كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
7
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
يَكادُ الْبَرْقُ نزديك باشد كه روشنائى برق يَخْطَفُ بربايد أَبْصارَهُمْ بينائىهاى ايشان را كُلَّما أَضاءَ هرگاه كه بدرخشد برق و آن درخشيدن او روشن كند راه را لَهُمْ براى ايشان مَشَوْا بروند ايشان فِيهِ دران روشنى وَ إِذا أَظْلَمَ و چون باز تاريك گردد راه عَلَيْهِمْ بر ايشان بهواسطه خفاى نور برق قامُوا همانجا بايستند و متحير گردند وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ و اگر خواستى خداى تعالى ذهاب سمع و بصر ايشان را لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ هر آئينه ببردى شنوائى ايشان را به آواز رعد وَ أَبْصارِهِمْ و ببردى ديدههاى ايشان را به درخشيدن برق إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خدا عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ بر همه چيزها توانا است حق تعالى درين تمثيل تشبيه مىكند منافقان را به گروهى كه در شب تاريك ميان بيابان مهلك باشند و باران سخت و ابر متراكم ايشان را فروگيرد و غريدن رعد و درخشيدن برق ايشان را سراسيمه ساخته از هول آواز صاعقه انگشت بر گوش نهند و در ان ظلمتها راه جاده بر ايشان پوشيده شود هرگاه كه برق بدرخشد و راه هويدا گردد قدمى چند بروند و باز كه نور برق درگذشته باشد تاريكى رو نمايد متوقف و سرگردان بمانند اينجا اسلام را بباران تشبيه فرمود كه سبب حيات قلوب است و ظلمات آن چيزهائيست كه بر ارباب نفاق شاق باشد چون تكاليف شرعيه و ترك رياست و جهاد با اقربا و ترك اديان قديمه و اينها را بزعم ايشان ظلمات گفت و رعد مخاوف و شدايد كه پيش آيد و برق غنيمتها و ظفرها كه روى نمايد و صواعق تهديد و وعيد اهل كفر و نفاق پس منافقان كه به ظاهر اسلام قبول كرده بودند چون احكام جهاد و قتل كفّار و امثال آن نازل مىشد خوف بر ايشان استيلا مىيافت كه مبادا حكم الهى بقتل و جلاى ايشان صدور يابد مىخواستند كه گوش از استماع قرآن ببندند و هرگاه كه برق كثرت مال و حصول غنايم بر ايشان درخشان شدى دين اسلام را پسنديدندى و چون تاريكى مجاهدات و رياضات به خيال ايشان رسيدى در سلوك جادهء دين متوقف شدندى حاصل آنكه به اميد نعمت دوست و مدحگوئى بودندى و از بيم محنت دشمن و عيبجوئى و احوال منافقان در هر زمانى به همين منوال است مثنوى بهنگام راحت متابع شوند + بوقت مشقت منازع شوند + چو دولت درآيد همه چاكرند + به نكبت ز هر دشمنى بدترند + يا أَيُّهَا النَّاسُ اى مردمان اعْبُدُوا بپرستيد و بندگى كنيد رَبَّكُمُ پروردگار خود را كه مستحق پرستش اوست الَّذِي آن آفريدگارى كه بقدرت كامله خَلَقَكُمْ بيافريد شما را و از نيست هست گردانيد وَ الَّذِينَ و بيافريد نيز آنكسان را كه بودند مِنْ قَبْلِكُمْ پيش از شما و نتيجه اين امر آنست كه شما را به عبادت فرمود لَعَلَّكُمْ تا باشد كه شما تَتَّقُونَ بپرهيزيد از خشم و عذاب خداى الَّذِي آن خداوندى كه به حكمت بالغه جَعَلَ ساخت لَكُمُ براى نفع و فائده شما الْأَرْضَ زمين را فِراشاً بساطى باز گسترده جهت آرام در دو حركت برد وَ السَّماءَ و گردانيد آسمان را بِناءً سقفى برافراشته وَ أَنْزَلَ و فروفرستاد مِنَ السَّماءِ از آسمان يا از ابر ماءً آب پرفايده يعنى باران فَأَخْرَجَ پس بيرون آورد بِهِ بسبب آن آب وقتى كه با خاك آميخته شد مِنَ الثَّمَراتِ از انواع ميوهها و نباتها رِزْقاً روزى ساخته و پرداخته لَكُمُ براى شما فَلا تَجْعَلُوا پس مگيريد لِلَّهِ مر خداى را أَنْداداً همتايان و انبازان در ملك او وَ أَنْتُمْ و حال آنكه شما تَعْلَمُونَ مىدانيد كه او را مثلى نيست و نشايد كه باشد چه هيچكس غير او ، بر آفريدن مخلوقات و بظهور آوردن موجودات قادر نيست -