كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

4

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

أُولئِكَ آن گروه كه موسوم بدين صفات و موصوف بدين سمات‌اند كه رقم ذكر يافت عَلى هُدىً بر راه راست و نشان درست‌اند مِنْ رَبِّهِمْ از پروردگار ايشان يعنى بمدد توفيق او راه ثواب يافته‌اند وَ أُولئِكَ و همان گروه هُمُ الْمُفْلِحُونَ ايشانند رستگاران از عقبات عقاب و پيوستگان بدرجات ثواب ، ايراد كلمه هُمُ دليل اختصاص فلاح است بدين قوم بيت چو ايشان را طريق راستگارى است + سزاى راستگارى رستگارى است اين آيتها كه گذشت در شان مؤمنان است از اهل اسلام و اهل كتاب چون عبد اللّه بن سلام و اصحاب او رضى اللّه عنهم و بعد از مدح مؤمنان در ذم كافران مىفرمايد إِنَّ الَّذِينَ به درستى آنان كه از روى عناد كَفَرُوا بپوشيدند نور ايمان را به ظلمت شرك سَواءٌ عَلَيْهِمْ يكسان است بر ايشان أَ أَنْذَرْتَهُمْ آنكه بيم كنى ايشان را و بترسانى از عذاب أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ يا تخويف نه‌كنى و تهديد نه‌نمائى يعنى اگر بيم كنى و اگر نه‌كنى لا يُؤْمِنُونَ ايمان نمىآرند خَتَمَ اللَّهُ مهر نهاده است خداى تعالى عَلى قُلُوبِهِمْ بر دلهاى ايشان تا بيان حق فهم نمىكنند وَ عَلى سَمْعِهِمْ و بر گوشهاى ايشان تا سخن حق نمىشنوند وَ عَلى أَبْصارِهِمْ و بر ديده‌هاى ايشان غِشاوَةٌ پوششى است تا راه حق نه‌مىبينند وَ لَهُمْ و مر ايشان راست از روى استحقاق عَذابٌ عَظِيمٌ عذاب بزرگ در دنيا بقتل و اسر و در عقبى بزجر و قهر و اين دو آيت در شان كفّار و مشركانست كه حق سبحانه دانسته بود كه بر كفر ميرند چون ابو جهل و كشتگان روز بدر و بعد از مذمت كفّار سيزده آيت در شان اهل نفاق فرستاد كه قباحت ايشان به‌واسطه تلبيس و خداع از كافر اصلى زيادت است وَ مِنَ النَّاسِ و از آدميان مَنْ يَقُولُ كسانند كه مىگويند آمَنَّا بگرويديم ما بِاللَّهِ به خدائى وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ و بروز بازپسين يعنى قيامت وَ ما هُمْ و حال آنكه نيستند ايشان بِمُؤْمِنِينَ گرويدگان و راست‌گويان يُخادِعُونَ اللَّهَ فريب مىدهند بزعم خود خدا را وَ الَّذِينَ آمَنُوا و آنان را نيز كه ايمان آورده‌اند يعنى صحابه رض چه منافقان به ايشان اظهار ايمان مىكردند از روى خداع وَ ما يَخْدَعُونَ و نمىفريبند ايشان إِلَّا أَنْفُسَهُمْ مگر نفسهاى خود را چه و بال آن فريب هم بديشان باز مىگردد وَ ما يَشْعُرُونَ و نمىدانند كه چنين است فِي قُلُوبِهِمْ در دلهاى ايشان مَرَضٌ بيمارى است و آن نفاق باشد و شك در دين و حقد مؤمنان و حسد بر ايشان فَزادَهُمُ اللَّهُ پس زياده كرد خدا مر ايشان را مَرَضاً بيمارى يعنى هر چند قرآن فرومىآيد شك و شبه ايشان مىافزايد و حقد و حسد ايشان روى بازدياد مىنهد وَ لَهُمْ مر ايشان راست عَذابٌ أَلِيمٌ عذاب دردناك كه آن را انقطاع نباشد بِما كانُوا به سبب آنچه بودند كه با مؤمنان يَكْذِبُونَ دروغ مىگفتند و از روى نفاق اظهار ايمان مىكردند