كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
362
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ سْئَلْهُمْ و بپرس اى محمد ص يهود را عَنِ الْقَرْيَةِ از خبر ديه و واقعه آن الَّتِي كانَتْ آن ديهى كه بود حاضِرَةَ الْبَحْرِ نزديك دريا و آن ديه ايليه بوده است ميان مدين و طور بر ساحل بحر طبريه و گفتهاند نام آن ديه مقتا بوده در ميان مدين و عينونا و بر هر تقدير مردم اين ديه متشرع بشريعت توريت بودند و از جمله فرائض ايشان تعظيم سبت بوده كه در آن روز صيد ماهى نهكنند و با اعمال دنيوى مشغول نهشوند ايشان خلاف امر خدا كرده بر زبان حضرت داود ملعون گشتند و مسخ شدند و حق سبحانه جهت اظهار افعال ذميمه يهود با حضرت رسالتپناه ص خطاب مىفرمايد كه اهل كتاب را بپرس از خبر اهل آن ديهه إِذْ يَعْدُونَ چون درگذشتند از حدود اوامر الهى و تجاوز كردند از تعظيمى كه مأمور ببودند بدان فِي السَّبْتِ در روز شنبه كه آن ترك صيد سمك بود ايشان خلاف كردند إِذْ تَأْتِيهِمْ چون مىآمدند بر ايشان حِيتانُهُمْ ماهيان ايشان يَوْمَ سَبْتِهِمْ روز شنبه ايشان يعنى روز كه منهى بود در آن شكار ماهى ماهيان مىآمدند شُرَّعاً ظاهر شده بر روى آب و سرها برداشته وَ يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ و روز كه بسبت عمل نمىكردند يعنى بتعظيم آن روز مأمور نبودند چون يكشنبه و باقى ايام لا تَأْتِيهِمْ نمىآمدند بر ايشان ماهيان و اين ابتلا بود از حضرت عزّت مر ايشان را كه چون روز شنبه درآمدى ماهى بسيار ظاهر شدندى بر روى آب و بازى كردندى و چون شنبه بگذشتى برفتندى و تا شنبه ديگر كسى ماهى نديدى كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ همچنان بيازمائيم ايشان را يعنى معامله آزمايندگان كنيم بِما كانُوا بهآنچه بودند كه از سر جهل يَفْسُقُونَ بيرون مىرفتند ز دائره فرمان چون اهل ايليه روز شنبه ماهى بسيار مىديدند و صيد كردن مشكل بود و صبر كردن هم دشوار متردد گشتند و بانواع حيل و تدابير تمسك جسته در طلب چاره آن كار بودند آخرالامر راى ايشان بر آن قرار گرفت كه حوضها ساختند و از دريا جويها بر آن حوضها بريدند در روز شنبه كه زمان ظهور ماهيان بود ايشان را بدان حوضها راندندى و دامها در پيش راه نصب كردندى تا ماهيان آنجا بماندندى در روز يكشنبه بگرفتندى چند نوبت اين عمل كردند اثر عذاب ظاهر نشد دلير شده از سر تعظيم سبت درگذشتند و اهل آن ديه سه گروه شدند قومى مباشر اين فعل بودند و گروهى ايشان را نهى مىنمودند و جمعى نه نهى كردندى و نه ماهى گرفتندى و ايشان فرقه ناهيه را نيز ملامت مىكردند چنانچه حق سبحانه خبر مىدهد وَ إِذْ قالَتْ و بپرس از اهل كتاب خبر آن را چون گفتند أُمَّةٌ مِنْهُمْ گروهى از اهل ايليا كه متوقف بودند در فعل و نهى مر گروه ناهى را لِمَ تَعِظُونَ چرا پند مىدهيد قَوْماً گروهى را كه بىشبهه اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ خدا هلاككننده ايشان است در دنيا به نافرمانى و ترك تعظيم سبت أَوْ مُعَذِّبُهُمْ يا عذابكننده ايشان است عَذاباً شَدِيداً عذابى سخت در آخرت كه آتش دوزخ است قالُوا گفتند فرقه ناهيه مَعْذِرَةً اين وعظ ما عذرخواستنى است از ما و حفص معذرت به نصب خواند يعنى پند دادن ما براى معذرتست از ما إِلى رَبِّكُمْ بسوى پروردگار شما يعنى امر معروف و نهى منكر بر ما واجبست ما ايشان را پند مىدهيم تا عند اللّه معذور باشيم وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ و تا باشد نيز كه ايشان بترسند از خدا و ترك معصيت كنند فَلَمَّا نَسُوا پس آن هنگام كه بگذاشتند فرقه صيدكنندگان ما ذُكِّرُوا بِهِ آنچه پند داده مىشدند بدان يعنى موعظه قبول نكردند أَنْجَيْنَا برهانيديم الَّذِينَ يَنْهَوْنَ آنان را كه نهى مىكردند عَنِ السُّوءِ . وقف لازم عند المتاخرين مع النصف از بدى و نافرمانى وَ أَخَذْنَا و بگرفتيم الَّذِينَ ظَلَمُوا آنان را كه ستم كردند بصيد منهى عنه بِعَذابٍ بَئِيسٍ بعذابى سخت بِما كانُوا بهآنچه بودند از روى عناد يَفْسُقُونَ خارج مىشدند از راه فرمانبردارى و در فرقه متوقفه اختلاف است كه نجات يافتند يا هلاك شدند و توقف در امر ايشان اولاست پس از عذاب آن قوم خبر مىدهد .