كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

37

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

الَّذِينَ آنان كه آتَيْناهُمُ الْكِتابَ عطا كرديم ايشان را كتاب يعنى توريت بقولى كه آيت در شان عبد اللّه رض بن سلام و اصحاب او باشد ، يا انجيل بقولى كه در شان اصحاب سفينه بود از ملازمان نجاشى كه با جعفر رض بن ابى طالب از ديار حبشه به مدينه آمدند يا قرآن بقولى كه آيت در شان مسلمانان فرود آمده باشد و بر هر تقدير يَتْلُونَهُ مىخوانند آن كتاب را يا متابعت مىكنند حَقَّ تِلاوَتِهِ چنانچه حق خواندن يا متابعت كردن است أُولئِكَ آن گروه يُؤْمِنُونَ بِهِ ايمان دارند بكتاب نه آنها كه تحريف كردند وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ و هر كه كافر گردد بكتاب و احكام آن را تغيّر دهد فَأُولئِكَ پس آن گروه هُمُ الْخاسِرُونَ ايشانند زيان‌زدگان يا بَنِي إِسْرائِيلَ اى فرزندان يعقوب اذْكُرُوا ياد كنيد نِعْمَتِيَ نعمتهاى مرا الَّتِي آن نعمتهائى كه أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ انعام كردم بر شما و اسلاف شما وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ و به درستى كه من پدران شما را تفضيل كردم عَلَى الْعالَمِينَ بر عالميان زمان ايشان تكرير اين آيت به جهت تقرير و تذكير نعمتهاى الهى است وَ اتَّقُوا يَوْماً و بترسيد از عذاب روز كه از هيبت آن لا تَجْزِي نَفْسٌ كفايت نه‌كند كسى عَنْ نَفْسٍ از كسى شَيْئاً چيزى را از عذاب وَ لا يُقْبَلُ مِنْها و قبول كرده نه‌شود از هيچ نفسى عَدْلٌ فداى او را يعنى به دلى كه بعوض او معذب نه‌گردد وَ لا تَنْفَعُها و سودى نه‌كند هيچ نفسى را شَفاعَةٌ خواهش خواهندگان بر تقدير وجود شفيع وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ و نباشد كافران كه ممنوع گردند از عذاب يعنى ايشان را كسى يارى نه‌كند تا از عذاب باز رهاند بيت سودى ندهد يارى هر يار كه هست * تا در نرسد وعدهء هر كار كه هست وَ إِذِ ابْتَلى و ياد كن اى محمد ص وقتى را كه بيازمود يعنى امر كرد إِبْراهِيمَ رَبُّهُ مر ابراهيم را پروردگار او بِكَلِماتٍ بسخنان اوامر و نواهى يا مناسك حج يا آنچه از فطرت اسلام شمرند و آن فرق است يعنى شكافتن موى سر و دونيم ساختن آن را كه كسى موى دارد و مضمضه و استنشاق و مسواك و چيدن موى لب و گرفتن ناخن و بركندن موى زيربغل و حلق عانه و ختنه و استنجا به آب فَأَتَمَّهُنَّ پس ابراهيم با تمام رسانيدن آن را و قيام نمود بدان قالَ گفت خداى تعالى كه چون متابعت فرمان كردى إِنِّي جاعِلُكَ به درستى كه من گردانندهء توام لِلنَّاسِ براى مردمان إِماماً پيشواى در دين كه همه نيكان بعد از تو به تو اقتدا كنند و آنكه حق سبحانه پيغمبر ص ما را فرمود كه اتبع ملته ابراهيم حنيفا و امت مرحومه را نيز امر كرد كه ملة ابيكم ابراهيم براى انجاز اين وعده است و چون خداى تعالى ابراهيم را بشرف امامت نوازش فرمود قالَ گفت ابراهيم با حق تعالى وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي و از فرزندگان و نبيرگان من نيز امامان پيدا كن قالَ گفت خداى در جواب او لا يَنالُ عَهْدِي نرسد عهد من يعنى رحمت بقول اصح رسالت يا امامت مسلمانان الظَّالِمِينَ ستمكاران را يعنى كافران را از ذرّيت تو .