كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
574
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ لَكُمْ فِيها و شما راست در ان چهارپايان جَمالٌ زينتى و آرايشى يعنى درهاى خانهء شما در وقت ايستادن بدين انعام زينت مىيابد حِينَ تُرِيحُونَ هنگامى كه بازمىآيند از چراگاه به آرامگاه خويش يعنى آخر روز وَ حِينَ تَسْرَحُونَ و وقتى كه بيرون مىروند به مراعى خود يعنى بامداد وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ و برمىدارند بارهاى گران يا ابدان شما را إِلى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا به شهرى كه نباشيد شما بالِغِيهِ رسندان بدان به بارهاى گران پا پياده إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ مگر برنج و سختى كه به بدنهاى شما رسد اهل مكه را مىگوئيد كه با متعه تجارت خود به هيچ شهرى از شام و يمن نتوانيد رفت مگر به مشقت تمام پس حق سبحانه شما را نعمت انعام انعام فرموده إِنَّ رَبَّكُمْ بتحقيق كه آفريدگار شما لَرَؤُفٌ هرآئينه مهربان است نعمت داد بىسابقه خدمت رَحِيمٌ بخشاينده است كه بآفريدن چهارپايان كار بر شما آسان كرد وَ الْخَيْلَ و بيافريد اسپان را وَ الْبِغالَ و استران را وَ الْحَمِيرَ و خران را لِتَرْكَبُوها تا برنشينيد آنان را وَ زِينَةً و تا آرايش كنيد روزگار خود را بدان آرايشكردنى وَ يَخْلُقُ و بيافريند چنانچه اينان را آفريده ما لا تَعْلَمُونَ آن چيزى را كه شما نمىدانيد از حشرات و هوام و طيور و جانوران آبى و گفتهاند مراد نعيم بهشتى است يا ملائكه حافات و صافات يا مخلوقات ماوراى كوه قاف در لباب آورده كه سكوت از تفسير آنچه از حق سبحانه تعالى مىفرمايد كه ما لا تعلمون ، اولى است وَ عَلَى اللَّهِ و بر خداى است يعنى او راست قَصْدُ السَّبِيلِ بيان راه ميانه يعنى راه راست كه موصل است به حق يا بروست اقامت طريق مستقيم و تعديل آن نه بر سبيل وجوب بلكه از روى فضل و رحمت يا مر او راست راه حق يعنى دين اسلام وَ مِنْها و هست بعضى از ان راه كه خلقان روند جائِرٌ كج و منحرف از مقصد يعنى ملل كفر و شرك و اهواء و بدع وَ لَوْ شاءَ و اگر خواستى خداى كه راه نمايد لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ هرآئينه راه نمودى همه شما را و توفيق رفيق ساختى تا همه سائران به قصد السبيل رسيدندى هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ اوست آنكه فروفرستاد مِنَ السَّماءِ ماءً از آسمان يا از سحاب يا از آسمان بر سحاب و از سحاب بر زمين آبى لَكُمْ مِنْهُ شَرابٌ شما را از ان آشاميدنى وَ مِنْهُ شَجَرٌ و ازين باران باشد درخت مراد گياهى است كه از زمين برويد نه نباتى كه آن را ساق باشد فِيهِ در ان نبات رسته تُسِيمُونَ مىچرانيد چهارپايان خود را .