كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
432
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ آخَرُونَ و ديگران از متخلفان مُرْجَوْنَ تاخيركردهشدگانند و بازداشتگان لِأَمْرِ اللَّهِ براى فرمان خداى درباره ايشان إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ يا عذاب كند خداى ايشان را اگر اصرار كنند بدان گناه وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ و يا توبه دهد ايشان را اگر ندامت ورزند از ان عمل ترديد براى عبادست و گرنه عند اللّه ترديد نيست وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خداى داناست بر جاى ايشان حَكِيمٌ حكمكننده است به ارجاى ايشان آوردهاند كه دوازده منافقان چون ثعلب بن حاطب و نبتل بن حارث و وديعه بن ثابت و اضراب ايشان به سخن ابو عامر راهب در برابر مسجد قبا مسجدى بنا كردند و ابو عامر راهب از اشراف قبيله بنى خزرج بود و در علم تورات و انجيل مهارتى داشت و پيوسته نعت و صفت سيّد عالم بر اهل مدينه مىخواند چون آن حضرت ص به مدينه هجرت كرد اهل آن خطّه شيفته جمال و كمال وى شده از صحبت ابو عامر برميدند و كسى پرواى او نهكرد بيت با وجود لب جانبخش تو اى آب حيات * حيفم آيد سخن از چشمه حيوان گفتن ابو عامر را عرق حسد در حركت آمد و بنفى آن حضرت ص مشغول شد و بعد از غزوه بدر از مدينه گريخته بكفار مكه پيوست و در حرب احد حاضر شده اوّل كسى كه تير بر لشكر اسلام انداخت وى بود و حضرت ص او را فاسق لقب نهاده در حرب حنين نيز حاضر شد و از آنجا فرار نموده نزد هرقل كه ملك روم بود برفت و مىخواست كه از روم لشكرى ساز كرده به جنگ مسلمانان آيد نامه نوشت به منافقان كه شما در مقابله مسجد قبا در محله خويش براى من مسجدى بسازيد كه چون به مدينه آيم آنجا به افاده علوم اشتغال نمايم ايشان مسجدى ساختند و حضرت رسالتپناه ص چون عازم غزوه تبوك شده اينان به مسجد آمده گفتند يا رسول اللّه ما براى ضعيفان و بيچارگان در وقت سرما و بارندگى مسجدى ساختهايم و التماس مىرود كه در ان مسجد نمازگزارى غرض ايشان آن بود كه بهواسطه نماز آن حضرت ص مهم خود را استحكام دهند چنانچه در مثنوى معنوى هست مثنوى مسجد و اصحاب مسجد را نواز * تو مهى ما شب دمى با ما بساز تا شود شب از جمالت همچو روز * اى جمالت آفتاب دلفروز اى دريغا كان سخن از دل بدى * تا مراد آن نفر حاصل شدى القصه حضرت رسالتپناه ص در جواب ايشان فرمود كه حالا متوجه غزوهايم تا باز آئيم و چون وقت بازگشتن به منزل ذىآوان كه قريب مدينه است كه سيد اهل مسجد همان استدعا نمودند جبرئيل اين آيت فرود آورد وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً و آنان كه فراگرفتند و بنا نهادند مسجدى ضِراراً براى ضرر مؤمنان و ستيزه ايشان وَ كُفْراً و براى تقويت كفرى كه اضمار آن مىكنند وَ تَفْرِيقاً و براى تفرقه افگندن بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ ميان مؤمنان كه در مسجد قبا مجتمع مىباشند وَ إِرْصاداً و براى انتظار لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ مر آنكس را كه حرب كرد با خداى تعالى وَ رَسُولَهُ و با رسول او مِنْ قَبْلُ پيش از بناى اين مسجد مراد ابو عامر راهب است كه در احد و حنين به جنگ حاضر شد وَ لَيَحْلِفُنَّ و هر آئينه سوگند مىخورند كه چون كسى گويد چرا اين مسجد ساختيد إِنْ أَرَدْنا كه ما نخواستيم از بناى اين مسجد إِلَّا الْحُسْنى مگر خواستنى نيكو كه نمازست و ذكر و توسعت بر ضعفا وَ اللَّهُ يَشْهَدُ و خداى گواهى مىدهد إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ كه ايشان دروغگويانند در سوگند خود .