كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

736

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ الْبُدْنَ و شتران و گاوان كه براى هدى رانده‌ايد جَعَلْناها لَكُمْ ساختيم آنها را يعنى كشتن آنها مر شما را مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ از نشانهاى دين خداى تعالى لَكُمْ مر شما را فِيها خَيْرٌ در آنها نيكوئى است از منافع دينيه و دنيويه فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ پس ياد كنيد نام خداى تعالى را عَلَيْها بر كشتن آن صَوافَّ در حالتى كه كه بر پاى ايستاده باشند و شتر را ايستاده نحر كردن سنت است و بعضى بوقت نحر گويند اللّه اكبر لا إله الا اللّه و اللّه اكبر اللهم منك و اليك فَإِذا وَجَبَتْ پس چون بيفتد بر زمين جُنُوبُها پهلوهاى مذبوحان و روح از ايشان بيرون رود فَكُلُوا مِنْها پس بخوريد از گوشتهاى ايشان و اين خوردن سنت است وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ و بخورانيد درويش قناعت‌كننده ناخواهنده را وَ الْمُعْتَرَّ و سؤال‌كننده و خواهنده را در زاد المسير آورده كه قانع فقير مكه هست و معتر درويش آفاتى كَذلِكَ همچنان‌كه بيان كرده‌ايم كيفيت نحر ايشان را سَخَّرْناها رام گردانيديم مر ايشان را با وجود قوّت و عظمت جثه لَكُمْ براى شما تا مىگيريد و مىبنديد و مىكشيد لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ شايد كه شما سپاس‌دارى كنيد مر خداى را به نعمت‌هاى او آورده‌اند كه اهل جاهليّت خون قربانيهاى خود را بر ديوار كعبه معظمه مىماليدند و آن را سبب تقرب مىپنداشتند و در زمان اسلام مؤمنان نيز به همان قاعده سابقه داعيه آلودگى ديوار محترم كعبه معظمه را داشتند حق سبحانه از ان نهى كرده فرمود لَنْ يَنالَ اللَّهَ نمىرسد به خداى تعالى لُحُومُها گوشتهاى قربانى كه صدقه مىدهند وَ لا دِماؤُها و نه خونهاى ايشان كه بوقت قربانى مىريزند وَ لكِنْ يَنالُهُ و ليكن مىرسد به محل قبول وى التَّقْوى مِنْكُمْ آنچه مصاحب است يا او پرهيزگارى از شما كه آن تعظيم امر خداوند است و تقرب به دو بقربان پسنديده كَذلِكَ همچنان‌كه ياد كرده شده سَخَّرَها لَكُمْ رام كرد براى شما انعام را لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ تا تكبير گوئيد وقت ذبح مر خداى را يا به بزرگى ياد كنيد خداى را عَلى ما هَداكُمْ بر آنچه راه نمود شما را بطريق نحر ضحايا و كيفيت تقرب بدان وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ و بشارت ده نيكوكاران را به بهشت يا بقول طاعات إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ به درستى كه خداى تعالى بازدارد غائله مشركان و فتنه ايشان را عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا از آنان كه گرويده‌اند يعنى نصرت دهد ايشان را بر اعادى إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ به درستى كه خداى تعالى دوست نمىدارد كُلَّ خَوَّانٍ هر خيانت‌كننده را كه در امانت دين خائن است كَفُورٍ ناسپاس بر نعمت او كه به محض انعام انعام بديشان مىدهد و مشركان بنام بتان قربان مىكنند در اسباب نزول آورده كه كفار مكه بدست و زبان در آزار مؤمنان مىكوشيد و هر ساعت يكى از صحابه رض سرشكسته و دست بربسته به حضرت نبوت عليه الصلاة و السلام آمده شكايت مىنمودند حضرت پيغمبر عليه السلام مىفرمود كه صبر كنيد كه من بقتال ايشان هنوز مأمور نيستم چون هجرت به مدينه واقع شد اذن قتال در رسيد و اوّل آيتى كه در ان باب نازل شد اين بود .