كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

648

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ وُضِعَ الْكِتابُ و نهاده شود نوشتهاى اعمال در دستهاى اهل محشر يا كتابهاى كردار ايشان در ميزان فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ پس ببينى گناهكاران را مُشْفِقِينَ ترسان و اعراض‌كنندگان مِمَّا فِيهِ از ان چيزى كه در كتاب ايشان باشد از گناه و فراموش كرده باشند يعنى چون بر آن مطلع گردند خوف بر ايشان مستولى گردد وَ يَقُولُونَ و گويند يا وَيْلَتَنا اى واى بر ما ما لِهذَا الْكِتابِ چه بوده است اين نامه را كه مطلقا لا يُغادِرُ فرونگذاشته صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً گناهان خرد و بزرگ را إِلَّا أَحْصاها مگر شمرده است همه آن را و ضبط كرده و نگاه داشته وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا و بيابند آنچه كرده‌اند حاضِراً در پيش آمده وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ و ستم نكند پروردگار تو أَحَداً بر كسى بنقصان حسنه يا زيادتى سيئه او وَ إِذْ قُلْنا و ياد كن آن را كه گفتيم ما لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا مر فرشتگان را كه سجده كنيد لِآدَمَ مر آدم را فَسَجَدُوا پس سجده كردند إِلَّا إِبْلِيسَ مگر ابليس كانَ بود مِنَ الْجِنِّ از جن يعنى قوم بنى الجان يا جن گروهىاند از ملائكه كه از آتش آفريده شده‌اند و ابليس از ايشان بود و غير ايشان از ملائكه مخلوقند از نور و قول اوّل اصح است چه در همين آيت او را ذرّيت اثبات مىكند و ملائكه را ذريت نيست و دليلى ديگر آن است كه مىگويد فَفَسَقَ پس بيرون رفت عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ از فرمان پروردگار خود فا براى سببيه است يعنى عاصى شد به جهت آنكه در اصل جنى بوده أَ فَتَتَّخِذُونَهُ آيا فرامىگيريد شيطان را وَ ذُرِّيَّتَهُ و فرزندان او را أَوْلِياءَ دوستان مِنْ دُونِي بجز من يعنى ايشان را دوست مىگيريد و فرمانبردارى مىكنيد و در من عاصى مىشويد وَ هُمْ و حال آنكه ابليس و ذرّيت او لَكُمْ عَدُوٌّ مر شما را دشمنانند بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بد است مر ستمكاران را ابليس و ذرّيت او بَدَلًا بدلى از خداوند گويند ذرّيت بمعنى اتباع است و تسميه ايشان به ذريت از قبيل مجاز بود و اكثر برانند كه او را ذريت هست در تبيان آورده كه چون حق سبحانه ابليس را براند از پهلوى چپ او زوجه او را كه آوه نام دارد بيافريد و او را بشمار ريگهاى بيابان فرزندانند و از اولاد او يكى مرّه است كه كنيت به دو يافته بود و ديگر لاقيس و ولهان است و در عين المعانى آورده كه لاقيس موسوس طهارت است و دلهاى موسوس صلاة و بعضى برعكس گفته‌اند و باتفاق جمهور از اولاد او صاحب اسواق است به دروغ و كم‌فروشى و خيانت وسوسه مىكند و اعور صاحب ابواب زنا است و مسوط صاحب اراجيف است و اسم برخورنده طعام كه بسم اللّه نگفته باشد شركت مىكند در خوردن و مدهش موكل علما است و ايشان را بر اهواى مختلف مىدارد و بعضى گفته‌اند كه شريده از اولاد اوست و او صاحب مصائب است كه بجزع و فزع و روى و موى كندن و گريبان پاره كردن وا ثبورا گفتن . مىفرمايد ما أَشْهَدْتُهُمْ حاضر نگردانيدم شيطان و اولاد او را خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ بوقت آفرينش آسمان و زمين تا به ايشان مشاورت كنم يا مددگارى طلبم وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ و نه بوقت آفرينش نفسهاى ايشان اعتقاد جمعى از كفار آن بود كه جن بر علوم غيبى مطلع‌اند حق سبحانه نفى مىكند آن را و مىگويد ايشان در آفرينش آسمان و زمين حاضر نبودند تا غيب آن را دانند و از آفرينش نفسهاى خويش نيز بىخبراند پس چگونه ايشان را در عبادت من انباز مىگيرند وَ ما كُنْتُ و نيستم من مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ فراگيرنده گمراه‌كنندگان را كه ابليس و ذريت اويند عَضُداً ياران و مددكاران يعنى من در خالقيت بىنيازم از يار و مددگار .