كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

624

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ لَقَدْ كَرَّمْنا و هرآئينه ما گرامى كرديم بَنِي آدَمَ فرزندان آدم را وَ حَمَلْناهُمْ و برداشتيم ايشان را يعنى سوار گردانيديم فِي الْبَرِّ در بيابان بر چهارپايان وَ الْبَحْرِ و در دريا به كشتىها وَ رَزَقْناهُمْ و روزى داديم ايشان را مِنَ الطَّيِّباتِ از طعامهاى پاكيزه وَ فَضَّلْناهُمْ و افزونى داديم ايشان را عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا بر بسيارى از آنچه آفريده‌ايم تَفْضِيلًا افزونى دادنى علما را در تكريم انسان و تفضيل ايشان سخنان بسيار است و درين ترجمه بقول جامع اكتفا مىرود صاحب بحر الحقائق رح فرموده كه كرامت انسانى دو قسم است جسمانى و روحانى جسمانى تمام انسان را باشد از مؤمن و كافر و آن تخمير طينت ايشان است بيدين و تصوير در رحم و حسن صورت و مزاج قريب باعتدال و راستى قامت و اخذ بيدين و اكل باصابع و تزئين به لحا و ذوايب و تميز بعقل و افهام بنطق و اشارت و خط و راه يافتن باسباب معيشت و تمكن از حرف و صناعات و روحانى دو قسم است عامه و خاصه اما آنچه عام است مؤمن و كافر در ان شريك‌اند چون نفخ روح در ايشان و اخراج از صلب آدم و استماع قول الست بربكم و انطاق بجواب بلى و عهد بر عبوديت و زائيدن بر فطرت و ارسال رسل بديشان و انزال كتب براى ايشان و ترغيب بمثوبات جنانى و تخويف از عقوبات نيرانى و اظهار آثار قدرت و دلائل و معجزات براى ايشان اما كرامت روحانيه خاصه آنست كه انبياء و اولياء رح و مؤمنان را بدان گرامى ساخته از نبوّت و رسالت و ولايت و هدايت و ايمان و اسلام و ارشاد و اكمال و اخلاق و آداب و سير الى اللّه و فى اللّه و باللّه و عبور بر مقامات و ترقى از مضايق ناسوتى بجذبات لاهوتى و فنا از انانيت و بقا به هويّت و كراماتى كه در حصر نيايد محمد بن كعب گفته كه كرامت آدميان بدانست كه حضرت محمد رسول اللّه ص از ايشان است نظم اى اشرف دوده آدم به تو * روشنى ديده عالم به تو كيست درين خانه كه خيل تو نيست * كيست برين خوان كه طفيل تو نيست از تو صلائى بالست آمده * نيست به مهمانى هست آمده در حقايق سلمى آورده كه گرامى ساختيم آدميان را به معرفت و توحيد و برداشتيم ايشان را در برّ نفس و بحر قلب و گفته‌اند بر آنست كه ظهور دارد از نعوت و صفات و بحر آنچه مستور است از حقايق ذات در تاويلات كاشى مذكور است كه بر عالم اجساد بود و بحر عالم ارواح و برداشتن ايشان در هر دو تركيب ايشان از هر دو روزى داديم ايشان را از طيبات علوم و معارف و تفضيل ارزانى داشتيم بر بيشتر مخلوقات به‌آنكه ايشان را بعيوب ايشان بينا ساختيم و مستثنى هم‌جنس ملائكه‌اند يا خواص ايشان و علما را در تفضيل ملك و بشر مباحث دور و دراز است اما آنچه جمهور اهل سنت برآنند آنست كه رسل بنىآدم فاضل‌تراند از رسل ملائكه و رسل ملائكه افضل‌اند از اولياى بنىآدم و اولياى بنىآدم شريف‌تراند از اولياى ملائكه و صلحاى مؤمنان را فضل است بر عوام ملائكه و عوام ملائكه بهتراند از فساق مؤمنان امام قشيرى رح فرموده كه مراد از بنىآدم مؤمنانند چه كفّار را بنص و من يهن اللّه فما له من مكرم از تكريم هيچ نصيبى نيست و تكريم مؤمنان بدانست كه ظاهر ايشان را بتوفيق مجاهده بياراست و باطن ايشان را بتحقيق مشاهده منور ساخت چنانچه كافه مؤمنان را تكريم عام ارزانى داشته امت حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم را بتكريم خاص اختصاص داد از ان جمله مرتبه اختصاص رضا است كه رضى اللّه عنهم و رضوا عنه و درجه محبّت كه يحبهم و يحبونه و تشريف ذكر كه فاذكرونى اذكركم و على الجمله اين آيت دليل فضيلت و جامعيت انسان است كه از همه مخلوقات مرآت صافى جهت انعكاس صفات الهى همه اوست و بس چنانچه از مضمون اين ابيات حقايق سمات فهم توان فرمود مثنوى - آمد آئينه جمله كون ولى * همچو آئينه نكرده جلى نه‌نمودند رو بوجه كمال * صورت ذا الجلال و الافضال زان كه بود اين تفرق عددى * مانع از سر جامع احدى گشت آدم جلاى اين مرآت * شد عيان ذات او بجمله صفات مظهرى گشت كلّى و جامع * سر ذات و صفات ازو لامع شد تفاصيل كون را مجمل * بر مثال تعيّن اوّل بوى اين دائره مكمل شد * آخرين نقطه عين اوّل شد يَوْمَ نَدْعُوا ياد كن روزى را كه بخوانيم كُلَّ أُناسٍ هر گروهى را از مردمان بِإِمامِهِمْ به پيشواى ايشان يعنى نبى كه بديشان مبعوث بود چنانچه گويند يا امت موسى و يا امت عيسى ع يا كتابى كه بر ايشان منزل شده چنانچه خطاب كنند يا اهل القرآن و يا اهل الانجيل يا مقدمى كه در مذهب متابعت او نموده باشند چنانچه ندا زنند كه يا حنفى و يا شافعى يا بدين و ملت بازخوانند چنان كه يا مسلم يا يهودى يا مجوسى و گفته‌اند امام جمع ام است فردا خلق را به مادران بازخوانند جهت كرامت عيسى و اظهار شرف حسن و حسين رض يا براى آنكه اولاد الزنا رسوا نشوند و در لباب از مرتضى على كرم اللّه وجهه نقل مىكنند كه در آن روز هر قومى را بخوانند با امام زمان ايشان و كتاب منزل بر ايشان و سنت پيغمبر ايشان و قولى آنست كه تعلق انساب بريده گردد و نسبت . اعمال بمانده پس هر گروهى را بكتاب و عمل ايشان خوانند گويند يا صاحب كتاب كذا فَمَنْ أُوتِيَ پس هرك را داده شود كِتابَهُ بِيَمِينِهِ نوشته عمل او بدست راست فَأُولئِكَ پس آن گروه يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ مىخوانند كتاب خود را از روى بهجت و مسرت نوبتى بعد از نوبتى چه در ان نامه عملهاى نيكو مىبينند وَ لا يُظْلَمُونَ و ستم‌ديده نشوند در مزد خود فَتِيلًا به مقدار فتيل از وسخ كه بين الاصبعين باشد يعنى قصور نباشد در پاداش ايشان به كمتر چيزى و اين آيت دلالت دارد بر آنكه هرك را نامه بدست چپ او دهند از خجالت و حيرت زبانش از خواندن درماند .