كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
768
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
الزَّانِي مرد زناكننده لا يَنْكِحُ نكاح نكند إِلَّا زانِيَةً مگر زن زناكننده را أَوْ مُشْرِكَةً يا شركآرنده را چه غالب آن است كه مائل بزنا از اهل عفت مجتنب خواهد بود وَ الزَّانِيَةُ و زن پليدكار لا يَنْكِحُها در نكاح نيارد او را إِلَّا زانٍ مگر مرد پليدكار أَوْ مُشْرِكٌ يا شركآرنده چه جنسيت علت ضم است و مشاكلت سبب الفت بيت هر كس مناسب گهر خود گرفت يار * بلبل بباغ رفت و زغن سوى خارزار در تبيان آورده كه بغايا از يهود يا مشركان مدينه در بيوت مواجير نشسته هر يك بر در خانه خود رايتى نصب كردندى مردم را به خود دعوت كرده اجرت گرفتندى ضعفه مهاجرين رض كه مسكنى و عشيره نداشتند و از تنگدستى پريشان حال مىگذرانيدند داعيه كردند كه ايشان را بنكاح درآورده و كرايه نفس از ايشان گرفته بر عادت اهل جاهليت معاش گذرانند حق تعالى منع كرد و فرمود وَ حُرِّمَ و حرام كرده شد ذلِكَ تزوج به زوانى عَلَى الْمُؤْمِنِينَ بر گرويدگان قولى آنست كه اين حكم در اوّل اسلام بود و به آيت و انكحوا الايامى منسوخ شده وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ و آنان كه رمى كنند مر زنان محصنه را بزنا و مرد محصن نيز درين حكم داخل است و اينجا احصان به حريت است و بلوغ و عقل و اسلام و عفت از زنا آنكه مردى يا زنى را كه بجميع اين پنج صفت موصوف باشد بزنا دشنام دهند ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا پس نيايند نزديك حكام بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ به چهار گواه عدل يعنى چهار مرد آزاد و بالغ مسلمان نيارند بر اثبات آنچه رمى كردند بدان فَاجْلِدُوهُمْ پس بزنيد ايشان را ثَمانِينَ جَلْدَةً هشتاد تازيانه و در قذفى كه به غير زنا باشد يا قذف بزنا كه غير محصن را بود تعزير است نه حد ، و حد قذف از حد زنا و شرب خمر اخف است زيرا كه حد زنا به قرآن ثابت است چنان كه گذشت و ثبوت حد شرب بقول صحابهست رض و سبب حد قذف محتمل است مر صدق را وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ و قبول مكنيد از ايشان كه قذف كردند و گواه نياوردند و تازيانه خوردند شَهادَةً گواهى در هيچ حكمى أَبَداً هميشه يعنى تا آخر عمر و گفتهاند تا بوقت توبه وَ أُولئِكَ و آن گروه قاذفان هُمُ الْفاسِقُونَ ايشان فاسقانند يعنى بفسق ايشان حكم كرده شده است إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مگر آنان كه توبه كردهاند مِنْ بَعْدِ ذلِكَ از پس اين قذف و ديگر قذف نكنند وَ أَصْلَحُوا و بصلاح آرند نيت خود را در ترك قذف مسلمانان كه اسم فسق از ايشان برخيزد اما رد شهادت بمذهب امام ابو حنيفه رض مؤيد باشد و نزد امام شافعى رح و امام احمد رح رد شهادت و تفسيق هر دو باطل مىشود فَإِنَّ اللَّهَ پس به درستى كه خداى تو غَفُورٌ آمرزنده گناه بندگان است رَحِيمٌ مهربان بر گروه توبهكنندگان آوردهاند كه بعد نزول اين آيت عاصم بن عدى گفت يا رسول اللّه شايد كه مردى از ما بيگانه را با زن خود بيند اگر بطلب گواه مشغول مىگردد تا جمع شدن شهود آنكس از حاجت خود فارغ شده رفته است و اگر بىگواه سخن مىگويد هشتاد تازيانه مىزنند و اسم فسق و رد شهادت بر سر اين حال چگونه باشد حضرت رسالتپناه عليه الصلاة و السّلام فرموده كه اى عاصم خداى تعالى چنين حكم فرستاد عاصم از مجلس بيرون آمد ابن عم او عويمر به دو رسيده گفت اى عاصم شريك بن سمحا را بر شكم زن خود خوله ديدم عاصم گفت وا ويلاه مبتلا شدم بدانچه پرسيدم پس بازگشته صورت حال بعرض سيد عالم عليه السلام رسانيد حضرت خوله را طلبيد و ازو پرسيد او انكار كرد و آية لعان نازل شد .