كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

368

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ مِمَّنْ خَلَقْنا و از آنها كه آفريده‌ايم براى بهشت أُمَّةٌ گروهىاند كه ايشان يَهْدُونَ بِالْحَقِّ راه مىنمايند به حق وَ بِهِ يَعْدِلُونَ و به حق عدل مىكنند در احكام خود و آن مهاجر و انصار رض و متابعان ايشانند وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا و آنان كه تكذيب كردند بِآياتِنا آيتهاى ما را يعنى كفّار مكه يا مستهزيان سَنَسْتَدْرِجُهُمْ زود باشد كه بگيريم ايشان را پايه پايه يعنى اندك اندك ايشان را بهلاك نزديك گردانيم مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ از آنجا كه ندانند يعنى هرگاه كه گناهى مىكنند نعمت مر ايشان را زيادت مىگردانيم تا در طغيان و عصيان مىافزايند امام قشيرى قدس سره فرمود كه استدراج اعطاى برست و انساى شكر يعنى نعمت بديشان مىدهد و سپاس‌دارى بر دل ايشان فراموش مىگرداند تا وقتى كه مستحق عقوبت شوند وَ أُمْلِي لَهُمْ و امان دهم مر ايشان را مدتى پس بگيرم ايشان را إِنَّ كَيْدِي به درستى كه گرفتن من مَتِينٌ سختست كيد عملى را گويند كه در خفيه باشد پس استدراج را به جهت آنكه در ظاهر احسان و در باطن خذلان است كيد گفت آورده‌اند كه شبى حضرت رسالت‌پناه ص به كوه صفا برآمده يك يك از گروه قريش را از عذاب خداى جليل جبار مىترسانيد يكى از صناديد قريش صديق و فاروق و مرتضى رض را ديد و گفت آيا اين يار شما ديوانه شده كه همه شب فرياد مىكند آيت آمد أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا آيا فكر نه‌كردند اين معاندان و انديشه نه‌نمودند درين كه ما بِصاحِبِهِمْ نيست يار ايشان يعنى محمد ص را مِنْ جِنَّةٍ از هيچ نوع ديوانگى اين همان عاقل است كه او را قبل از اظهار دعوت محمد ص امين مىگفتند بعد از ان كه دعوت حق را آشكارا كرد چرا ديوانه مىخوانيد إِنْ هُوَ نيست او إِلَّا نَذِيرٌ مگر بيم‌كننده از عذاب الهى مُبِينٌ پيدا و هويدا بيم كردن او أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا آيا نظر نه‌كردند بديده استدلال فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ در ملك عظيم آسمانها وَ الْأَرْضِ و در ملكوت زمين گفته‌اند ملكوت سما نجوم است و شمس و قمر و ملكوت ارض بحورست و جبال و اشجار وَ ما خَلَقَ اللَّهُ و ننگريستند در آنچه آفريده خدا مِنْ شَيْءٍ از هر چيزى كه تا بدان نظر كمال قدرت صانع و جمال و جمال وحدت مبدع بر ايشان ظاهر گردد وَ أَنْ عَسى و ديگر نظر نه‌كردند در آنكه شايد أَنْ يَكُونَ آنكه باشد قَدِ اقْتَرَبَ به تحقيق نزديك رسيده أَجَلُهُمْ مدت فناى ايشان يعنى چرا نظر نمىكنند در آنكه شايد كه اجل ايشان نزديك رسيده باشد تا كه پيش از وقوع فوت و حلول موت بر عملى اقدام نمايند كه موجب نجاح دو جهانى و واسطه فلاح جاودانى باشد نظم زان پيش كاجل فرارسد تنگ * و ايام عنان ستاند از چنگ بر مركب فكر خويش نه زين * مردانه درآى در ره دين فَبِأَيِّ حَدِيثٍ پس بكدام سخن بَعْدَهُ بعد از قرآن يُؤْمِنُونَ ايمان خواهند آورد اين مشركان اگر به قرآن نگروند كه او جامع حقايق دين و دنيا و مجامع ميامن صورت و معنيست .