كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
422
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
بَعْدَ إِسْلامِهِمْ بعد از اظهار اسلام خود وَ هَمُّوا و قصد كردند بِما لَمْ يَنالُوا بهآنچه نيافتند و مقصود ايشان اخراج پيغمبر ص و اجلاى مهاجران رض بوده از مدينه تا آنكه تاج سلطنت بر سر ابن ابىّ نهند و به پادشاهى بردارند او را وَ ما نَقَمُوا و كينه نداشتند با رسول ص و مؤمنان إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ مگر آنكه بىنياز كرد خداى ايشان را وَ رَسُولُهُ و فرستاده او مِنْ فَضْلِهِ از فضل و تكريم خود يعنى اهل مدينه محتاج و تنگ عيش بودند چون قدم مبارك سيّد عالم صلى اللّه عليه و سلّم بدانجا رسيد به بركت قدم آن حضرت غنايم بسيار بدست ايشان آمد توانگر شدند پس موجب عداوت پيغمبر نيافتند مگر آن را كه مستغنى شدند و گويند مولاى جلاس كشته شده بود حضرت رسالتپناه ص فرمود تا دوازده هزار درم به دو دادند توانگر شد و دو هزار درم زيادت برديت از فضل و كرم رسول بود اينجا بتعريض مىگويد سبب اين كينه و دشمنى نيست مگر آن توانگرى فَإِنْ يَتُوبُوا پس اگر توبه كنند از نفاق يَكُ باشد آن بازگشت خَيْراً لَهُمْ بهتر مر ايشان را وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا و اگر برگردند از توبه و مصر باشند بر نفاق يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عذاب كند خداى ايشان را عَذاباً أَلِيماً عذابى دردناك فِي الدُّنْيا در دنيا بكشتن وَ الْآخِرَةِ و در آخرت بسوختن وَ ما لَهُمْ فِي الْأَرْضِ و نيست مر ايشان را در زمين مِنْ وَلِيٍّ دوستى كه دست گيرد وَ لا نَصِيرٍ و نه يارى كه عذاب از ايشان باز دارد منقول است كه جلاس بعد از نزول اين آيت توبه كرد و از جمله مخلصان اين امت محسوب شده آوردهاند كه ثعلبه انصارى كه از جمله زهاد صحابه رض بود به ملازمت حضرت رسالتپناه ص آمده التماس نمود كه آن حضرت ص از خداى تعالى در خواهد تا او را توانگر گرداند چندانكه حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلّم او را پند داد كه ازين مدعا درگذرد سودمند نيفتاد حضرت رسالتپناه ص از خداى تعالى درخواست تا او را به دلخواه او مال دهد القصه تير دعا بهدف اجابت رسيده حق سبحانه بر گوسفندان او بركت كرد تا حدى كه در حوالى مدينه ايشان را جاى نماند روى به باديه آورد و از ؟ ؟ ؟ اجتماعات روز جمعه و نماز جماعت محروم شد و جز روز آدينه نمىتوانست آمد و بالاخره از آن نيز محروم ماند و چون عامل صدقات از نزد سيد كائنات عليه افضل الصلاة و اكمل التحيات به نزديك وى رفت و زكات طلبيد محبت مال او را بدان داشت كه از فرمان نبوى سركشيده گفت اينكه محمد ص عليه السلام از ما مىطلبد جزيه است پس زكات نداد و خبر به پيغمبر رسيد صحابه رض متعجب ماندند و اين آيت نازل شد كه وَ مِنْهُمْ و از اهل نفاق مَنْ عاهَدَ اللَّهَ كسى هست كه با خداى عهد كرد لَئِنْ آتانا كه اگر بدهد ما را خداى مِنْ فَضْلِهِ از فضل خويش مالى لَنَصَّدَّقَنَّ هر آئينه صدقه دهيم و اخراج زكات كنيم وَ لَنَكُونَنَّ و هر آئينه باشيم بتصدق مِنَ الصَّالِحِينَ از جمله نيكان و شايستگان .