كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

440

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

أَ وَ لا يَرَوْنَ آيا نمىبينند اين منافقان أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ آنكه ايشان مبتلا مىشوند باصناف بليّات از مرض و قحط و غير آن يا نفاق و كذب ايشان ظاهر مىشود بر مسلمانان فِي كُلِّ عامٍ در هر سالى مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ يك بار يا دو بار ثُمَّ لا يَتُوبُونَ پس توبه نمىكنند از نفاق وَ لا هُمْ يَذَّكَّرُونَ و نه پند مىگيرند وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ و چون فرود آيد سُورَةٌ سوره از قرآن كه در ان عيب ايشان مذكور بود نَظَرَ بَعْضُهُمْ نظر كنند بعضى از ايشان إِلى بَعْضٍ بسوى برخى ديگر يعنى به چشم يكديگر را اشارت كنند از روى انكار و سخريه بدان سوره يا از راه خشم و سخط باستماع عيوب خود يا به تغامز عيون ايمائى كنند بفرار از مجلس و با هم گويند هَلْ يَراكُمْ مِنْ أَحَدٍ آيا مىبيند يكى از مسلمانان شما را اگر از مجلس بيرون رويد پس اگر كسى بيند اقامت كنند و اگر نه‌بيند برخيزند ثُمَّ انْصَرَفُوا پس بازگردند از مجلس پيغمبر عليه الصلاة و السلام صَرَفَ اللَّهُ بگردانيد خداى قُلُوبَهُمْ دلهاى ايشان را از فهم قرآن يا از قبول ايمان و اصح آنست كه از همه نيكوئيهاى اين كلام خبرست و احتمال دعا دارد يعنى رو بگرداند خدا دلهاى ايشان را از خيرها بِأَنَّهُمْ بسبب آنكه ايشان قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ گروهىاند كه فهم نمىكنند و در نمىيابند حق را لَقَدْ جاءَكُمْ هر آئينه به درستى و راستى كه آمد بشما اى آدميان رَسُولٌ فرستاده به حكم خداى تعالى مِنْ أَنْفُسِكُمْ از شما يعنى از جنس شما در بشريت تا به‌واسطه جنسيت مخالطت نمائيد و افاده و استفاده وجود گيرد يا آمد بشما اى اعراب رسولى از شما متكلم بلغت شما يا از قبيله شما ابن عباس فرموده كه هيچ قبيله نبود در عرب الا كه حضرت مصطفى رشته قرابت پيوسته بود بدان و در قرأت شاذّه من انفسكم بفتح فا خوانده يعنى فاضل‌ترين و شريف‌ترين شما هم در نسب و هم در حسب عَزِيزٌ عَلَيْهِ دشوار و سخت بود برو ما عَنِتُّمْ آنچه در رنج افتيد بدان و بعضى بر لفظ عزيز وقف كرده و آن را صفت رسول دانند و معنى عليه ما عنتم برين فرود آرند كه بروست آنچه بكنيد از گناه يعنى اعتذار آن بر ويست روز قيامت به شفاعت تدارك آن خواهد نمود و درين معنى گفته‌اند بيت نماند بعصيان كسى در گرو * كه دارد چنين سيد پيش رو اگر دفترت از گنه پاك نيست * چو او عذرخواهت بود باك نيست حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ صفت ديگرش آنست كه حريصست بر اسلام شما بِالْمُؤْمِنِينَ به گرويدگان رَؤُفٌ رَحِيمٌ مهربانست و بخشاينده حق سبحانه هيچ پيغمبرى را يك جا به دو اسم از اسماى خود اختصاص نداد مگر پيغمبر ص ما را خود فرمود كه ان اللّه بالناس لرؤف رحيم و درباره او گفت بالمؤمنين رءوف رحيم و يك وجه تفضيل آن حضرت ص بر انبياء ديگر اينست فَإِنْ تَوَلَّوْا پس اگر برگردند منافقان از يارى و هوادارى و تخلف نمايند از فرمانبردارى فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ پس تو بگو بسنده است مرا خداى كه شر شما را كفايت كند و مرا بر شما غالب سازد لا إِلهَ إِلَّا هُوَ هيچ معبودى به حق نيست مگر وى عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ برو توكل كردم و كار خود با وى گذاشتم وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ و اوست خداوند عرش بزرگ مراد ملك عظيم است يا عرش كه قبله دعا و مطاف ملائكه باشد اشارت بكمال قدرت و حفظ حق تعالى است يعنى آن خدائى كه عرش را بدان همه عظمت كه هشت هزار ركن دارد و بروايتى سيصد هزار قاعده و از قاعده تا قاعده سيصد هزارساله راه و همه آن مملو از خافات و صافات بقدرت كامله نگاهدار و قادر است كه مرا نيز از شر منافقان در پناه آرد كه حافظ بندگان و ناصر سرافكندگان اوست بيت ازو خواه يارى كه يارى داده اوست * به دو التجا كن كزينان به اوست كسى را كه او آورد در پناه * چه غم دارد از فتنه كينه‌خواه مطالعه لطائف و اشارات اين دو آيت حواله است باوراق جواهر التفسير و اللّه نعم المولى و نعم النصير .