كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
480
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ أُوحِيَ و وحى كرده شد إِلى نُوحٍ بسوى نوح أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ آنكه ايمان نخواهد آورد مِنْ قَوْمِكَ از گروه تو إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ مگر آنكس كه ايمان آورده فَلا تَبْتَئِسْ پس اندوهناك مباش بِما كانُوا يَفْعَلُونَ بهآنچه هستند كه مىكنند از تكذيب و ايذا و چون فائده دعوت از ايشان منقطع گشته زمان نزول عذاب در رسيد حكم شد كه اى نوح ميان اجتهاد دربند وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ و بساز كشتى را بِأَعْيُنِنا به نگاهداشت ما يا با عين و ملائكه كه مددگار و موكل تواند وَ وَحْيِنا و وحى كردن ما به تو در ساختن آن ابن عباس رضى اللّه عنه فرمود كه نوح ع نمىدانست كه كشتى چگونه سازد و صورتش چه باشد وحى آمد بوى كه بساز چون سينه مرغ وَ لا تُخاطِبْنِي و خطاب مكن با من فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا درباره آنان كه ستم كردند يعنى از من در مخواه نجات هيچ كافرى و دفع عذاب از ايشان إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ به درستى كه ايشان غرقشدگانند يعنى محكوم عليهماند بغرق در خبر آمده كه نوح ع چوب كشتى مىطلبيد فرمان در رسيد تا درخت ساج بكاشت و در مدّت بيست سال كه درخت برسيد مطلقا هيچ فرزند متولد نشد تا اطفال قوم بالغ شدند و ايشان نيز متابعت آبا كرده از قبول دعوت نوح ع ابا كردند پس نوح عليه السلام بساختن كشتى اشتغال فرمود وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ و بود كه مىساخت كشتى را وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ و هرگاه كه بگذشتندى بر او مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ گروه مهتران از قوم او سَخِرُوا مِنْهُ فسوس كردندى برو چه كشتى را در بيابان مىساخت و دور از آب و گفتندى كشتى مىسازى آب كو و ديگر طعنه زدندى كه به اول نبى بودى و به آخر نجار شدى قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا نوح عليه السلام گفت كه اگر سخريه مىكنيد با ما فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ پس ما فسوس خواهيم كرد بر شما كَما تَسْخَرُونَ همچنانكه شما فسوس مىداريد با ما فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ پس زود باشد كه بدانيد مَنْ يَأْتِيهِ آن كس را كه بيايد برو عَذابٌ يُخْزِيهِ عذابى كه او را رسوا گرداند در دنيا كه آن غرق است وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ و فرود آيد به دو عَذابٌ مُقِيمٌ عذابى دايم در آخرت كه آن حرق است پس نوح عليه السلام كشتى ساخت در مدت دو سال طول او سه صد گز و گفتهاند هزار و دويست ذرع و عرض آن پنجاه گز گويند شش صد ذرع و ارتفاع او سى ذرع و بقولى سى و سه و غير ازينها نيز گفتهاند و آن را بر سه طبقه مرتب ساخت و بقير مطلى گردانيد و به حكم الهى زوجى از هر نوع از انواع حيوانات جمع كرد و طيور را در طبقه سفلى و سباع و بهايم را در وسطى و آدميان را با امتعه و اغذيه در عليا جاى مقرر فرمود و به تهيّه اسباب اتمام اين مهام مشغول مىبود .