كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

447

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ يَقُولُونَ و مىگويند مقترحان آيات يعنى مشركان مكه لَوْ لا أُنْزِلَ چرا فروفرستاده عَلَيْهِ بر محمد ص آيَةٌ معجزه مِنْ رَبِّهِ از پروردگار او از معجزاتى كه ما مىطلبيم كه آن تفجير انهارست و اسقاط سما و بواقى آيات كه در سوره بنى اسرائيل مذكور خواهد شد ان‌شاءالله تعالى فَقُلْ پس بگو در جواب ايشان كه نزول آيتها از عالم غيبست و بىشبه إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ جز اين نيست كه علم غيب مر خداى راست شايد كه در ضمن انزال آيات مقترحه شما مفسده باشد كه بازدارد آيتها را از نزول فَانْتَظِرُوا پس شما انتظار بريد نزول مقترحات را إِنِّي مَعَكُمْ به درستى كه من نيز با شما مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ از منتظرانم تا ببينم كه عذابى بشما مىآيد يا آيتهائى كه مطلوب شمايانست واقع مىشود وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ و چون بچشانيم مردمان را يعنى اهل مكه را رَحْمَةً صحتى مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ از پس بيمارى مَسَّتْهُمْ كه رسيده باشد بديشان يا فراخى بعد از تنگى و قحط إِذا لَهُمْ چون درنگرى مر ايشان راست مَكْرٌ فِي آياتِنا مكرى در آيتهاى ما يعنى طعن كنند در آن و درباره پيغمبر ع كيد نمايند آورده‌اند كه اهل مكه هفت سال به بلاى قحط و غلا مبتلا بودند چون رحمت ربانى و رافت سبحانى ازاله آن بليّه نمود بقدح كلام الهى جل و علا و قصد حضرت رسالت‌پناهى ص مشغول شده بمكايد و حيل تمسك مىجستند حق سبحانه فرمود قُلِ اللَّهُ بگو اى محمد ص كه خداى أَسْرَعُ مَكْراً زودترست از شما در رسانيدن جزاى مكر شما يعنى پيش از ظهور كيد شما بنزول عذاب بر شما امر خواهد كرد إِنَّ رُسُلَنا به درستى كه فرستادگان ما يعنى ملائكه حفظه يَكْتُبُونَ مىنويسند ما تَمْكُرُونَ آنچه شما مىانديشيد از مكر و بعد از آنكه تدبير خفى شما بر فرشتگان ما پوشيده نيست بر ما كى پنهان خواهد بود مضمون اين كلام تحقيق انتقام‌ست هُوَ الَّذِي اوست آنكه يُسَيِّرُكُمْ مىراند و قدرت مىدهد در قطع مسافت شما را فِي الْبَرِّ در خشكى بمركب چون اسپ و شتر وَ الْبَحْرِ و در ترى بمركب خشك چون كشتى و زورق حَتَّى إِذا كُنْتُمْ تا چون باشيد شما فِي الْفُلْكِ در كشتى وَ جَرَيْنَ بِهِمْ و كشتيها مىروند با آنان كه درويند بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ به بادى خوش كه نرم مىوزد فائده عدول از خطاب به غيبت مبالغه است يعنى گويا اين صورت تذكر است مر غير مخاطبان را نيز تا متعجب شوند از احوال اين قوم كه در كشتى نشسته‌اند و كشتى ايشان را بباد راست كه به اندازه اصلاح كشتى مىوزد و مىرود وَ فَرِحُوا بِها و شادمان شده‌اند ايشان به آن باد جاءَتْها ناگاه آيد بدان كشتى رِيحٌ عاصِفٌ بادى سخت و ناموافق كه دريا را بشور آرد وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ و بيايد بديشان موج دريا مِنْ كُلِّ مَكانٍ از هر مكانى يعنى از چپ و راست و پيش و پس كشتى موج درآيد وَ ظَنُّوا و گمان كنند أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ آنكه فروگرفته است بلاها مر ايشان را از همه جوانب دَعَوُا اللَّهَ بخوانند خداى را بكشف آن بلا از ايشان مُخْلِصِينَ در حالتى كه پاك كنندگان باشند لَهُ الدِّينَ براى خداى دين را يعنى از خوف دين خود را خالص سازند و فطرت اصلى ظهور كند و عوارض نفسانيه و شيطانيه زائل گردد گويند لَئِنْ أَنْجَيْتَنا اگر ما را نجات دهى مِنْ هذِهِ ازين اهوال و بلاها لَنَكُونَنَّ هرآئينه باشيم ما مِنَ الشَّاكِرِينَ از جمله سپاس‌دارندگان مر نعمت نجات را .