كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

431

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ آخَرُونَ و قومى ديگر غير منافقان كه نزد پيغمبر ص اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ اعتراف كردند بگناهان خود و مقر شدند بدان خَلَطُوا بياميختند عَمَلًا صالِحاً كردار نيك را يعنى غزوها كه باتفاق حضرت رسالت‌پناه ص از ايشان در وجود آمده بود وَ آخَرَ سَيِّئاً و بعملى ديگر بد كه از تبوك تخلف نمودند عَسَى اللَّهُ شايد كه خداى أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ آنكه توبه ايشان درپذيرد إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ به درستى كه خدا آمرزنده است مر تائبان را رَحِيمٌ مهربانست به تفضل بر وى در تاويلات كاشى مذكور است كه اعتراف بذنب از جهت بقاى نور استعداد است و عدم رسوخ ملكه خطيّات و بدان استدلال مىتوان كرد بر آنكه معترف را ديده بصيرت گشاده شده و قباحت گناه مشهود وى گشته چه اگر ظلمت غفلت متراكم گردد و رذائل در طبيعت راسخ شود مجرم هيچ گناه را زشت نداند بلكه بسبب مناسبت آن را نيك بيند و در عذاب خذلان باشد حكيم سنائى قدس سره فرموده مثنوى چون بدى گناه را دانى * كشدت جانب پشيمانى ور ندانى گناه را كه بد است * آن نشان شقاوت ابد است القصه بعد از نزول آيت حضرت رسالت‌پناه ص فرمود تا ايشان را بگشادند آن آزادشدگان به شكرانه نعمت الهى اموال خود را به حضرت رسالت‌پناهى آوردند و گفتند يا رسول اللّه ما بسبب اين مالها از دولت خدمت تو بازمانديم اين‌ها را فراگيرد در راه خداى تصدق كن خواجه عالم فرمود كه من باخذ اموال شما مأمور نيستم اين آيت نازل شد خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ فراگير از مالهاى ايشان صَدَقَةً زكات فريضه تُطَهِّرُهُمْ تا پاك گردانى ايشان را از گناهان يا از حب مال كه مؤدى بطغيان و عصيان است يا از نجاسات بخل وَ تُزَكِّيهِمْ و زيادت گردانى و نشو و نما دهى حسنات ايشان را بِها بدان صدقه وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ و دعاگوى بر ايشان و آمرزش طلب إِنَّ صَلاتَكَ به درستى كه دعاى تو سَكَنٌ لَهُمْ آرامش بود دلهاى ايشان را وَ اللَّهُ سَمِيعٌ و خداى شنوا است دعاى ترا عَلِيمٌ داناست باستحقاق ايشان مر آن را أَ لَمْ يَعْلَمُوا آيا نمىدانند اين تائبان يا آنها كه توبه نمىكنند معلوم ندارند أَنَّ اللَّهَ آن را كه خداى هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ اوست كه قبول مىكند توبه را عَنْ عِبادِهِ از بندگان خود وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ و فرا مىگيرد يعنى قبول مىكند صدقه‌هاى ايشان را وَ أَنَّ اللَّهَ و نمىدانند آن را نيز كه خداى هُوَ التَّوَّابُ اوست پذيرنده توبه الرَّحِيمُ مهربانست بر توبه‌كننده وَ قُلِ اعْمَلُوا و بگو عمل كنيد اى تائبان يعنى بعد از قبول توبه استقامت ورزيد بدان يا مىگويد اى گروهى كه توبه نمىكنيد بكنيد آنچه مىخواهيد امر تهديد است فَسَيَرَى اللَّهُ پس زود باشد كه بيند خداى عَمَلَكُمْ كار شما را از خير و شر وَ رَسُولُهُ و فرستاده او وَ الْمُؤْمِنُونَ و گرويدگان نيز بينند وَ سَتُرَدُّونَ و زود باشد كه بازگردانيده شويد به مرگ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ بسوى داناى نهان و آشكارا فَيُنَبِّئُكُمْ پس بياگاهاند شما را بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ به‌آنچه بوديد كه عمل مىكرديد و آگاهى بمجازات باشد بدان قبل ازين مذكور شد كه متخلفان از اهل اسلام ده تن بودند و قصّه هفت تن گذشت و سه كس ديگر كه كعب بن مالك و هلال بن اميه و مرارة بن ربيع ايشان خود را نه‌بسته بودند اما پيش حضرت رسالت‌پناه ص آمده به گناه خود معترف شدند و حضرت حكم فرموده كه كسى با ايشان مجالست و مكالمت نكند در شان ايشان نازل شد كه .