كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
749
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ و آنان كه ايشان بر نمازهاى خويش يُحافِظُونَ محافظت مىكنند يعنى براى مداومت نموده با شرائط و آداب آن در اوقات آن ادا مىفرمايند ذكر صلاة در مبدأ و منتهاى اين اوصاف كه موجب فلاح مؤمنان است و اشارتست بتعظيم شان نماز أُولئِكَ آن گروه مؤمنان كه جامع اين شش صفتاند هُمُ الْوارِثُونَ ايشانند وارثان يعنى سزاوار آنكه اسم وراثت بر ايشان اطلاق توان كرد الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ آنان كه از روى استحقاق ميراث برند فردوس را كه بلندترين درجات بهشت است و گويند منازل كفار را از بهشت ميراث گيرند چه هر يك از مؤمنان و كافران را در بهشت و دوزخ منزلى است منازل مؤمنان از دوزخ اضافه بمنازل كفّار كنند و منزلهاى ايشان در بهشت بر منزلهاى مؤمنان افزايند در زاد المسير آورده كه بهشت به نظر كفار درآمدند و مقامهاى ايشان را كه اگر ايمان آوردندى آنجا بودندى بر ايشان نمايند تا حسرت ايشان زياده نمايد و حسرت بر حسرت زياده شود بيت نظر از دور در جانان بدان ماند كه كافر را * بهشت از دور بنمايند كان سوز دگر باشد هُمْ فِيها خالِدُونَ ايشان كه وارثان فردوساند در بهشت جاويد مانندگانند وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ و به درستى كه ما آفريدهايم آدميان را مِنْ سُلالَةٍ از خلاصه و نقاوه بيرون كشيده شده مِنْ طِينٍ از گل يا بيافريديم آدميان را از منى كه بيرون آمد از گل كه آدم است عليه السلام ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً پس گردانيديم نسل او را يعنى آفريديم از نطفه و بر تفسير سابق ساختيم جوهر بيرون آمده را نطفه جاى گرفته فِي قَرارٍ مَكِينٍ در قرارگاهى استوار يعنى رحم و چهل روز او را سفيد نگاه داشتيم ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً پس گردانيديم نطفه سفيد را پاره خون سرخ بسته چهل روز ديگر فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً پس ساختيم آن خون بسته را مضغه يعنى مقدارى از گوشت كه بهيكبار بخايند گوشتى بىاستخوان چهل روز ديگر فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً پس ساختيم آن گوشت را استخوان يا آنكه محكم گردانيديم آن را بعد از سه اربعين فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً پس پوشانيديم استخوان را گوشتى يعنى برويانيديم گوشت بعد از رستن عروق و اعصاب و اوتار و عضلات برو ثُمَّ أَنْشَأْناهُ پس بيافريديم او را خَلْقاً آخَرَ آفريدنى ديگر در بطن ام يعنى روح درو دردميديم تا زنده شد بعد از آنكه مرده بود يا بعد از خروج او را دندان و موى داديم و راه پستان برو بگشاديم و از مقام رضاع بفطام رسانيده به غذاهاى گوناگون تربيت فرموديم و چون قدم در حد بلوغ نهاد قلم تكليف بر وى جارى كرديم و بمراتب شباب و كهولت و شيخوخت بگذرانيديم فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ پس بزرگ است خدا كه نيكونگارندهتر نگارندگان است اى عزيز حق سبحانه و تعالى عرش و كرسى و فلم و ملائكه و نجوم و سموت و ارضين بيافريد و ذات مقدس را بدين نوع ثنا كه بعد از آفرينش انسان فرمود ، نفرموده و اين دليل بر تكريم و تفضيل انسان است بيت بر ورق روى تو لطف خداى * آيت حسن است كه تحرير كرد و فى المثنوى المعنوى اى رخ چون زهرهات شمس الضحى * اى كدامى رنگ تو گلگوننما تاج كرمنا است بر فرق سرت * طوق فضلناست آويز برت هيچ كرمنا شنيد اين آسمان * كين شنيد اين آدمى پرغمان احسن التقويم در و التّين بخوان * كه كدامى گوهر است از بحر جان گر بگويم قيمت آن ممتنع * من بسوزم هم بسوزد مستمع بعضى از اهل وجدان گويند كه چون درين آيت احوال بنىآدم و ترقى از مقامى بمقامى بيان فرمود و دانست كه او را زبانى باد اى مراسم حمد و ثناى كه مستحق بارگاه قدم باشد نخواهد بود در ستايش ذات مقدس از جانب او نيابت نموده گفت فتبارك اللّه احسن الخالقين .