كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
649
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ يَوْمَ يَقُولُ و ياد كن آن روز را نيز كه گويد خداى يا فرشته بامر او مشركان را كه براى شفاعت خود يا به جهت دفع عذاب از خود نادُوا شُرَكائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ بخوانيد به آواز بلند شريكان مرا آنان را كه گمان برديد كه ايشان انبازان منند اضافت شركاء بزعم ايشان است و به جهت توبيخ و تقريع نيز مىشايد فَدَعَوْهُمْ پس بخوانند كافران بتان را و استغاثه كنند فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا پس اجابت نهكنند لَهُمْ مر ايشان را و به فرياد نرسند وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ و گردانيديم ميان كفار و الهه ايشان مَوْبِقاً جاى هلاكى يعنى وادى از واديهاى جهنم پيدا كنيم ميان ايشان كه مهلكه عظيم باشد و همه ايشان را در ان معذب سازيم و از عبد اللّه بن عمر رض منقول است كه موبق دادى باشد عميق در جهنّم كه بدان جدا كنند ميان اهل لا إله الا اللّه و ما سواى ايشان وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ و ببينند مشركان النَّارَ آتش دوزخ را معاينه از چهلساله راه فَظَنُّوا أَنَّهُمْ پس يقين دانند كه ايشان مُواقِعُوها در افتادنىاند در ان وَ لَمْ يَجِدُوا و نيابند عَنْها از ان آتش مَصْرِفاً مكانى كه بازگردند بدان يا گريزگاه نيابند جهت آنكه از همه جوانب آتش احاطه كرده باشد بديشان وَ لَقَدْ صَرَّفْنا و به درستى كه ما بيان كرديم و مفصل گردانيديم فِي هذَا الْقُرْآنِ درين قرآن لِلنَّاسِ براى مردمان مِنْ كُلِّ مَثَلٍ از هر مثلى كه بدان محتاجاند از قصص امم گذشته كه سبب عبرت گردد و دلايل قدرت كامله كه موجب ازدياد بصيرت شود حكيم سنانى فرمايد نظم حق تعالى به محض فضل عظيم * در كتاب كريم و حكيم قديم آنچه مر جمله را به كار آيد * گفته است آنچنانكه مىبايد وَ كانَ الْإِنْسانُ و هست آدمى أَكْثَرَ شَيْءٍ از هر چيزى كه خدا آفريده است جَدَلًا جدلكننده از روى خصومت باطله يعنى آدمى از همه مخلوقات جدالكنندهتر است و خصومت او در كار حق بيشتر ابن عباس رض فرموده كه مراد نضر بن حارث است كه در قرآن جدال مىنمود يا ابىّ بن خلف كه در امر بعث و حشر خصومت مىكرد وَ ما مَنَعَ النَّاسَ و منع نكرد اهل مكه را و بازنداشت أَنْ يُؤْمِنُوا از آنكه بگروند و تصديق كنند إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى چون آمد بديشان سبب راه نمودنى كه محمد است يا قرآن وَ يَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ و منع نمود ايشان را از آنكه استغفار كنند از گناهان و آمرزش طلبند از آفريدگار خود بعد از ايمان بوى إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمْ مگر آنكه بيايد بديشان سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ سنت خداى در هلاك كردن پيشينيان أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ يا بيايد بديشان عذاب قُبُلًا روى به روى يعنى مستاصل گردند يعنى در روز بدر وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ و نه فرستاديم ما فرستادگان را إِلَّا مُبَشِّرِينَ مگر مژدهدهندگان مر اهل ايمان را بنوال ابدى وَ مُنْذِرِينَ و بيمكنندگان مر مشركان را بنكال سرمدى وَ يُجادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا و مجادله مىكنند آنان كه كافر شدند بِالْباطِلِ به بيهوده كه اقتراح آيات است بعد از ظهور معجزات و چرا چنين مىكنند آن جماعت لِيُدْحِضُوا تا زائل گردانند از مقر خود و باطل سازند بِهِ الْحَقَّ به آن جدال حق را كه قرآن است يا دين قويم محمدى صلى اللّه عليه و سلّم وَ اتَّخَذُوا آياتِي و فراگرفتند آيتهاى كتاب يا دلايل قدرت مرا وَ ما أُنْذِرُوا و آن چيزى را نيز كه بيم كرده شدهاند بدان از قيامت و عذاب يعنى قرآن و مواعيد اخروى را گرفتند هُزُواً افسوس كرده شده به آن .