كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

543

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً و اگر كتابى بود درين عالم سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ رانده شدى بوى كوهها يعنى در وقت خواندن وى از موضع خود برفتى أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ يا شكافته شدى به دو زمين چون برو خواندندى أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى يا به سخن آورندى از بركت تلاوت آن مردگان را هرآئينه همين قرآن بودى كه غايت است در اعجاز و نهايت است در تذكير و انذار بَلْ نه چنان است كه كافران مىگويند كه به قرآن تو يا بفرمان تو بايد كه اين‌ها واقع شود بلكه لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً مر خدا راست همه كارها يعنى قدرت بر همه چيزها دارد و هرگاه كه بخواهد اين آيتها ظاهر گرداند أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا آيا نوميد نشدند آنها كه گرويده‌اند يعنى مؤمنان از ايمان اينان يعنى مقترحان آيات با آنكه دانسته‌اند أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ آن را كه اگر خواهد خدا لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً هرآئينه راه نمايد همه مردمان را صاحب كشاف گفته ياس در لغت نخع بمعنى علم است يعنى آيا ندانسته‌اند مؤمنان كه هدايت به مشيت باز بسته است وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا و هميشه آنان كه كافر شدند تُصِيبُهُمْ برسد ايشان را بِما صَنَعُوا به سبب آنچه كرده‌اند از تكذيب و عناد قارِعَةٌ عذابى كوبنده و داهيه از بنياد بركننده أَوْ تَحُلُّ يا فرود آئى تو كه محمدى قَرِيباً بموضع نزديك مِنْ دارِهِمْ از سراى ايشان بموضع حديبيه مراد كفار مكه‌اند كه بشامت تكذيب آن حضرت عليه الصلاة و السلام پيوسته در بلا بودندى و سراى آن حضرت ص بحوالى ايشان رفته اموال و مواشى ايشان را غارت كردندى پس حق سبحانه تعالى فرمود كه هميشه بلا بديشان خواهد رسيد حَتَّى يَأْتِيَ تا وقتى كه بيايد وَعْدُ اللَّهِ وعده خداى كه موت است يا قيامت يا فتح إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خداى لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ خلاف نكند وعده را پس براى تسلّى آن حضرت عليه الصلاة و السّلام مىگويد وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ و به درستى كه استهزاء كرده شده بِرُسُلٍ به پيغمبران مِنْ قَبْلِكَ پيش از تو چنان كه اين قوم در حق تو مىكنند فَأَمْلَيْتُ پس مهلت دادم لِلَّذِينَ كَفَرُوا مر آنان را كه نگرويدند و مدّتى ايشان را بگذاشتم در راحت و تن‌آسانى ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ پس بگرفتم ايشان را به عقوبت فَكَيْفَ كانَ پس چگونه بود عِقابِ عقوبت كردن من ايشان را اين سخن بر سبيل تهديد و تهويل است .