كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
650
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ مَنْ أَظْلَمُ و كيست ستمكارتر مِمَّنْ ذُكِّرَ از كسى كه پند داده شود بِآياتِ رَبِّهِ به آيتهاى پروردگار او كه قرآن است فَأَعْرَضَ عَنْها پس روى بتابد از ان و قبول نكند وَ نَسِيَ و فراموش كند ما قَدَّمَتْ يَداهُ عاقبت آن عملها كه از پيش فرستاده است هر دو دست او يعنى فراموش كردهاند كفر و معاصى خود را و تفكر نمىكنند در عواقب آن إِنَّا جَعَلْنا به درستى كه ما نهادهايم عَلى قُلُوبِهِمْ بر دلهاى ايشان أَكِنَّةً پوششها أَنْ يَفْقَهُوهُ تا درنيابند آن را وَ فِي آذانِهِمْ و در گوشهاى ايشان افگنديم وَقْراً گرانى تا نشنوند آن را چنانچه حق استماع است وَ إِنْ تَدْعُهُمْ و اگر خوانى تو ايشان را إِلَى الْهُدى بهآنچه سبب هدايت است يعنى ايمان و قرآن فَلَنْ يَهْتَدُوا پس راه نيابند إِذاً آنگاه كه دعوت كنى يعنى به دعوت تو به راه نيابند أَبَداً هرگز مراد جمعىاند از كفار مكه كه علم حق بعدم ايمان ايشان متعلق بود وَ رَبُّكَ الْغَفُورُ و پروردگار تو آمرزنده است و عيبپوش ذُو الرَّحْمَةِ خداوند بخشايش لَوْ يُؤاخِذُهُمْ اگر بگيرد خداى ايشان را يعنى كافران را بِما كَسَبُوا بهآنچه مىكنند از گناهان كه شرك است و تكذيب پيغمبر و قرآن لَعَجَّلَ هر آئينه بشتاباند لَهُمُ الْعَذابَ براى ايشان عذاب را در دنيا بَلْ لَهُمْ بلكه عذاب مشركان را هست مَوْعِدٌ وعده يا زمان وعده كه روز بدر است يا قيامت كه چون آن وعده درآيد لَنْ يَجِدُوا نيابند مِنْ دُونِهِ بجز خداى مَوْئِلًا پناهى و گريزگاهى وَ تِلْكَ الْقُرى و آن ديهها كه قصّه ايشان بر تو خواندهايم يعنى حجر و احقاف و مؤتفكات أَهْلَكْناهُمْ هلاك كرديم اهالى آن را لَمَّا ظَلَمُوا آن هنگام كه ستم كردند بر خود بكفر و تكذيب پيغامبر ص و مجادله و معاصى وَ جَعَلْنا و مقرر گردانيديم لِمَهْلِكِهِمْ براى هلاك ايشان مَوْعِداً وقتى معلوم كه چون برسد از ان پيش و پس نيفتد پس چرا قريش عبرت نمىگيرند و از شرك و نافرمانى دست بازنمىدارند السعيد من وعظ بغيره رشيد الدين وطواط شكر اللّه سعيه در ترجمه اين كلام سعادت اعلام فرموده قطعه نيكبخت آن كسى بود كه دلش * آنچه نيكوتر است بپذيرد ديگران را چو پند داده شود * او از ان پند بهره برگيرد آوردهاند كه موسى بعد از هلاك فرعونيان بنى اسرائيل را جمع كرده خطبه بخواند كه فغان از مستمعين برآمد و همه در اداى آن كلمات و تامل در معانى و حقايق و دقايقش متحير شدند يكى از عظماى قوم گفت يا كليم اللّه هيچكس باشد در روى زمين از تو داناتر موسى ع فرمود نمىدانم در همه عام از خود داناترى و گويند در ضمير مباركش اين صورت گذشت بىآنكه بدان تلفظ فرمايد حق سبحانه به دو وحى فرستاد كه ما را در مجمع البحرين بندهايست كه اختصاص دادهايم او را بعلم خاص برو با يكى از خواص خود تا منزل وى و با خود ماهى بريان همراه بر كه او ترا بدان راه خواهد نمود حضرت موسى ع تهيّه فرمود و روى به راه آورد