كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

444

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ و اگر تعجيل كند خداى لِلنَّاسِ الشَّرَّ براى مردمان به اجابت دعاى بد اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ چنانچه شتافتن ايشانست بسرعت اجابت دعاى خير لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ هرآئينه رانده شود بسوى ايشان أَجَلُهُمْ اجل ايشان و هلاك شوند يعنى اگر ما دعاهاى بد ايشان را به زودى اجابت كنيم چنانچه دعاهاى خير ايشان را مستجاب مىگردانيم ايشان زود هلاك شوند حضرت رسالت‌پناه ص فرمود كه خدايا فرا مىگيرم نزديك تو عهدى كه مرا در ان خلافى نخواهى فرمود به درستى كه من بشرم پس هر مؤمنى كه او را برنجانم يا دشنام دهم يا لعنت كنم يا بزنم آن را درباره او دعاى خير گردان و سبب پاكى او ساز از گناهان و وسيله قربى كه روز قيامت بدان تقرب كند به حضرت تو بعضى مفسران برانند كه كفّار بنزول عذاب استعجال مىنمودند اين آيت آمد كه ما در عذابى كه ايشان مىطلبند تعجيل نمىكنيم فَنَذَرُ الَّذِينَ پس مىگذاريم آنان را كه لا يَرْجُونَ اميد نمىدارند لِقاءَنا ديدار ما را يعنى بحشر نمىگروند و رجا بمعنى خوف نيز مىآيد پس يا نمىترسند از مادر روز بعث و نشور فِي طُغْيانِهِمْ در بيراهى ايشان يعنى بطريق استدراج مهلت مىدهيم ايشان را تا در ضلالت يَعْمَهُونَ سرگردان مىروند وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ و چون برسد بآدمى سختى و رنجى مراد مطلق كافرست يا وليد مغيره يا عتبة بن ربيعه و بر هر تقدير چون ضررى بوى رسد دَعانا بخواند ما را باخلاص لِجَنْبِهِ وقتى كه تكيه كرده باشد بر پهلوى خود يعنى صاحب فراش بود از ان رنج أَوْ قاعِداً يا نشسته أَوْ قائِماً يا ايستاده و فائده ترديد تعميم دعا باشد در جمله احوال يا براى اصناف آلام و مضار فَلَمَّا كَشَفْنا پس چون برداريم و ببريم عَنْهُ ازو ضُرَّهُ رنج و مضرت او را به جهت اخلاص او در دعا مَرَّ برود بر همان راهى كه بوده از كفر يا بگذرد از موقف دعا و ديگر بدان رجوع نكند كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا گويا كه او نخوانده است ما را إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ بدفع كردن رنجى كه به دو رسيده بود كَذلِكَ زُيِّنَ همچنين آراسته شده است لِلْمُسْرِفِينَ مر اسراف‌كنندگان را كه از حد تجاوز نموده‌اند ما كانُوا آنچه هستند كه از استغراق در ملاهى و اعراض از قبول اوامر و نواهى يَعْمَلُونَ عمل مىكنند وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ به درستى كه ما هلاك كرديم اهل قرن‌ها را مِنْ قَبْلِكُمْ پيش از شما اى اهل مكه لَمَّا ظَلَمُوا آن هنگام كه ستم كردند بتكذيب پيغمبران وَ جاءَتْهُمْ و حال آنكه آمده بودند بديشان رُسُلُهُمْ رسولان ايشان بِالْبَيِّناتِ به حجتهاى روشن يا معجزهاى ظاهر وَ ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا و نبودند ايشان كه ايمان آرند اگر هلاك نه‌شدندى و زنده ماندندى به جهت فساد استعداد و دريافتن خذلان الهى مر ايشان را كَذلِكَ همچنين كه ايشان را جزا داديم با هلاك ايشان به جهت تكذيب رسل نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ جزا خواهيم داد گروه مشركان را از اهل مكه كه تكذيب پيغمبر ما مىكنند .