كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

625

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ مَنْ كانَ و هر كه هست فِي هذِهِ درين دنيا أَعْمى نابينا يعنى ديده دلش راه صواب نه‌بيند فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ پس او در آخرت أَعْمى نابينا بود يعنى طريق نجات نيابد وَ أَضَلُّ سَبِيلًا و گمراه‌تر از نابينا نيز به جهت زوال استعداد و عدم فرصت محققان گويند كه هر كه نابينا بود در دنيا از طاعت نابينا بود در عقبى از ثواب و هر كه اينجا روى توبه نه‌بيند آنجا جمال مغفرت مشاهده نكند آورده‌اند كه وفد ثقيف گفتند اى محمد ص ايمان نياريم به تو تا وقتى كه يك سال ما بر بت‌پرستى بگذارى و زمين طائف را كه آرامگاه ما است چون حريم مكه محترم گردانى و ما را در نماز از ركوع و سجود معاف دارى اگر از تو پرسند كه چرا چنين كردى بگو كه خداى من مرا بدين امر فرموده است آيت آمد وَ إِنْ كادُوا و به درستى كه خواستند ثقيف لَيَفْتِنُونَكَ آنكه بگردانند ترا عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ از آن چيزى كه وحى كرده‌ايم ما به تو لِتَفْتَرِيَ تا افترا كنى و بر بندى عَلَيْنا غَيْرَهُ بر ما جز آنچه وحى كرده‌ايم يعنى بگو كه خدا فرموده وَ إِذاً لَاتَّخَذُوكَ و آنگاه كه تو چنين كنى فراگيرند ترا خَلِيلًا دوست و گفته‌اند كه قريش به آن حضرت ص گفتند كه نمىگذاريم ترا كه استلام حجر كنى تا وقتى كه مس كنى بتان ما را و اگر چه به سرانگشت باشد آن حضرت ص را غايت شوق كه بطواف حرم داشت در خاطر مبارك خطور كرد كه چه شود اگر چنين كنم و خداى مىداند كه من اين را كاره‌ام اين آيت فرود آمد كه ايشان مىخواهند كه ترا بگردانند از وحى ما و به دوستى گيرند وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ و اگرنه آنست كه ترا ثبات داديم بر راستى بمدد عصمت خود لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ به درستى كه نزديك بود كه ميل كنى إِلَيْهِمْ بسوى آن آرزوى ايشان شَيْئاً قَلِيلًا ميل‌كردنى اندك و نزد محققان آن خطور كه مذكور شد محقق نيست بلكه مىگويند كه معنى آيت اين است كه در صدد ميل بودى اگر ما ترا ثابت نمىگردانيديم اما عصمت ما ترا دريافت و ممنوع شدى از آنكه نزديك شوى بميل و اين تصريح است به‌آنكه بميل نزديك نشده پس ميل مطلق نبوده در تبيان گفته كه آن حضرت ص معصوم بود اما براى تخويف امت است تا ميل به سخن مشركان نكنند اين آيت آمد كه إِذاً لَأَذَقْناكَ آنگاه كه ميل كردى هرآئينه مىچشانيديم ترا ضِعْفَ الْحَياةِ زيادت عذاب زندگى يعنى در دنيا وَ ضِعْفَ الْمَماتِ و زيادت عذاب مرگ يعنى در آخرت ثُمَّ لا تَجِدُ پس نمىيافتى تو لَكَ براى خود عَلَيْنا بر دفع عذاب ما نَصِيراً يارى كه بسبب او از ان بازرهى امام ثعلبى آورده كه بعد از نزول اين آيت آن حضرت ص فرمود اللّهم لا تكلنى الى نفسى طرفة عين بيت الهى بر ره خود دار ما را * دمى با نفس ما مگذار ما را آورده‌اند كه اهل مكه در اخراج آن حضرت ص مشاورت كردند وراى ايشان بر آن قرار گرفت كه در دشمنى به حدى افراط نمايند كه آن حضرت ص را به ضرورت بيرون بايد رفت اين آيت نازل شد .