كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
442
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
عَلَى الْعَرْشِ بر عرش كه اعظم مخلوقات است يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مىسازد امر كائنات را بر مقتضاى حكمت يا تقدير مىكند بودنيها بر وجهى كه مىخواهد ما مِنْ شَفِيعٍ نيست هيچ شفاعتكننده روز قيامت إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ مگر پس از دستورى دادن خدا مر او را در شفاعت اين كلام رد شفاعت الهه است و اثبات شفاعت مأذون ذلِكُمُ اللَّهُ آن خداوندى كه موصوفست بصفات خلق و تدبير و استيلا رَبَّكُمُ پروردگار شماست نه غير او چه غير او را درين صفتها شركت نيست فَاعْبُدُوهُ پس او را به يگانگى پرستيد أَ فَلا تَذَكَّرُونَ آيا پند نمىگيريد يا تفكّر نمىكنيد كه مستحق عبادت اوست نه معبودان شما إِلَيْهِ بسوى اوست مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً بازگشت شما همه بموت و نشور نه به غير او پس آماده باشيد جواب و سؤال او را وَعْدَ اللَّهِ وعده داد شما را خداى وعدهدادنى حَقًّا راست و درست إِنَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ به درستى كه خداى تعالى كه اوّل بيافريد خلق را ثُمَّ يُعِيدُهُ پس بعد از مردن زنده گرداند وى را و مقصود از ابدا و اعاده ثواب و عقاب است چنانچه فرموده است لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا تا جزا دهد آنان را كه گرويدهاند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و عملهاى پسنديده كردهاند بِالْقِسْطِ بعدل خود يا مكافات كند ايشان را بعدل ايشان يعنى به رعايت عدل كه در امور فرموده باشند يا ايمان ايشان چه ايمان عدل قويست و در برابر آن شرك ظلم عظيم و اين وجه براى مقابله اوجه است چه ارداف مىكند اين كلام را بقوله وَ الَّذِينَ كَفَرُوا و آنان كه كافر شدند لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ مر ايشان راست آشاميدنى از آب گرم دوزخ كه چون بخورند احشا و امعاى ايشان پاره پاره گردد وَ عَذابٌ أَلِيمٌ و ديگر ايشان را بود عذابى دردناك كه تخفيف نيابد بِما كانُوا بسبب آنكه بودند به خداى و رسول يَكْفُرُونَ كافر مىشدند هُوَ الَّذِي اوست آن خداوند كه بقدرت كامله جَعَلَ الشَّمْسَ گردانيد آفتاب را ضِياءً خداوند روشنى وَ الْقَمَرَ نُوراً و ماه را خداوند نور علما برآنند كه اگر روشنى بالذات باشد ضياست و اگر بالعرض باشد نورست ، و در انوار آمده است حق سبحانه درين آيت تنبيه فرموده بهآنكه آفتاب بذات خود نيرست و قمر نيّر بعرض مىشود و آن به مقدار مقابله اوست با شمس چنانچه در علم هيئت مبين شده وَ قَدَّرَهُ و تقدير كرد هر يك را از شمس و قمر مَنازِلَ منزلها به قدر ميسر ايشان و اشهر آنست كه تقدير كرد براى قمر منزلها بست و هشتگانه كه معين و مشهورست و قمر قريب به شبانهروزى قطع منزلى مىكند لِتَعْلَمُوا تا بدانيد شما عَدَدَ السِّنِينَ شمار سالها و چون سال مشتمل بر ماهها باشند ذكر ماه نكرد وَ الْحِسابَ و تا بدانيد شمار اوقات از ماهها و روزها در معاملات و مهمات خود ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ نيافريد خداى آنچه مذكور شد إِلَّا بِالْحَقِّ مگر به راستى نه ببازى و گويند با معنى لام است يعنى براى بيان حق يُفَصِّلُ الْآياتِ روشن مىكنيم و حفص يفصل مىخواند يعنى خداى بيان مىكند دلايل قدرت خود را لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ براى گروهى كه مىدانند يعنى در آن انديشه مىكنند و از ان نفع مىگيرند .