصلت من بهره‌مند نه‌گشته اولى آنكه ازو هيچ نه گيرم إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خداى بِما تَعْمَلُونَ به آنچه مىكنيد از جود و فضل بَصِيرٌ بيناست حافِظُوا محافظت كنيد و ايستادگى نمائيد عَلَى الصَّلَواتِ بر نمازهاى فريضه بمواقيت و حدود و حقوق آن وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى و شرائط محافظت به خصوصيت به نسبت صلاة وسطى رعايت كنيد و نماز ميانه بقول انس بن مالك و معاذ بن جبل و ابو امامة و جابر رض نماز بامدادست كه ميان سواد ليل و بياض نهار گذارند يا ميان دو نماز ليلى و نماز نهاريست يا از هر طرف او نمازيست كه در آن قصر مىكنند و بقول ابن عمر و زيد بن اسلمه و بعضى ديگر از صحابه رض نماز پيشين است و وجه وسطيت آنكه او را در وسط نهار مىگذارند يا اوسط صلاة نهاريه است و به روايت فاروق و مرتضى و عائشه و ام سلمه و حفصه و ابن مسعود و جمعى ديگر از بزرگان صحابه رض اجمعين نماز ديگر است و درين باب حديثى صحيح وارد شده در حرب احزاب كه شغلونا عن الصلاة الوسطى صلاة العصر و او را وسطى به‌واسطه آن گفت كه دو نماز روز از يك جانب دارد كه در يكى قصر هست و در ديگر نى و دو نماز شب از هر طرف ديگر به همين وجه دارد يعنى نماز شام و خفتن و بروايتى از ابن عباس و قبيصة بن ذويب رض نماز شام است و او ميانه نمازهاست در مقدار چه اكثر ركعات در فرائض چهار است و اقل دو واو ما بين اقل و اكثر واقع شده يا ميان دو صلاة اخفائيه و دو صلاة جهريه است و طائفه ديگر نماز خفتن را صلاة وسطى دانند كه ميان دو صلوه جهريه واقع شد كه افتتاح و اختتام عبادات ليليه بديشانست يا ما بين دو نماز است كه قصر را بديشان راه نيست و تخصيص هر يك ازين نمازها و نكاتى كه بدان متفرع باشد در جواهر التفسير بشرح و بسط مستوفى مذكور است وَ قُومُوا و ديگر امر مىكند كه به‌پاى ايستيد لِلَّهِ براى خداى تعالى قانِتِينَ در حالتى كه فرمان‌بردارانيد يعنى نمازگزارندگان و گفته‌اند كه قنوت سكوت است در نماز زيد بن ارقم رض فرمود كه هر يك از ما در عهد رسول عليه السلام در نماز با صاحب خود سخن مىگفت چون حكم قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ نازل شده ساكت شدند -