كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
373
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ إِخْوانُهُمْ و برادران كفّار كه شياطيناند يَمُدُّونَهُمْ مىكشند كافران را فِي الغَيِّ در گمراهى و غوايت را در چشم ايشان مىآرايند ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ پس باز نمىايستند از اضلال ايشان و دست تصرّف از ايشان كوتاه نمىكنند وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ و چون نيارى تو اى محمد ص به كافران بِآيَةٍ بآيتى از قرآن مقارن طلب ايشان قالُوا گويند لَوْ لا اجْتَبَيْتَها چرا بر هم نبافتى و برنگزيدى آن آيت را از پيش خود و در تبيان آورده كه اهل مكه بر سبيل تعنّت آيتهاى قرآنى مىطلبيدند چون در نزول آن تاخيرى واقع شدى از روى استهزا گفتندى چرا احداث و انشا نكردى چنانچه ديگر آيتها را اين آيت نازل شد و امر آمد كه قُلْ بگو اى محمد ص إِنَّما أَتَّبِعُ جزين نيست كه من پيروى مىكنم ما يُوحى إِلَيَّ آن چيزى را كه وحى كرده مىشود به من مِنْ رَبِّي از آفريدگار من و من بربافنده و سازنده قرآن نيستم هذا اين قرآن بَصائِرُ دليلها و حجتهاست كه بدان حق ديده و صواب دريافته شود مِنْ رَبِّكُمْ فرود آمده از پروردگار شما وَ هُدىً و راه نماينده است وَ رَحْمَةٌ و بخشاينده يا هدايت و رحمت است لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ براى گروهى كه مىگروند به خداى و رسول وى در اسباب نزول آورده كه جوانى انصارى در عقب رسول صلعم نماز مىگذارد و هر چه آن حضرت ص قرائت مىفرمود او نيز مىخواند آيت آمد كه وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ و چون خوانده شود قرآن در نماز فَاسْتَمِعُوا لَهُ پس بشنويد مر آن را وَ أَنْصِتُوا و خاموش باشيد و با امام تلاوت مكنيد لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ شايد كه رحمت كرده شويد ظاهر لفظ مقتضى وجوب استماع قرائت قرآن است هرجا كه خوانند اما عامه علما برآنند كه در خارج صلاة مستحبست و گفتهاند مراد انصات است براى خطبه امام در روز جمعه و خطبه مشتمل مىباشد بر آيتى از قرآن وَ اذْكُرْ و ياد كن اى محمد رَبَّكَ پروردگار خود را فِي نَفْسِكَ در دل خود تَضَرُّعاً به زارى وَ خِيفَةً و به ترسكارى زارى به اميد فضل او و ترسكارى از بيم عدل او وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ و بخوان او را خواندنى فرودتر از آواز بلند و آشكارا يعنى ميان سر و جهر بِالْغُدُوِّ در بامداد وَ الْآصالِ و شبانگاه مراد دوام ذكر است يا آنكه اين دو وقت افضل و اشرفترين اوقات شبانه روز است وَ لا تَكُنْ و مباش خطاب با حضرت رسالتپناه ص است و مراد امتاند يعنى مباشيد مِنَ الْغافِلِينَ از جمله بىخبران از ذكر خدا اگرچه ظاهر خطاب به آن حضرت ص است اما در حقيقت خطاب بجميع امت اوست كه مىفرمايد كه از من غافل مباشيد و بعضى ازين امت در تحت اين خطاب درآمده در نيمه ، شبها از خداى تعالى التماس به اين ذكر نموده به سعادت شعور و حضور مع اللّه مستسعد گشته بدوام آگاهى مشرف شدهاند و ذكر و طاعت ايشان دائم در دلست و ظاهر نيست چون طريقه سنّيه خواجههاى نقشبند قدس اسرار هم آوردهاند كه كفار مكّه تعظّم مىنمودند از سجده نمودن مر خدا را و تنفر نموده مىگفتند أ نسجد لما تامرنا و زادهم نفورا حق سبحانه مىفرمايد كه اى محمد ص اگر كافران از سجود من سركشى مىكنند .