كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
401
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
ما كانَ نسزد و روا نباشد لِلْمُشْرِكِينَ مر مشركان را أَنْ يَعْمُرُوا آنكه عمارت كنند مَساجِدَ اللَّهِ مسجدهاى خدا را و گفتهاند مسجد حرام را بلفظ جمع ياد كرد زيرا كه قبله مساجد است پس كانه كه عامر او عامر جميع مساجد باشد و مشركان را عمارت مسجد روا نيست شاهِدِينَ در حالتى كه گواهان باشند عَلى أَنْفُسِهِمْ بر نفسهاى خويش بِالْكُفْرِ بكفر كه آن سجود اصنام است يا تكذيب سيد انام ع يعنى نشايد جمع كردن ميان دو امر مخالف كه عمارت بيت حق است و عبادت غير او أُولئِكَ آن گروه مشركان حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ تباه و باطل شده است بواسطهء شرك عملهاى ايشان كه بدان مفتخراند از عمارت مسجد و سقايت حاج وَ فِي النَّارِ و در آتش دوزخ هُمْ خالِدُونَ ايشان جاويدانند بسبب كفر إِنَّما يَعْمُرُ جز اين نيست كه عمارت كند مَساجِدَ اللَّهِ مسجدهاى خداى را مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ آن كس كه بگرويده باشد به خداى و ايمان به خدا تمام نيست الّا با ايمان برسول وى وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ و بروز بازپسين وَ أَقامَ الصَّلاةَ و بهپاى داشته باشد نماز را وَ آتَى الزَّكاةَ و داده باشد زكات را وَ لَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ و نترسيده باشد در امور دين مگر از خدا فَعَسى أُولئِكَ پس آن گروه شايد أَنْ يَكُونُوا آنكه باشند مِنَ الْمُهْتَدِينَ از راهيافتگان بطريق نجات ايراد اين كلمه به صيغه توقع جهت قطع طمع مشركان است يعنى اهتداى آن گروه كه جامعاند مر كمالات علميه و عمليه را دائر است ميان لعل و عسى پس حال آنها كه من كل الوجوه ناقصند پيدا است كه چگونه خواهد بود بيت جاى كه شير مردان در معرض عتاباند * روباهسيرتان را آنجا چه تاب باشد و ديگر منع مؤمنان است از اغترار باعمال خويش و بر آن اعتماد نمودن كه هر كه به عمل مغرور است از فيض ازل مهجورست فرد مباش غرّه بعلم و عمل كه شد ابليس * بدين سبب ز در بارگاه عزّت دور آوردهاند كه بعضى از اهل حرم در جاهليّت زمرهء حجاج را نبيذ زبيب با عسل و سويق مىدادند و در زمان حضرت رسالتپناه ص آن منصب بعباس رض تعلق داشت و متصدى عمارت مسجد الحرام شيبه بن طلحه جمحى بود روزى اين هر دو با مرتضى على كرم اللّه وجهه بمقام مفاخرت درآمدند عباس رض به سقايه و شيبه به عمارت مباهات مىنمودند و على رض باسلام و شمشير و جهاد مفتخر بود حق سبحانه تصديق على رض را آيت فرستاد أَ جَعَلْتُمْ آيا مىداريد سِقايَةَ الْحاجِّ اهل سقايه حاجيان را وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ و ارباب عمارت مسجد حرام را كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ همچون آنكس كه ايمان آورده است به خداى وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ و بروز آخر وَ جاهَدَ و جهاد كرده است فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خداى لا يَسْتَوُونَ برابر نيستند اين دو قوم عِنْدَ اللَّهِ نزديك خدا وَ اللَّهُ و خداى لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ راه نهنمايد به مقصود گروه مشركان را كه بشرك بر خود ستم كنند .