كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
365
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ و ياد كن اى محمد ص چون فراگرفت پروردگار تو مِنْ بَنِي آدَمَ از فرزندان آدم مِنْ ظُهُورِهِمْ از پشتهاى ايشان ذُرِّيَّتَهُمْ فرزندان ايشان را وَ أَشْهَدَهُمْ و گواه گردانيد ايشان را عَلى أَنْفُسِهِمْ بر نفسهاى ايشان به اقرارى كه كردند يا بعضى را بر بعضى گواه ساخت و گفت أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ آيا نيستم پروردگار شما قالُوا بَلى گفتند آرى تو پروردگار مائى حق سبحانه و تعالى ذريّت آدم ع را بيرون آورد بعضى از اصلاب بعضى همچون توالد انباء از آباد ذكر آدم ع نكرد چه همه كس را معلوم است كه پدر بشر اوست و همه از صلب او بيرون آيند حاكم ابو عبد اللّه در صحيح خود از ابن عباس رض نقل مىكند كه حضرت رسالتپناه ص فرمود كه خدا فراگرفت ميثاق از ذريت آدم ع بنعمان و آن واديست نزديك به عرفات و آن را نعمان سحاب گويند و بقولى بطن نعمان خوانند در لباب آورده كه اخذ ميثاق در دهيا بوده و آن زمينى است در ولايت هند و بعد از خروج آدم بوده از بهشت و در مدارك مىگويد كه جمهور مفسران برآنند كه بعد از خلق آدم و قبل از دخول جنت بوده در بر فضائى كه بر در بهشتست و عرض آن سى هزارساله راه است حق تعالى ذريت آدم ع را از صلب او بيرون آورد بر مثال مورچههاى خورد و زرد و بعضى مىگويند كه سفيد يا سرخ و گروهى برآنند كه از جانب راست مورچه سفيد و از جانب چپ مورچه سياه و بعضى برآنند كه توالد و تناسل از پشت آدم ع يكبارگى بود نه بر وجه توالد و تناسل رو نموده و حيات و عقل و نطق در ايشان بيافريد و ربوبيت خود را بر ايشان عرض كرد و ايشان قبول كرده گفتند شَهِدْنا گواه شديم ما باقرار خود و گفتهاند چون ذريت آدم بلى گفتند حق سبحانه ملائكه را گفت گواه باشيد ملائكه گفتند شهدنا و سدى فرموده كه اين خبريست كه حق سبحانه تعالى از خود و از فرشتگان خبر مىدهد كه ما بر اقرار ذريت آدم ع گواه شديم أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ تا نگوئيد روز قيامت كه إِنَّا كُنَّا به درستى كه ما بوديم عَنْ هذا ازين اقرار غافِلِينَ بىخبران أَوْ تَقُولُوا يا آنكه نگوئيد إِنَّما أَشْرَكَ بجز اين نيست كه شرك آوردند آباؤُنا پدران ما مِنْ قَبْلُ پيش از ما وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً و بوديم ما فرزندان مِنْ بَعْدِهِمْ از پس ايشان و اقتدا بديشان كرديم أَ فَتُهْلِكُنا آيا هلاك مىكنى ما را و معذب مىسازى بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ بهآنچه كردند آن كجروان و بىراهان يعنى پدران ما و چون مشركان تقليد را دستاويز سازند اين سخن از ايشان مسموع نيفتد زيرا كه اخذ ميثاق بتوحيد الهى جل و على بر هر احدى از ذريت آدم ع واقع شده پس تقليد ديگرى در شرك عذر نشود اى درويش اين آيت مذكر عهد الستست تا بىخبران سر كوچه غفلت را متنبه سازد و الا هوشمندان بيداردل از ان سؤال و جواب غافل نيستند بيت الست از ازل همچنان شان به گوش * به فرياد قالوا بلى در خروش در نفحات مذكورست كه على سهيل اصفهانى قدس سره را گفتند كه روز بلى را ياد دارى گفت چون ندارم گوئى كه دى بوده شيخ الاسلام خواجه عبد اللّه انصارى رح فرموده كه درين سخن نقص است صوفى را دى و فردا چه بود آن روز را هنوز شب در نيامده و صوفى در همان روزست مثنوى روز امروزست اى صوفى و شان * كى بود از دى و از فردا نشان آنكه از حق نيست غافل يك نفس * ماضى و مستقبلش حالست و بس از حسين منصور قدس سره منقول است كه فرمودهاند غايب از حقائق سؤال الست چگونه جواب دهد پس سر مخاطب و مجيب بهغايت نازكست بيت تو در ميان هيچ نه هرچه هست اوست * هم خود الست گويد و هم خود بلى كند وَ كَذلِكَ و همچنانكه بيان كرديم ميثاق را نُفَصِّلُ الْآياتِ تفصيل مىكنيم و پيدا مىسازيم نشانهاى قدرت خود را تا تدبّر كنند در ان وَ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ و شايد كه ايشان بازگردند از تقليد به تحقيق .