كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

748

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

سورة المؤمنون مكية و هى مائة و ثمان عشرة آية بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ به درستى كه رستگار شدند و به مقصود خود رسيدند گرويدگان الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ آنان كه در نماز خود ترس‌كارانند چشم بر سجده‌گاه نهاده و بدل بدرگاه مناجات حاضر شده آورده‌اند كه حضرت رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام بوقت اداى نماز جانب آسمان نظر مىفرمود چون اين آيت نازل شد نظر بموضع سجده گماشت و در لباب فرمود كه در حالت قيام ديده بر سجده‌گاه بايد نهاد مگر به مكه معظمه كه در خانه مكرم بايد نگريست و گفته‌اند كه خشوع آنست كه مصلى نداند كه بر دست راست و چپ او كيست واسطى قدس سره فرمود كه خشوع اداى نماز است للّه و فى اللّه بىملاحظه اغراض و اعواض و در بحر الحقائق مذكور است كه خشوع در ظاهر آنست كه سر به پيش افگند ديده را از التفات به چپ و راست منع كند و دست راست بر چپ نهد و قرأت او از روى حضور بود و در باطن آنكه خواطر و هواجس را منع كند و بسر مراتب حق باشد و در بحر شهود مستغرق گشته از شعله آثار ظهور انوار جلال و جمال بگدازد محققى فرموده است كه در نماز اوّل از خود بيزار بايد شد پس طالب وصول بقرب يار بايد گشت نظم يار بيزار است از تو ، تا توئى * اوّل از خود خويش را بيزار كن گر ز تو يك ذرّه باقى مانده است * خرقه و تسبيح را زنار كن خوش تبرك هر دو عالم‌گير و رو * ذره‌منديش چون عطا كن وَ الَّذِينَ هُمْ و آنان كه ايشان عَنِ اللَّغْوِ از سخن لغو يعنى باطل و كردار ناشايست مُعْرِضُونَ اعراض‌كنندگانند و امام قشيرى رح فرموده كه هر چه براى خداست خشوع است و آنچه ترا از خدا بازدارد باطل و سهو است و آنچه بنده را در ان حظى باشد لهو است و آنچه از خدا نبود لغو است و حقيقت آنست كه لغو چيزى را گويند از اقوال و افعال كه هيچ كار نيايد وَ الَّذِينَ هُمْ و آنان كه ايشان لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ مر زكات واجب را از مال خود اداكنندگانند و گفته‌اند كه زكات فطر را يا صدقات تطوع را وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ و آنان كه ايشان مر فرجهاى خود را از حرام نگاه‌دارندگانند إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ مگر از زنان خود أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ يا از آنكه مالك شده‌اند ايشان را دستهاى ايشان يعنى كنيزكانى كه ملك يمين‌اند فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ پس به درستى كه نگاهدارندگان فروج ملامت كرده شده نيستند برايتان اين‌ها به شرط آنكه در حيض و نفاس و روزه فرض و احرام نباشد و در غير مأتى و در غير اين دو صنف به‌هيچ‌وجه نباشد فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ پس هر كه جويد براى مباشرت غير زنان و كنيزكان خود فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ پس آن گروه جويندگان ، ايشان‌اند درگذرندگان از حلال به حرام يا كامل‌اند در ستمكارى و آنان كه استمنا بيد كنند هم ازين گروهند وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ و آنان كه ايشان مر امانتهاى خود را يعنى آنچه ايشان را بران امين ساخته باشند از امانات و ودائع خلق يا آنچه امانت حق است چون نماز و روزه و غسل جنابت وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ و مر عهدها راى كه با حق و خلق ببندند رعايت‌كنندگانند يعنى به نگاهداشت آن قيام مىنمايند .