كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

746

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ سست شده است جوينده يعنى بت كه نتوانند ستد آنچه مگس ازو در ربوده و سست شده مطلوب يعنى مگس كه خواهند آنچه بربوده ازو استرداد كنند يا سست و عاجزاند پرستنده و پرستيده يعنى مشرك و صنم نظم عاجزان كه عاجزان را بنده‌اند * چون فتد كارى ز هم شرمنده‌اند عجز و امكان لازم يكديگراند * پس همه خلقان ز هم عاجزتراند قوت از حق است و قوّت حق اوست * زان كه او مغز است خلقش هست پوست آورده‌اند كه مالك بن ضعيف و كعب بن اشرف يا جمعى ديگر از يهود گفتند كه خداى تعالى عالم را به شش روز آفريد و مانده شده ( حاشا بر دهان‌شان خاك باد ) روز شنبه براى استراحت بر پشت تكيه كرد حق سبحانه آيت فرستاد ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ نشناختند يهود خداى را سزاى شناختن او يا تعظيم ننمودند او را حق تعظيم او كه رنج و تعب را به دو نسبت دادند قولى آنست كه آيت در شان مشركان است مىفرمايد كه ايشان خداى تعالى را چنانچه بايد ندانستند كه به دو شرك آوردند و جمادات را اللّه نام نهادند محققان برانند كه چنانچه اهل شرك به حق المعرفت او را نشناختند اهل علم نيز بالحقيقت به معرفت او راه نبردند زيرا كه دور باش و لا يحيطون به علما كسى را در حوالى بارگاه كبريا نمىگذارد و به غيب هويت خود هيچ راهنما را راه نمىدهد شيخ ابو بكر واسطى قدس سره فرموده كه لا يعرف حق قدره الا هو حق قدر او را جزا و نداند و بسر معرفت او جز او پى نبرد ميان او و ميان ما سواى او به هيچ نوع نسبتى نيست تا در طريق معرفتش شروع توانند كرد و معرفت بىمناسبت از قبيل محالات است و ما للطين و رب العالمين مصرع چه نسبت خاك را با عالم پاك إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ به درستى كه خداى تعالى هر آئينه تواناست بر خلق اشياء غالب است بر همه چيزها اللَّهُ يَصْطَفِي خداى تعالى برمىگزيند مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ از فرشتگان فرستادگان را كه واسطه باشند ميان وى و پيغامبران وى به رسانيدن وحى ايشان مثل جبرئيل ع و از آدميان نيز مىگزيند پيغمبران را تا خلق را دعوت به حق كنند إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ بتحقيق خداى تعالى شنواست مقاله پيغمبران را در وقت دعوت و تبليغ بينا است به حال امت او در رد و قبول دعوت يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ مىداند آنچه در پيش آدميانست يعنى عملها كه كرده‌اند وَ ما خَلْفَهُمْ و آنچه از پس ايشانست يعنى عملها كه خواهند كرد وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ و بسوى خداى تعالى بازگردانيده مىشود كارها يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا اى كسانى كه گرويده‌ايد ركوع كنيد وَ اسْجُدُوا و سجود نمائيد در نماز ، در اوّل اسلام در نماز همين قيام و قعود بود بدين آيت ركوع و سجود داخل شد و گويند معنى آيت اينست كه نماز گذاريد تعبير كرده از صلاة به ركوع و سجود كه دو ركن اعظم است از ان و لهذا امام اعظم رح و مالك رح درين آيت سجده نمىكنند چه ذكر ركوع و سجود با هم ايما مىكند به‌آنكه مراد نماز است و امام شافعى رح و امام احمد رح سجده مىكنند و مىگويند ظاهر آيت امر بسجود است و در حديثى نيز آمده است كه فضلت سورة الحج بسجدتين من لم يسجد هما فلا يقراهما اين سجده مختلف فيه است و بمذهب امام شافعى رح سجده هفتم باشد از سجدات قرآن حضرت شيخ قدس سره اين را سجدة الفلاح گفته و فعل خير را كه بعد ازين مذكور مىگردد و حمل مىكند بر مبادرت بسجود وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ و بپرستيد آفريدگار خود را وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ و بكنيد نيكوئى يعنى عملى كه پسنديده باشد در شرع لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ شايد كه شما رستگار شويد تا بمطلوب و مقصود برسيد .