كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
485
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
إِنِّي تَوَكَّلْتُ به درستى كه من توكّل كردم عَلَى اللَّهِ بر خداى رَبِّي وَ رَبِّكُمْ كه پروردگار من و پروردگار شما است و مهم خود را بوى بازگذاشتم ما مِنْ دَابَّةٍ هيچ جنبنده نيست إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها مگر كه خدا فراگيرنده است موى پيشانى او را يعنى مالك او است و قادر و غالب بر او اخذ نواصى تمثيل مالكيت و قدرت و تصرف است إِنَّ رَبِّي به درستى كه آفريدگار من عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ بر طريق حق و عدل است هر كس كه برو توكل كند او را راه راست نمايد و ضائع نگذارد و در بحر الحقائق فرموده كه صراط مستقيم آنست كه منتهى به حق باشد نه به غير او كما قال جل جلاله و ان الى ربك المنتهى و در نقد النصوص جامعه مذكور است در باب احديت افعال و بيان تاثيرات و مؤثرات كه آن ذات متعاليه كه فى الحقيقة مصدر افعال و مؤثر در تمام منفعلات است به حكم ترتيب هر يكى را بحسب قابليات بسوى حضرت خود مىكشاند اين است سر آخذ بناصيتها و ان ربى على صراط مستقيم بيت كس كشاند مىكشد كانا اليه راجعون * چون روى جاى دگر فكر غلط باشد جنون و ازين مقولهها است قول قائل مثنوى چون همه راه اوست از چپ و راست * تو بهر ره كه مىروى او راست چون ازو بود ابتداى همه * هم به دو باشد انتهاى همه فَإِنْ تَوَلَّوْا پس اگر برگرديد از من و اعراض كنيد يعنى هميشه بر اعراض ثابت باشيد فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ پس به درستى كه من رسانيدهام بشما ما أُرْسِلْتُ بِهِ آن چيز را كه فروفرستادهشدهام به آن إِلَيْكُمْ بسوى شما يعنى وحى الهى بشما رسانيدم و بر شما حجت گرفتم چون قبول حق نكنيد حق تعالى شما را هلاك كند وَ يَسْتَخْلِفُ و جانشين شما گرداند رَبِّي آفريدگار من قَوْماً غَيْرَكُمْ گروهى را غير شما وَ لا تَضُرُّونَهُ شَيْئاً و زيان نتوانيد رسانيدن حق را چيزى باعراض از من و ابا از قبول دعوت حق إِنَّ رَبِّي به درستى كه پروردگار من عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ بر همه چيزها نگاهبان است يعنى افعال و اقوال و احوال همه را نگاه مىدارد و مجازات آنها ازو فائت نمىشود و چون كفّار قوم هود عليه السلام بدين سخن متعظ نشدند حكم ربانى به عذاب ايشان نافذ گشت وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا و آن هنگام كه بيامد فرمان ما به عذاب ايشان نَجَّيْنا هُوداً نجات داديم هود را وَ الَّذِينَ آمَنُوا و آنكسانى را كه گرويده بودند مَعَهُ با او و ايشان چهار هزار بودند كه همه را با هود عليه السلام برهانيديم از عذاب بِرَحْمَةٍ مِنَّا به بخشش و بخشايشى از ما يعنى نجات بفضل ما بود نه به عمل ايشان وَ نَجَّيْناهُمْ و برهانيديم ايشان را مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ از عذاب درشت و آن سموم دوزخ بود كه به مناخر ايشان درآمده و از ادبار بيرون مىشد و اعضاى ايشان را پاره پاره مىساخت وَ تِلْكَ عادٌ و آن عاد است يعنى اثرها كه در ديار احقاف مىبينيد آثار قبيله عاد است كه جَحَدُوا انكار كردند و كافر شدند بِآياتِ رَبِّهِمْ به آيت پروردگار خود وَ عَصَوْا رُسُلَهُ و عاصى شدند در فرستادگان او و عصيان يك پيغمبر مستلزم عصيان همه پيغمبران ع است وَ اتَّبَعُوا و پيروى كردند أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ فرمان هر سركشى عَنِيدٍ ستيزهكار را يعنى عاصى شدند در كسى كه ايشان را به حق دعوت مىكرد و مطيع گشتند آن را كه ايشان را بكفر و ضلالت مىخواند .