كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
441
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
سورة يونس مكّيّة و هى مائة و تسع آيات بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - الر حروف مقطعه بقول ابن زيد رح سورهاند و علم الهدى قدس سره فرموده كه حق تعالى نام نهد سوره را بهر چه خواهد و گفتهاند الرا بمعنى انا اللّه الرحمن و در بحر الحقائق آورده كه هر حرفى اشارتيست از حق به حبيب وى مىگويد سوگند مىخورم به آلاى من بر تو در ازل و بلطف من با تو در وجود و به رأفت من مر ترا در ابد جواب قسم چيست تِلْكَ اين سوره آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ آيتهاى قرآن مشتمل بر حكمت است يا محكم كه در وى تناقض و اختلاف نيست يا آنكه رقم نسخ بر وى كشيده نشود يا كسى بر تغيير وى قادر نبود ابن عباس رض فرمود كه چون اساس نبوت محمدى تاكيد يافت و حضرت عزّت جل شانه ، او را به رسالت اختصاص داد صناديد قريش اظهار انكار نموده گفتند عجب است كه حق تعالى به عالميان از آدميان رسول فرستد و از جمله ايشان يتيم ابو طالب را اختيار كند حق سبحانه فرمود أَ كانَ لِلنَّاسِ آيا هست مر مردمان را عَجَباً شگفتنى أَنْ أَوْحَيْنا آنكه ما وحى كرديم إِلى رَجُلٍ مِنْهُمْ بسوى مردى از جنس ايشان و از قبيله ايشان و مضمون وحى ما چيست أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ آنكه بيم كن مردمان را از عقوبات الهى تعميم كرد انذار را چه هيچكس خالى از صفتى نباشد كه او را از ان بايد ترسيد الا ما شاء اللّه و تخصيص كرد بشارت را باهل ايمان چه كفار را صفتى كه سبب بشارت باشد نيست پس فرمود وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا و مژده ده آنان را كه گرويدهاند أَنَّ لَهُمْ بهآنكه ايشان را است قَدَمَ صِدْقٍ پيش رو نيك عِنْدَ رَبِّهِمْ نزد خداوند ايشان يعنى ايمان و طاعت و گفتهاند مراد از قدم صدق سابقه ازليست كه حق سبحانه و تعالى وعده راست داده در نجات مؤمنان دمياطى گويد كه مقام صدق آنست كه درو زوال و ملال نيست يا ايمان صادق يا رضوان اللّه يا دعاى ملائكه درباره ايشان يا عملهاى خير كه از پيش فرستند يا سلف صدق كه بركت ايشان بخلف مىرسد يا ولد صالح كه پيش از ايشان در گذشته يا تقديم حق سبحانه اين امت را به طاعت چنانچه فحواى نحن الآخرون السابقون از ان خبر مىدهد يا شفيع صدق كه حضرت رسالتپناه است در عين المعانى فرموده كه حضرت پيغمبر ص را از قدم صدق پرسيدند فرمود كه هى شفاعتى توسلون بى الى ربكم و مقررست كه گناهكاران تباه روزگار را هيچ وسيلتى براى آمرزش برابر شفاعت آن حضرت نيست شعر گفتى كنم شفاعت عاصى عذرخواه * دل بر اميد آن كرم افتاد در گناه قالَ الْكافِرُونَ گفتند ناگرويدگان بعد از آمدن پيغمبر بر ايشان و نمودن خوارق عادات إِنَّ هذا به درستى كه اين مرد لَساحِرٌ مُبِينٌ جادوى است آشكارا إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ به درستى كه پروردگار شما اللّه است الَّذِي آن خداوندى كه بقدرت بىعجز و حكمت بىقصور خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بيافريد آسمانها و زمينها كه بزرگترين اجسام اين عالماند فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ در مقدار شش روز از ايام دنيا ثُمَّ اسْتَوى پس مستولى شده .