كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
471
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
أَلَّا تَعْبُدُوا * براى آنكه تا نپرستيد إِلَّا اللَّهَ مگر خداى را إِنَّنِي لَكُمْ به درستى كه من مر شما را مِنْهُ از وى يعنى با مروى نَذِيرٌ بيمكنندهام به عقوبت بر شرك و طغيان وَ بَشِيرٌ و مژدهدهنده به مثوبت بر توحيد و ايمان وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا و ديگر احكام و تفصيل آيات براى آنست كه آمرزش طلبيد رَبَّكُمْ از پروردگار خود براى گناهان گذشته ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ پس توبه كنيد به حضرت او از معاصى در زمان آينده يُمَتِّعْكُمْ تا برخوردارى دهد شما را مَتاعاً حَسَناً برخوردارى نيكو يعنى عمر دراز ارزانى دارد تا مردم از شما منتفع گردند يا شما را زندگانى دهد در ايمنى و تندرستى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى تا وقتى كه نام برده شده كه آخر عمر مقدرست محققان گفتهاند متاع حسن رضا است بهآنچه دست دهد از نعمت و صبر بر آنچه روى نمايد از محنت در لطائف امام قشيرى قدس سره مذكور است كه برخوردارى نيكو آنست كه حاجت مردمان بر دست وى گذارده شود وَ يُؤْتِ و تا بدهد خداى كُلَّ ذِي فَضْلٍ مر هر خداوند فضلى را در دين فَضْلَهُ ثواب و جزاى فضل او هم در دنيا و هم در آخرت ابن مسعود رض فرموده كه ذو فضل كسى است كه حسنات او فاضل باشد از سيئات او جورجانى قدس سره گفته كه ذو فضل آنست كه در ديوان ازل بنام آن نشان فاضل نوشته باشند و هر آئينه بعد از وجود بدان شرف خواهد رسيد مصرع آن را كه بدادند ازو باز نگيرند وَ إِنْ تَوَلَّوْا و اگر شما اى كافران برگرديد از اسلام يا اعراض كنيد از متابعت من فَإِنِّي پس به درستى كه من أَخافُ عَلَيْكُمْ مىترسم بر شما عَذابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ از عذاب روز بزرگ كه قيامت است و در تيسير گويد كه روز بدر و گفتهاند روز شدّت و مشقت و آن ابتلاى كفار بود بقحط و غلا تا حدى كه مرده و مردار مىخوردند إِلَى اللَّهِ بسوى مجازات خدا است مَرْجِعُكُمْ بازگشت شما وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ و او بر همه چيزها از اعاده و اثابه و تعذيب قَدِيرٌ توانا است آوردهاند كه جمعى از مشركان بىباك كه عداوت حضرت رسالتپناه ص مىورزيدند و به جهت مصلحت زمان در اخفاى آن مىكوشيدند روزى با يكديگر ملاقات نموده گفتند چون پردهها فروگذاريم و خود را بجامها بپوشيم و سينهاى خود را فراگيريم در عداوت محمد ص كسى چگونه بر آن اطلاع يابد حق سبحانه آيت فرستاد كه أَلا إِنَّهُمْ بدانيد كه ايشان يعنى كافران يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ فراهم مىگيرند سينهاى خود را بر عداوت حبيب من يا دو تا مىگردانند آن را دو تا كردن سينه عبارت است از پوشيده داشتن راز در دل يعنى دشمنى پيغمبر در درون دل مىگيرند لِيَسْتَخْفُوا تا پنهان دارند مِنْهُ از خدا أَلا حِينَ بدانيد كه آن هنگام كه ايشان يَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْ در سركشند جامهاى خود را و بر فراش خود جاى گيرند يَعْلَمُ مىداند خداى ما يُسِرُّونَ آنچه پنهان مىكنند در سينه وَ ما يُعْلِنُونَ و مىداند آنچه آشكارا مىكنند به زبانها و سر و علانيه ايشان به نسبت علم وى يكسان است إِنَّهُ عَلِيمٌ به درستى كه او دانا است بِذاتِ الصُّدُورِ به اسرارى كه در سينها است و گويند ذات الصدور دلهااند حق سبحانه مضمرات آن را مىداند بيت اى كه در دل نهان كنى سرى * آنكه دل آفريده مىداند در اسباب نزول آورده كه اين آيت در شان اخنس ابن شريق نازل شده كه مردى سخن گداز و شيرين زبان بوده به ملازمت حضرت رسالتپناه ص آمدى و سخنان خوشآيند ادا كردى و لاف يكجهتى و هوادارى زدى اما ظاهرش بر خلاف باطنش بود درونش تيره و برونش روشن مىنمود و حق سبحانه خبث عقيدت او را بدين آيت آشكارا كرد تا كسى به صفاى ظاهرش از ظلمت باطنش غافل نگردد شيخ طريقت قدس سره فرمود كه منافق مشابه ما راست درونش زهر و بيرونش نقش و نگار است بيت صورتى ظاهر ندارد اعتبار * باطنى بايد مبرّا از غبار .