كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

760

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ لَوْ رَحِمْناهُمْ و اگر ببخشائيم بر ايشان وَ كَشَفْنا و برداريم ما بِهِمْ آنچه بديشان واقع است مِنْ ضُرٍّ از سختى يعنى قحط و تنگى كه بر ايشان غلبه كرده لَلَجُّوا هر آئينه ستيزندگى كنند فِي طُغْيانِهِمْ در سركشى خود يَعْمَهُونَ سرگشته مىروند و تردد مىنمايند يعنى اگر بلا از ايشان دفع كنيم همچنان از روى ستيز و عناد بر كفر و تكذيب خود ثابت خواهند بود بيت ستيزندگى كار ديو و دد است * ستيزنده را دشمنى با خود است آورده‌اند كه چون ضرر قحط به نهايت رسيد و اهل مكه به خوردن مرده و مردار مبتلا شدند ابو سفيان به مدينه آمده با حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم گفت نه تو گمان مىبرى كه رحمت عالميانى و اهل مكه به زحمت دعاى تو درمانده‌اند پدران را به شمشير بكشتى و فرزندان را به آتش گرسنگى بسوختى حق تعالى آيت فرستاد وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ و به درستى كه ما گرفتيم اهل مكّه را بِالْعَذابِ به عذاب قتل در روز بدر فَمَا اسْتَكانُوا پس فروتنى نه كردند لِرَبِّهِمْ مر پروردگار خود را وَ ما يَتَضَرَّعُونَ و تضرع و زارى ننمودند بلكه همچنان بر سركشى و نافرمانى بايستادند حَتَّى إِذا فَتَحْنا تا چون بگشاديم عَلَيْهِمْ بر ايشان باباً درى ذا عَذابٍ شَدِيدٍ خداوند عذاب سخت كه آن جوع است و شدّت او از قتل و اسر بيشتر است إِذا هُمْ ناگاه ايشان فِيهِ در آن عذاب مُبْلِسُونَ نااميدان و اندوهگينان و فروماندگان و سرگردانند تا حدى كه اغنياء ايشان از تو طلب عاطفت و مرحمت مىنمايند وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ و اوست كه بيافريد و پيدا كرد لَكُمُ السَّمْعَ براى شما گوش را تا مىشنويد بدان شنودنيها وَ الْأَبْصارَ و ديدها را تا مىبينيد به آن ديدنيها وَ الْأَفْئِدَةَ و دلها را تا تفكّر مىكنيد به آن و استدلال مىنمائيد از مسموعات و مبصرات بر قدرت فاطر مبدعات و شما قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ اندكى را شكر مىگذاريد چه عمده در شكرگزارى آنست كه استعمال كنيد اين آلات ادراك را در آنچه مؤدى بشناخت خالق آن باشد وَ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ و اوست آنكه بيافريد شما را و منتشر ساخت فِي الْأَرْضِ در زمين وَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ و بسوى او جمع كرده خواهيد شد روز قيامت بعد از تفرق اجزا و اعضا وَ هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ و اوست آنكه زنده مىگرداند و مىميراند وَ لَهُ اخْتِلافُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ و مر او راست يعنى بامر اوست مخالفت شب و روز در ازدياد و انتقاص يا تعاقب ايشان مر يكديگر را أَ فَلا تَعْقِلُونَ آيا تعقل نمىكنيد كه قدرت ما همه كائنات را از عدم بوجود آورده و بعث نيز از ان جمله است چه همه را بعد از مردن زنده خواهيم ساخت پس چرا انكار آن مىكنيد كفار مكه تعقل آن نكردند .