كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
774
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
إِنَّ الَّذِينَ به درستى آنان كه يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ رمى مىكند زنان محصنان را الْغافِلاتِ بىخبران از آنچه قذف مىكنند ايشان را بدان الْمُؤْمِناتِ گرويدگان به خدا و رسول مراد ازواج پيغمبر عليه الصلاة و السلاماند و در وسيط گويد خاصة عائشه رض مراد است و گفتهاند در شان مهاجران رض است و بعضى عام مىدارند و بر هر تقدير آنها كه قذف چنين جماعتى مىكنند لُعِنُوا لعنت كرده شدند فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ در دنيا و در آخرت دور افتادند از نام نيكو در دنيا و در آخرت از رحمت يعنى درين عالم ملعون و مردوداند و در ان سراى مبغوض و مطرود وَ لَهُمْ عَذابٌ و مر ايشان راست عذابى عَظِيمٌ بزرگ به جهت گناه بزرگ و آن عذاب ايشان را بود يَوْمَ تَشْهَدُ در روز كه گواهى دهند عَلَيْهِمْ بر ايشان أَلْسِنَتُهُمْ زبانهاى ايشان به افك و بهتان يعنى به زبان خود اعتراف كنند وَ أَيْدِيهِمْ و گواهى دهد دستهاى ايشان وَ أَرْجُلُهُمْ و پاىهاى ايشان بِما كانُوا يَعْمَلُونَ بهآنچه بودند كه كسب مىكردند از جرائم و مآثم يَوْمَئِذٍ آن روز يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ تمام بدهد خداى ايشان را دِينَهُمُ الْحَقَّ جزاى كه سزاوار است بديشان وَ يَعْلَمُونَ و بدانند در آن روز أَنَّ اللَّهَ آنكه خداى تعالى هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ اوست ثابت بذات خود پيدا به الوهيت و قدرت و توانا بر عقاب و ثواب الْخَبِيثاتُ سخنان ناشايسته و ناپاك لِلْخَبِيثِينَ مر ناپاكان را يعنى از ايشان ظاهر گردد و بدان متكلم شوند وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ و پليدان نيز شايستهاند مر سخنان پليد را چه طبايع ايشان مائل است به خبث جنايت وَ الطَّيِّباتُ و كلمات پاكيزه لِلطَّيِّبِينَ مر مردمان پاك راست يعنى از ايشان سرايت كند وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ و پاكيزگان نيز درخورند سخنان پاك را كل اناء يترشح بما فيه مصرع از كوزه همان برون ترا و دكه درو است * و گفتهاند زنان ناپاك از براى مردمان ناپاكاند و مردان ناپاك راغباند به ايشان و زنان پاك براى مردمان پاكاند و مردان پاك مائلاند بر ايشان ملخص سخن آنكه در حرم محترم حضرت رسالتپناه عليه الصلاة و السلام كه پاكيزهترين موجودات است محرمى پاكيزه چون حضرت عائشه رض صديقه رض سزد چه جنسيت سبب الفت و صحبت است و اليه اشارة فى المثنوى المعنوى مثنوى ذره ذره كاندرين ارض و سماء است * جنس خود را همچو كاه و كهربا است ناريان مر ناريان را جاذبند * نوريان مر نوريان را طالبند اهل باطل باطلان را مىكشند * اهل حق از اهل حق هم سر خوشند طيبات آمد ز بهر طيبين * للخبيثات الخبيثون باليقين ذكر فضل حضرت عائشه رض صديقه در رساله مرآة الصفا بر سبيل استقصائست ذكر يافته لا جرم اينجا بر ترجمه آيات اقتصار نمود أُولئِكَ آن گروه يعنى حضرت رسالتپناه و عايشه رض و صفوان رض مُبَرَّؤُنَ منزهكردهشدگان يعنى منزه و مبرااند مِمَّا يَقُولُونَ از آنچه مىگويند ارباب افك و بهتان منصب رسالت از ان عالىتر است كه ذيل عصمت زوجه طاهره او بلوث چنين شبهتى آلوده گردد و صفوان رض مردى پاكيزه و از اولياى صحابه رض او را نيز بدين تهمت متهم نتوان داشت لَهُمْ مر ايشان راست مَغْفِرَةٌ آمرزش از خداى تعالى وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ و روزى نيكو يعنى بىرنج و بسيار و پايدار مراد نعيم بهشت است .