كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
61
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ أَنْفِقُوا و نفقه كنيد اى توانگران فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خداى كه جهاد است وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ و ميفگنيد خود را به دستهاى خود إِلَى التَّهْلُكَةِ به ورطه هلاكت يعنى بخل مكنيد كه مؤدى بهلاك دل است كه البخيل بعيد من اللّه بعيد من الجنة قريب الى النار مثنوى بخل و خست مرد را رسوا كند * بلكه در چاه هلاكش افگند روى جنت را كجا بيند بخيل * بسته به افتاده اندر پاى پيل اسخيا را با جهنم كار نيست * جاى ممسك جز ميان نار نيست وَ أَحْسِنُوا و نيكوئى كنيد با غازيان إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خداى يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ دوست دارد نيكوكاران را وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ و تمام كنيد حج و عمره را يعنى مناسك و حدود و فرائض و سنن و آداب آن را به تمامى بجاى آريد لِلَّهِ براى خداى نه چون كفار كه طواف و تلبيه بنام بتان مىكنند فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ پس اگر بازداشته شويد به بيمارى و خوف دشمن و گم شدن قوت و گم شدن راحله فَمَا اسْتَيْسَرَ پس بر شما است آنچه ميسر شود مِنَ الْهَدْيِ از قربانى و آن را به منا بايد فرستاد كه محل ذبح است بقول امام اعظم رح وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ و متراشيد سرهاى خود را يعنى از احرام بيرون مىآئيد حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ تا وقتى كه برسد قربانى مَحِلَّهُ به محل او كه منى است فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ پس هر كه باشد از شما مَرِيضاً بيمار در وقت احرام أَوْ بِهِ أَذىً يا باشد او را رنجى مِنْ رَأْسِهِ از سر او چون صداع يا جراحت يا غلبه جنبندگان درو و بدين سبب ضرورت شود كه سر بتراشد فَفِدْيَةٌ پس برو است فديه دادن ، در اسباب نزول آمد كه كعب بن عجره رض را وقتى كه محرم بود خزندگان روى بوى آورده بودند و چون مردم قحط ديده در كاسه سرش افتاده بودند حضرت صلى اللّه عليه و سلّم بدان اطلاع يافته فرمود كه سر بتراش و گوسپندى بكش و درويشان را بخوران گفت يا رسول اللّه بدان دسترس ندارم حكم صادر شد كه فديه دهد مِنْ صِيامٍ از روزه و بحديث مقرر شده كه سه روز روزه دارد أَوْ صَدَقَةٍ يا صدقه دهد و آن طعام دادن شش مسكين باشد هر يك را دو من از گندم أَوْ نُسُكٍ يا قربانى دادنى آن گوسپندى است فَإِذا أَمِنْتُمْ پس چون ايمن شويد از خوف عدو يا از مرض فَمَنْ تَمَتَّعَ پس هر كه برخورد بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ يعنى جمع كند ميان حج و عمره در سفر واحد بطريقه تمتع ببايد دانست كه حج و عمره يا بطريق افراد است كه اول به حج احرام گيرد و شرائط آن بجا آرد و چون حج تمام شد از حرم بيرون رفته به زمين حل و از آنجا به عمره إحرام گيرد و اعمال وى بجا آرد و نزد امام شافعى رح و امام مالك رح اين افضل است يا بطريق قران كه در وقت احرام نيت به حج و عمره كند و گويد لبيك به حج و عمرة معا و بر اعمال حج اقتصار كند كه عمره در او مندرج است چون وضو در غسل و نزد امام اعظم رح اين قسم فاضلتر است يا بوجه تمتع كه چون در موسم حج به ميقات رسد و احرام به عمره گيرد و به مكه درآمده از اعمال عمره فارغ شود و از احرام بيرون آيد و بمحظورات متمتع گردد آنگه از درون مكه يوم الترويه احرام گيرد به حج امام احمد رح اين قسم را اختيار فرموده و درين آيت مىگويد كه هر كه متمتع باشد فَمَا اسْتَيْسَرَ پس برو است آنچه ميسّر شود از گاو يا گوسپند يا شتر مِنَ الْهَدْيِ از قربانى شكر از آن را كه توفيق يافته در جمع ميان دو عبادت فَمَنْ لَمْ يَجِدْ پس هر كه نيابد قربانى يعنى بر آن قادر نشود فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ پس حكم روزه داشتن سه روز است پيوسته ناگسسته فِي الْحَجِّ يعنى در ايام حج -