كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
733
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ إِذْ بَوَّأْنا و ياد كن چون معين و مبين گردانيديم لِإِبْراهِيمَ براى ابراهيم خليل اللّه عليه السلام مَكانَ الْبَيْتِ جاى خانه كعبه را در وقت ساختن بهآنكه ابرى فرستاديم تا سايه كرد به آن مقدار زمين كه خانه كعبه بود يا بادى برانگيختيم تا بدان اندازه زمين را برگرفت و او خانه بنا كرد و وحى فرستاديم بوى أَنْ لا تُشْرِكْ آنكه شرك مياور و انباز مگير بِي شَيْئاً به من چيزى را كه من از شرك مقدّس و منزهم وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ و پاك دار خانه مرا از بتان و چيزهاى ناشايسته لِلطَّائِفِينَ براى طوافكنندگان گرداگرد وى از آفاقيان وَ الْقائِمِينَ و براى ايستادگان يعنى مقيمان بلده و گفتهاند براى بهپاى ايستادگان در نماز وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ و ركوع و سجودكنندگان يعنى خانه كعبه را از اقذار و انجاس پاك ساز تا وى را طواف كنند و درو نماز گذارند اين قول بلسان اهل علم است اما به زبان ارباب اشارت مىفرمايد كه دل خود را كه دار الملك كبريائى من است از همه چيز پاك كن و غيرى را به دو راه مده كه او پيمانه شراب محبّت ما است القلوب اوانى اللّه فى الارض فاحب الاوانى الى اللّه اصفاها وحى آمد بداود عليه السلام كه براى من خانه پاك ساز كه نظر عظمت من بوى فرود آيد داود گفت و اىّ بيت يسعك يعنى كدام خانه است كه عظمت و جلال ترا شايد فرمود كه آن دل بنده مؤمن است داود عليه السلام گفت او را چگونه پاك گردانم گفت آتش عشق در وى زن تا هر چه غير ما است همه را بسوزد بيت خوش آن آتش كه اندر دل فروزد * بجز حق هر چه پيش آيد بسوزد چون ابراهيم خانه كعبه را تمام كرد وحى آمد كه مردمان را به زيارت خانه كعبه آواز ده ابراهيم ع فرمود كه آواز من به كجا رسد فرمان رسيد كه از تو ندا كردن و از من رسانيدن خليل عليه السلام بر مقام يا بر كوه ابو قبيس برآمد و ندا كرد كه اى مؤمنان خداى تعالى حج خانه خدا خود بر شما نوشت و شما را بدان مىخواند اجابت كنيد حق سبحانه آواز او را بذرات و ذريات رسانيد و همه را صداى دعوت او شنوانيد و هر كه در علم اللّه بود كه حج گذارد بجواب لبيك اللهم لبيك مبادرت فرمود و قصه تاذين ابراهيم اين است كه حق تعالى فرمود وَ أَذِّنْ و ندا ده اى ابراهيم فِي النَّاسِ در ميان مردمان و بخوان ايشان را بِالْحَجِّ به حج خانه خداى و در عين المعانى گفته كه اين امر متوجه حضرت پيغمبر ص است مىفرمايد كه خبر ده مردمان را از وجوب حج يَأْتُوكَ تا بيايند به تو مردمان رِجالًا پيادگان وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ و سواران بر هر شترى لاغر شده نزار گشته كه بحدّ تمام يَأْتِينَ مىآيند آن شتران مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ از هر راهى دور يعنى تو دعوت كن كه سوار و پياده به حج خواهند آمد لِيَشْهَدُوا تا حاضر شوند مَنافِعَ لَهُمْ نزديك منفعتهاى را كه مر ايشان را است يعنى بمنافع دينى و دنيوى برسند وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ و ياد كنند نام خداى را يعنى لبيك گويند فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ در روزهاى دانسته شده كه ايام عشر است از ذىالحجه و قول فقها آنست كه نام خدا برند در ايام نحر و تشريق عَلى ما رَزَقَهُمْ بر ذبح آنچه روزى داده است ايشان را مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ از بسته زبان انعام يعنى شتر و گاو و گوسفند مراد قربانى است كه بنام خداى كشند كفّار بنام بتان قربانى مىكردند و از گوشت قربانى نمىخوردند حق تعالى فرمود مؤمنان را كه بنام خدا قربانى كنيد فَكُلُوا مِنْها پس بخوريد گوشت آن اين امر اباحت است و در قربانى تطوع دارد شده چه اگر قربانى در كفارتى باشد يا جبر نقصانى صاحب قربان را خوردن آن جائز نبود وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ و بخورانيد از ان قربانى درمانده محنت كشيده و محتاج تنگدست را .