كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

472

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ ما مِنْ دَابَّةٍ و نيست هيچ جنبنده فِي الْأَرْضِ در زمين مراد جميع حيوانات‌اند إِلَّا عَلَى اللَّهِ مگر بر خداى است رِزْقُها روزى ايشان از روى تفضل و رحمت ايراد لفظ على كه مفيد وجوب است در شرع به جهت تحقيق وصول رزق است بمرزوق و گفته‌اند على بمعنى من است يعنى روزى همه از خداى است يا بمعنى مالى است يعنى روزى همه مفوض به حق تعالى است اگر خواهد بسط كند و اگر اراده نمايد قبض كند وَ يَعْلَمُ و مىداند خداى تعالى مُسْتَقَرَّها قرارگاه حيوانات در حين حيات وَ مُسْتَوْدَعَها و آرامگاه ايشان بعد از وفات صاحب كشاف آورده است مستقر مسكن حيوانات است از زمين و آب و هوا و مستودع موضع قرار ايشان قبل از استقرار چون صلب و رحم و بيضه كُلٌّ همه آنكه ياد كرده شده از دواب و ارزاق و مستقر و مستودع ايشان مذكور و مسطور است فِي كِتابٍ مُبِينٍ در كتاب روشن يعنى لوح محفوظ وَ هُوَ الَّذِي و اوست آنكه خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بيافريد آسمانها و زمينها را فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ در شش روز از ايام دنيا كه اول او يكشنبه بود و آخر او آدينه وَ كانَ و بود پيش از آفريدن ارض و سما عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ عرش او بر آب در برخى از تفاسير آورده كه حق تعالى در مبدأ آفرينش ياقوتى سبز بيافريد و به نظر هيبت در ان نگريست آن جوهر آب شد پس حق سبحانه و تعالى باد را بيافريد و آب را بر بالاى او بداشت و عرش بر زبر آب جاى داد و در تفوق عرش بر آب و استقرار آب بر باد اعتبار عظيم است مر اهل تفكر را از عباد و حق تعالى بيافريد آسمان و زمين و عرش و آب و باد را لِيَبْلُوَكُمْ تا بيازمايد شما را يعنى معامله آزمايندگان كند تا ظاهر شود أَيُّكُمْ كدام شما أَحْسَنُ عَمَلًا نيكوتر است از روى عمل يعنى شكر كه بيشتر است بدين نعمت يا تصديق كه كامل‌تر است در قرار عرش بر آب و تفوق آب بر باد وَ لَئِنْ قُلْتَ و اگر گوئى تو اى محمد ص مرقوم خود را إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ به درستى كه شما برانگيخته‌شدگانيد مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ از پس مرگ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا هر آئينه گويند آنان كه نگرويدند إِنْ هذا نيست اين سخن كه در باب بعث مىگوئيد إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ مگر مانند سحرى آشكارا در فريب يا در بطلان وَ لَئِنْ أَخَّرْنا و اگر تاخير كنيم عَنْهُمُ الْعَذابَ از ايشان عذابى كه وعده كرده‌ايم إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ تا هنگام شمرده شده يعنى وقت معلوم لَيَقُولُنَّ هر آئينه گويند از روى استهزاء ما يَحْبِسُهُ چه چيز بازميدارد عذاب را از نزول و وقوع أَلا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ بدانيد آن روزى كه بيايد عذاب بر ايشان كه روز بدر است لَيْسَ مَصْرُوفاً نباشد آن عذاب بازداشته عَنْهُمُ از ايشان يعنى چون وقت عذاب دررسد . به‌هيچ‌وجه از ايشان مندفع نگردد دمياطى فرموده است كه اين عذاب قتل جبرئيل ع مر مستهزيان را چنانچه مضمون انا كفيناك المستهزئين از ان خبر مىدهد و در سوره حجر مذكور خواهد شد ان‌شاءالله تعالى وَ حاقَ بِهِمْ و احاطه كرده خواهد شد بديشان وضع ماضى در موضع مستقبل به جهت تحقق وقوع است يعنى گويا كه فراگرفته است جهات ايشان را ما كانُوا بِهِ آنچه بودند از روى جهل يَسْتَهْزِؤُنَ بدان استهزا مىكردند و بر وقوع آن استعجال مىنمودند .