كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
761
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
بَلْ قالُوا بلكه گفتند بىتدبّر و تفكّر مِثْلَ ما قالَ الْأَوَّلُونَ مانند آنكه گفته بودند پيشينيان از كفار قالُوا گفتند أَ إِذا مِتْنا آيا چون بميريم ما وَ كُنَّا تُراباً و باشيم خاك وَ عِظاماً و استخوانى خالى كهنه أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ آيا ما برانگيختهشدگانيم استفهام بر سبيل انكار است و تكرار از براى تاكيد است يعنى چون خاك شويم حشر و بعث چگونه بما راه يابد لَقَدْ وُعِدْنا هر آئينه وعده داده شديم نَحْنُ وَ آباؤُنا ما و پدران ما هذا اين سخن را مِنْ قَبْلُ پيش از آمدن محمد صلى اللّه عليه و سلّم يعنى ما را و پدران ما را بوعده حشر و نشر تخويف كردهاند و اين وعده راست نشد إِنْ هذا نيست اين قول إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ مگر افسانه پيشينيان و اكاذيب ايشان كه در صحائف نوشتهاند و گذاشته قُلْ بگو اى محمد ص مر اين منكران را كه بگوئيد لِمَنِ الْأَرْضُ مر كراست زمين وَ مَنْ فِيها و آنكه در وى است از مخلوقات يعنى مالك و خالق زمين كيست جواب دهيد مرا إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ اگر هستيد كه مىدانيد سَيَقُولُونَ زود باشد كه بگويند در جواب تو كه زمين و آنچه در او است لِلَّهِ مر خداى راست مشركان مكه معترف بودند بر آنكه آفريدگار زمين و اهل وى اللّه است پس چون ترا چنين جواب دهند قُلْ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ بگو آيا پند نمىگيريد و در نمىيابيد كه كسى كه اولا قادر باشد بر آفريدن اهل زمين ثانيا نيز از ايجاد و اعاده ايشان عاجز نخواهد بود قُلْ بگو اى محمد ص ديگر بار مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ كيست آفريدگار آسمانهاى هفتگانه با عظمت و رفعت و شكل عجيب و هيئت غريب آن وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ و كيست پروردگار عرش بزرگ كه اعظم مخلوقات است سَيَقُولُونَ زود باشد كه گويند آسمانهاى رفيع و عرش عظيم لِلَّهِ مر خداى راست و رب همه او است قُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ بگو آيا پرهيز نمىكنيد از شرك به نسبت چنين خالقى و هم از مخلوقات او او را شريك مىسازيد قُلْ مَنْ بِيَدِهِ بگو كيست آنكه بدست اوست يعنى بقبضه اقتدار اوست مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ بادشاهى همه چيزى در موضح گويد مضرت و منفعت اشياى يا خزائن آن وَ هُوَ يُجِيرُ و او زينهار دهد و به فرياد رسد و نگاه دارد و ايمن گرداند از عذاب خود هر كرا خواهد وَ لا يُجارُ عَلَيْهِ و زينهار داده نشود برو يعنى كسى نتواند كه كسى را از عذاب او ايمن گرداند و در پناه آورد و زينهار گيرد جواب گوئيد إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ اگر هستيد كه بدانيد .