كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
400
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
أَ لا تُقاتِلُونَ آيا كارزار نمىكنيد قَوْماً نَكَثُوا با گروهى كه بشكستند أَيْمانَهُمْ پيمانهائى كه با شما بسته بودند در حديبيه و يكى از عهدها ميان پيغامبر ص و قريش آن بود كه حلفاى يكديگر را نرنجانند و بر قتال ايشان با يكديگر مظاهره نكنند قريش بنى بكر را كه حلفاى ايشان بودند بسلاح و مردم مدد دادند تا با بنى خزاعه كه حلفاى رسول بودند جنگ كردند يا مراد از ناكثين عهود يهود بنىقريظهاند كه در روز احزاب ابو سفيان و قوم او را مددگارى كردند وَ هَمُّوا و قصد كردند مشركان بِإِخْراجِ الرَّسُولِ به بيرون كردن رسول از مكه و مشاورت نمودند در دار الندوه چنانچه گذشت و در لباب آورده كه قريش در حديبيه قصد كردند كه رسول را جهت اداى عمره به مكه راه دهند و قبل از اتمام اركان آن به جهت استخفاف از مكهاش اخراج كنند و بقول ثانى كه مراد يهوداند قصد اخراج آن حضرت ص نمودند از مدينه وَ هُمْ بَدَؤُكُمْ و حال آنست كه ايشان ابتدا كردند در نقض عهد أَوَّلَ مَرَّةٍ اوّل بار أَ تَخْشَوْنَهُمْ آيا شما مىترسيد از محاربت و كارزار ايشان فَاللَّهُ أَحَقُّ پس خداى سزاوارتر است أَنْ تَخْشَوْهُ بهآنكه بترسيد از عقاب وى و در ترك قتال كفّار پس بحرب اشتغال كنيد إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ اگر هستيد باوردارندگان به عقوبت الهى در ترك مأمور به قاتِلُوهُمْ كارزار كنيد با مشركان يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ تا عذاب كند خداى ايشان را بِأَيْدِيكُمْ به دستهاى شما يعنى به شمشيرهاى شما مقتول شوند وَ يُخْزِهِمْ و رسوا سازد ايشان را به مقهوريت و مغلوبيت وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ و نصرت دهد شما را بر ايشان وَ يَشْفِ و شفا بخشد صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ سينهاى گروهى را از مؤمنان يعنى بنو خزاعه يا جمعى از يمن كه به مكه آمده اسلام آورده بودند و از مشركان ايذا بسيار يافته و چون شكايت بعرض حضرت رسالتپناه ص رسانيده بودند فرموده بود كه ابشروا فان الفرح لقريب وَ يُذْهِبْ و ببرد خداى به نصرت شما بر كفّار غَيْظَ قُلُوبِهِمْ اندوه دلهاى آنان را كه بواسطهء آزار كفار ملول بودند وَ يَتُوبُ اللَّهُ و توبه دهد خداى و بازگردد بفضل خود عَلى مَنْ يَشاءُ بر هر كه خواهد حق سبحانه درين آيت خبر داد از توبه بعضى از كفّار و آن واقع شد چنانچه ابو سفيان و عكرمة بن ابو جهل و سهيل بن عمرو و غير ايشان ايمان آوردند وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خدا داناست به توبهء بعضى حَكِيمٌ حكمكننده است بقبول توبه أَمْ حَسِبْتُمْ آيا مىپنداريد اى مؤمنان كه قتال كفّار را كارهيد و گفتهاند خطاب با منافقان است مىفرمايد كه پنداشتيد أَنْ تُتْرَكُوا آنكه شما را بگذارند برين كه هستيد وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ و نهبيند خدا الَّذِينَ جاهَدُوا آنان را كه جهاد كنند مِنْكُمْ از شما در راه وى وَ لَمْ يَتَّخِذُوا و فرانگيرند مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز خداى وَ لا رَسُولِهِ و به غير فرستادهء او وَ لَا الْمُؤْمِنِينَ و بدون مؤمنان وَلِيجَةً و دوست نهانى كه افشاى اسرار كند با وى يعنى شما را به مجرد دعوى ايمان دست باز نخواهند داشت و خداى از شما جهاد و عدم دوستى با مشركان ناديده وَ اللَّهُ خَبِيرٌ و خداى دانا است بِما تَعْمَلُونَ بهآنچه شما مىكنيد و غرض شما از عملها وى را معلوم است آوردهاند كه چون عباس رض اسير شد مسلمانان او را بشرك و قطع رحم سرزنش كردند عباس رض جواب داده كه شما مساوى ما مىگوئيد و از محاسن ما ياد نمىكنيد على رض فرمود شما را چه چيز است كه آن را از جمله محاسن توان شمرد عباس رض گفت ما به عمارت مسجد الحرام قيام نمائيم و خانهء كعبه را تعظيم مىكنيم و حاجيان را شربت زمزم مىدهيم و اسيران را از بند مىرهانيم اين آيت نازل شد .