كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

610

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ كُلَّ إِنسانٍ و هر آدمى را خواه مؤمن و خواه كافر أَلْزَمْناهُ الزام كرديم او را طائِرَهُ عمل او يعنى آنچه تقدير كرده‌اند در روز ازل از كردار او لازم ساخته‌ايم فِي عُنُقِهِ در گردن او يعنى او را چاره نيست از ان و او ملازم اوست چنانچه طوق لازم عنق است و در زاد المسير از مجاهد رح نقل مىكند كه هر مولودى را كتابى است از گردن او آويخته و در آنجا نوشته كه شقىام سعيد بعضى برآنند كه اعراب به پريدن مرغ از راست يا چپ تفاؤل مىكردند از جانب يمين نشانه يمن مىگرفتند و طرف شمال را نسبت بشامت مىدادند پس اينجا استعاره كرده است طائر را به‌آنچه سبب خير يا شر بود و در عين المعانى گفته كه طائر آن كتاب است كه روز قيامت پران‌پران بدست بنده آيد و معنى فى عنقه آن است كه عمل آن در گردن اوست وَ نُخْرِجُ لَهُ و بيرون آريم براى هر آدمى يَوْمَ الْقِيامَةِ روز قيامت كِتاباً نوشته كه صحيفه عمل اوست ، يَلْقاهُ مَنْشُوراً ببيند آن كتاب را بازگشاده بدست در تبيان آورده كه چون آدمى در سكرات افتد نامه اعمال او درپيچند و چون مبعوث شود بازگشاده بدست او دهند و گويند اقْرَأْ كِتابَكَ بخوان نامه اعمال نوشته خود را و در ان روز همه آدميان خواننده خواهند بود خطاب با هر يك خواهد رسيد كه نامه خود املا كرده بخوان كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ بس است نفس تو امروز عَلَيْكَ حَسِيباً بر تو شماركننده يعنى خود ببين كه چه كرده و مستحق چه نوع پاداشى عمر بن خطاب رض فرموده كه حاسبوا قبل ان تحاسبوا امروز دفتر اعمال خود در پيش نه و درنگر كه از نيك و بد چه ساخته و چون فرصت دارى در تدارك اعمال خود كوش كه فردا مجال تلافى نخواهد بود اليوم عمل بلا حساب و غدا حساب بلا عمل در كشف الاسرار فرموده كه پدرى پسر خويش را گفت امروز هر چه با مردم گوئى و هر چه از ايشان شنوى و هر عملى كه كنى تا نماز شام با من بگو و حركات و سكنات خويش همه با من عرض كن آن پسر نماز شام به كلفت تمام يك روزه گذار و گفتار خويش را با پدر باز گفت پدر روزى ديگر همين حال از پسر درخواست پسر گفت اى پدر زينهار هر چه خواهى از رنج و كلفت بكشم اين صورت را بگذار كه طاقت ندارم پدر گفت من ترا درين كار پندى دادم تا بيدار و هشيار باشى و از موقف حساب غافل نباشى كه ترا طاقت دادن حساب يك روزه با پدر نيست حساب همه عمر با حق تعالى چون بازخواهىداد نظم تو نمىدانى حساب صبح و شام * پس حساب عمر چون گوئى تمام زين عملهاى نه بر نهج صواب * نيست جز شرمندگى وقت حساب مَنِ اهْتَدى هر كه راه يابد و بر راه راست رود فَإِنَّما يَهْتَدِي پس جز اين نيست كه راه مىيابد لِنَفْسِهِ براى نفس خود يعنى راه يافتن او را نجات خواهد داد و بس وَ مَنْ ضَلَّ و هر كه گمراه شد فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها پس جزين نيست كه گمراه مىشود بر نفس خود يعنى گمراهى او او را هلاك خواهد كرد و بس وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ و برندارد هيچ نفس بردارنده وِزْرَ أُخْرى گناه نفس ديگر وليد مغيره كافران را مىگفت متابعت من كنيد گناه شما را بردارم حق سبحانه مىفرمايد كه هر نفسى بار خود برخواهد داشت نه بار ديگرى وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ و نيستيم ما عذاب‌كننده قومى حَتَّى نَبْعَثَ تا وقتى كه برانگيزيم و بفرستيم رَسُولًا فرستاده بديشان تا ايشان را به راه راست خواند و حجت بر ايشان لازم كند وَ إِذا أَرَدْنا و چون خواهيم أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً آنكه هلاك گردانيم اهل شهرى يا ديهى را أَمَرْنا بسيار گردانيم مُتْرَفِيها متنعمان آن موضع را يا امر كنيم جباران و سركشان آن شهر را به فرمان‌بردارى به زبان رسولى كه مبعوث بديشان است فَفَسَقُوا پس ايشان از سخن رسول بيرون روند و تمرد كنند فِيها در ان شهر فَحَقَّ پس واجب شود عَلَيْهَا الْقَوْلُ بر اهل آن ديه كلمه عذاب كه سبقت گرفته است در حكم ازلى يعنى مستوجب عقوبت شوند فَدَمَّرْناها پس از بنياد بركنيم ايشان را . و خراب سازيم منازل ايشان را تَدْمِيراً خراب‌كردنى و از بنياد بركندنى