كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
484
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا و اى گروه من استغفار كنيد و آمرزش طلبيد رَبَّكُمْ از پروردگار خود بايمان ثُمَّ تُوبُوا پس بازگرديد إِلَيْهِ به دو از عبادت غير او يُرْسِلِ السَّماءَ تا بفرستد از آسمان عَلَيْكُمْ بر مزروعات شما مِدْراراً بارانى پيوسته وَ يَزِدْكُمْ و بيفزايد شما را و يارى كند قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ قوت با قوتى يعنى فرزندان دهد شما را تا بمدد ايشان بر دفع اعادى قادر شويد پس سخن من بشنويد وَ لا تَتَوَلَّوْا و برمگرديد از من و اعراض منمائيد از پيغام الهى مُجْرِمِينَ در حالتى كه مصر باشيد بر گناهان قالُوا گفتند يهود ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ اى هود نياوردى بما حجتى كه دلالت كند بر صحت دعوى تو حال آنكه هود عليه السلام معجزات بديشان نموده بود ايشان آن را در حساب نياوردند و انكار نموده گفتند وَ ما نَحْنُ و نيستيم ما بِتارِكِي آلِهَتِنا ترككنندگان عبادت خدايان خود را عَنْ قَوْلِكَ از سخن تو كه گوئى يك خداى را پرستيد وَ ما نَحْنُ لَكَ و نيستيم ما ترا بِمُؤْمِنِينَ از گرويدگان إِنْ نَقُولُ ما نمىگوئيم در شان تو إِلَّا اعْتَراكَ مگر آنكه رسانيدهاند به تو بَعْضُ آلِهَتِنا برخى از خدايان ما بِسُوءٍ رنجى و گزندى و علتى و گويند مراد جنون است عاديان گفتند كه تو چون دشنام مىدهى خدايان ما را از آن ايشان ترا ديوانه ساختهاند تا سخنانى كه نه بر طبق عقل است از تو شنيده مىشود قالَ گفت هود عليه السّلام إِنِّي به درستى كه من أُشْهِدُ اللَّهَ گواه مىسازم خداى را وَ اشْهَدُوا و شما نيز گواه باشيد بهآنكه من أَنِّي بَرِيءٌ بهآنكه من بيزارم مِمَّا تُشْرِكُونَ از آنچه شما انباز مىگيريد مِنْ دُونِهِ بدون خداى يعنى در عبادت او ديگران را شريك مىسازيد فَكِيدُونِي پس اجتماع كنيد بر كيد نسبت من جَمِيعاً همه شما يعنى شما و خدايان شما در اهلاك من اتفاق نمائيد ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ پس مرا مهلت مدهيد و هر چه خواهيد در قصد من بكنيد كه من باك ندارم و به حمايت عصمت الهى از مضرت و معرت شما نهانديشم و اين از جمله معجزات هود عليه السلام بوده كه تن تنها در مواجهه جمعى كثير از جباران و اهل بطش و سطوت و ارباب شوكت و قوّت كه به خون او تشنه بودند اين همه مبالغه نموده كه جمع شويد و اتفاق نموده بىمهلت در اهلاك من سعى نمائيد و ايشان با وجود شدت و قهر و اقتدار و اختيار از رسانيدن اندك ضررى به دو عاجز شدند و نعم ما قيل بيت تو خدا را شود گر جمله عالم درياست * به خدا گر سر موئى قدمت تر گردد چون هود عليه السلام بكرم الهى وثوق تمام داشت گفت .