كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
592
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ لِلَّهِ و مر خداى راست غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ دانستن نهانى آسمانى و زمين يعنى او داند و بس آنچه پوشيده است از ان و شما را محسوس نمىشود يا مراد مطر و نبات است وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ و نيست كار قيامت يعنى قيام آن روز يا احياى موتى در سرعت و سهولت إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ مگر مانند نگريستن چشم يعنى گشتن او از اعلاى حدقه باسفل آن و باصطلاح آن را چشم زدن گويند يعنى آوردن خداى مر قيامت را يا زنده ساختن اموات را در ان روز آسانتر است از آنكه شما ديده بر هم زنيد أَوْ هُوَ بلكه آن أَقْرَبُ نزديكتر است چه لمح بصر دو فعل است 1 وضع جفن و 2 رفع آن و ايقاع قيامت يا احياى موتى يك فعل است پس ممكن است وقوع آن در نصف زمان اين حركت إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خداى عَلى كُلِّ شَيْءٍ بر همه چيز از بعث و حشر قَدِيرٌ توانا است يعنى تواند احياى خلايق دفعة چنانچه قادر است بر احياى ايشان بر سبيل تدريج پس از ابتداى ظهور ايشان خبر داد تا از مبدأ بر معاد استدلال كنند و فرمود كه وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ و خداى بيرون آورد شما را مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ از شكمهاى مادران شما لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً نمىدانستيد هيچ چيز را از جذب منافع به خود و دفع مكاره از خود وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ و داد مر شما را گوش وَ الْأَبْصارَ و چشمها وَ الْأَفْئِدَةَ و دلها يعنى ادوات دانش بشما داد تا جزئيات اشيا بمشاعر دريابيد و بدلها مشاركاتى و مبايناتى كه ميان ايشان باشد بسبب تكرار احساس تعقل كنيد تا علوم بديهى شما را حاصل آيد و به نظر در ان اكتساب علوم نظرى دست دهد پس ادوات استفاده و استفاضه از كلام و كتاب كه تعلق آن باسماع و ابصار است بشما ارزانى داشت و سلاطين قلوب را كه مميّز از مستفادات شمااند بر مسند تعقل متمكن ساخت لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ شايد كه شما شكر گوئيد بدين نعمتها أَ لَمْ يَرَوْا آيا نمىنگرند آدميان براى استدلال بر قدرت الهى إِلَى الطَّيْرِ بسوى مرغان تا به بينند ايشان را مُسَخَّراتٍ رامشدگان براى پريدن فِي جَوِّ السَّماءِ در هوا ميان ارض و سما ما يُمْسِكُهُنَّ نگاه نمىدارد ايشان را در ان هوا إِلَّا اللَّهُ مگر خداى و اگر نه ثقل جسد ايشان مقتضى سقوط است إِنَّ فِي ذلِكَ به درستى كه در تسخير طير براى طيران لَآياتٍ هرآئينه نشانها است لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ براى گروهى كه بگروند يعنى مؤمنان متقناند بدانچه تفكر مىكنند در آنكه حق سبحانه مرغان را بر وضعى آفريد كه طيران مىتوانند نمود و هوا را بر نمطى مخلوق ساخته كه پريدن ايشان در آن ممكن است و ايشان را نگاه مىدارد در هوا بر خلاف طبع ايشان پس ببال اين تفكّرات در هواى معرفت پرواز نموده خود را به آشيان كرامت نشان تفكر ساعة خير من عبادة ستين سنة مىرسانند بيت فكر ازين خانه فرازت كشد * سوى سراپردهء رازت كشد .