كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

405

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه باوردارندگان إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ جز اين نيست كه مشركان نَجَسٌ پليدند بسبب خبث باطن و ناپاكى عقيدت يا بسبب آنكه از نجاسات اجتناب نمىنمايند يا از جنابت غسل نمىكنند و ابن عباس رض فرمود كه نجس العين‌اند مانند كلاب فَلا يَقْرَبُوا پس بايد كه نزديك نه‌شوند الْمَسْجِدَ الْحَرامَ به مسجد حرام كه محيط بيت الحرام است بَعْدَ عامِهِمْ هذا پس ازين سال كه سنه برائت است و آن سنه تاسعه بود از هجرت يا سال حج الوداع كه سنه عاشره بود امام اعظم رح گفته مراد منع كفار است از حج و عمره نه از درآمدن به مسجد الحرام و غير آن از مساجد و امام مالك رح منع مىفرمايد از دخول همه مساجد قياس بر مسجد الحرام و امام شافعى رح همين از دخول مسجد الحرام منع مىكند خاصة وَ إِنْ خِفْتُمْ و اگر مىترسيد اى اهل مكه عَيْلَةً از درويشى بسبب منع ايشان مراد آنست كه جمعى از كفار در موسم به جهت خريد و فروخت اطعمه و البسه مىآوردند حق تعالى مىفرمايد ايشان را از دخول حرم منع كنيد و اگر ازين مىترسيد كه بسبب انقطاع تجارت ايشان تنگ عيش شويد فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ پس زود باشد كه خدا توانگر سازد شما را مِنْ فَضْلِهِ از فضل و رحمت خود إِنْ شاءَ اگر خواهد و انجاز اين وعده فرمود به‌آنكه اهل تباله و حرش كه دو بلده بودند از بلاد يمن مسلمان شدند و هر سال آنچه دربايست بود از طعام به مكه مىبردند يا آنكه اصناف مردم را از اقطار زمين متوجه حرم ساخت تا بانواع تجارت آنجا مىروند إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ به درستى كه خداى دانا است باحوال بندگان حَكِيمٌ حكم‌كننده است به تحقيق آمال ايشان اگر درى بربندد ديگرى بگشايد قطعه گمان مدار اگر ضايعم تو بگذارى * كه ضايعم نگذارد مسبب الاسباب به روى من در احسان اگر تو بر بندى * درى دگر بگشايد مفتح الابواب بعد از ذكر مقاتله وثنى به محاربه كتابى امر مىكند و مىفرمايد قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ بكشيد اى مؤمنان و كارزار كنيد به آنان كه ايمان ندارند به خدا يعنى يهود كه به تثنيه قايل‌اند و نصارى كه تثليث را معتقداند وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ و نمىگروند بروز قيامت يهود گويند كه در بهشت اكل و شرب نخواهد بود و نصارى معاد روحانى را اثبات مىكنند پس ايمان ايشان بروز آخر چنانچه بايد نباشد وَ لا يُحَرِّمُونَ و حرام نمىدانند و نمىدارند ما حَرَّمَ اللَّهُ آنچه حرام كرده است خداى از خمر و خنزير وَ رَسُولُهُ و نه آنچه حرام كرده است رسول او يعنى محترم نمىدانند آنچه حرمت او بكتاب و سنت ثابت شده است وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ و نمىپذيرند دين حق را كه اسلام است مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ از آنان كه داده شده‌اند كتاب را يعنى توريت و انجيل به ايشان عطا كرده‌ايم بيان الذين لا يؤمنون است مىفرمايد كه باهل كتاب مقاتله كنيد حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ تا وقتى كه بدهند جزيه يعنى آنچه از خراج به نسبت هر كس از ايشان مقرر شود بدهند عَنْ يَدٍ از دست خود وَ هُمْ صاغِرُونَ و حال آنكه ايشان خوارشدگان باشند يعنى جزيه بدست خود آرند و نه‌نشينند تا وقتى كه تسليم كنند يا از ايشان جزيه بگيرند و گردن ايشان را به سيلى فروكوبند مفهوم آيت مقتضى تخصيص جزيه است باهل كتاب و مجوس را كه آتش‌پرست‌اند چون شبه كتاب است ملحق‌اند باهل كتاب و امام شافعى رح گفته كه غير از كتابى جزيه نگيرند امام اعظم رح فرموده كه از همه مشركان گيرند غير از مشركان عرب كه حكم ايشان يا تيغ است يا اسلام و امام مالك رح گويد از همه كفّار گيرند مگر از مرتد كه حكم او قتل است .