كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
566
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ مگر بندگان تو از ايشان الْمُخْلَصِينَ خالصشدگان از شوائب شرك جلى و خفى كه مكر و فريب را در ايشان اثر نباشد قالَ گفت خداى هذا اين اخلاص در ايمان صِراطٌ راهى است كه حق است عَلَيَّ بر من رعايت آن مُسْتَقِيمٌ راست است يعنى كجى ندارد و زود به منزل مىرساند و گويند على بمعنى الى است يعنى اخلاص راهى است راست بسوى من إِنَّ عِبادِي به درستى كه بندگان من يعنى مخلصان لَيْسَ لَكَ نيست ترا عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ بر ايشان تسلطى و قوتى در اغوا و اضلال إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مگر آنكس كه متابعت تو كند مِنَ الْغاوِينَ از گمراهان كه تو برو مسلّط توانى شد وَ إِنَّ جَهَنَّمَ و به درستى كه دوزخ لَمَوْعِدُهُمْ وعدهگاه ايشان است يعنى متابعان تو أَجْمَعِينَ همه ايشان لَها مر دوزخ را سَبْعَةُ أَبْوابٍ هفت درست لِكُلِّ بابٍ مر هر درى را مِنْهُمْ از گمراهان جُزْءٌ مَقْسُومٌ بهره هست قسمت كرده شده و مراد از ابواب طبقات است و براى هر طبقى قومى مقرر و معين شده جهنّم جاى گنهكاران است از اهل توحيد لظى مقام ترسايانست حطمه مأواى جهودان است سعير از ان صابيان است سقر مقر گبرانست جحيم محل مشركان است هاويه كه درك اسفل گويند نامزد منافقان است امام ابو منصور ماتريدى رح در تاويلات فرمود كه مراد از ابواب طبقات است و چون مؤمنان در دوزخ جاويد نيستند ايشان را طبقه مقرر نباشد پس طبقه اولى نامزد دهريه است دوم از ان ثنويّه و مشركان عرب است سوّم از ان براهمه كه مطلق منكر رسالتاند چهارم از آن يهود پنجم از آن نصارى ششم از ان مجوس هفتم از آن منافقان در بحر الحقائق آورده كه دوزخ بعد حرمان را هفت درست حرص و شره و حقد و حسد و غضب و شهوت و كبر و در ترجمه رشف مذكورست كه دوزخ را هفت در از آن است كه اعضاى هفتگانه ، آدمى كه چشم و گوش و زبان و بطن و فرج و دست و پاست ، هفت در بدان گشوده مىشود به گناهى كه لائق آن موضع است و هر عضوى را از بابى مورد طريق گردانيدهاند نظم هفت در دوزخاند در تن تو * ساخته نفسشان درو دربند همين كه در دست تست قفل امروز * در هر هفت محكم اندر بند إِنَّ الْمُتَّقِينَ به درستى كه پرهيزكنندگان از پيروى ابليس فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ در بوستانها و چشمهااند يعنى در باغها كه در ان چشمها روان بود و از شير و خمر و غير آن ادْخُلُوها گويند فرشتگان متقيان را كه درآييد بدين بوستانها بِسَلامٍ آمِنِينَ مقرون به سلامت از همه آفتها يا به سلامى از خدا در حالتى كه ايمن باشند از زوال نعمت وَ نَزَعْنا و بيرون كنيم ما فِي صُدُورِهِمْ آنچه در سينهاى بهشتيان باشد مِنْ غِلٍّ از كينه كه در دنيا با هم داشته باشند از حضرت مرتضى على رض منقول است كه گفت اميد مىدارم كه من و طلحه رض و زبير رض از ايشان باشيم و گويند صفت حسد را از ايشان نزع كنند تا بدرجات و مراتب يكديگر رشك نبرند إِخْواناً درآيند در بهشت در حالتى كه همچو ما برادران باشند مر يكديگر را در مهربانى و دوستدارى عَلى سُرُرٍ نشسته بر تختها از زر مكلّل بجواهر مُتَقابِلِينَ رويها بر يكديگر آوردهاند كه بهشتيان قفاى يكديگر را نه بينند چه هرجا كه مىروند و روى بدان جانب مىكنند تختهاى ايشان نيز مىرود و مىگردد پس در جميع احوال روى يكديگر مىبينند .