كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
356
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى و آن هنگام كه بازگشت موسى از طور إِلى قَوْمِهِ بسوى قوم خود غَضْبانَ خشمگين أَسِفاً بهغايت اندوهناك يا جزعكننده آوردهاند كه موسى ع در محل رجعت ازين قصّه خبر يافت و اصح آنست كه حق سبحانه وى را اخبار كرده بود در طور و او خشمناك به اندوه تمام در ميان قوم آمده و از غايت غضب قالَ گفت بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي بد نيابت كرديد از من مِنْ بَعْدِي از پس مفارقت من أَ عَجِلْتُمْ آيا تعجيل كرديد و پيشى گرفتيد به عبادت عجل أَمْرَ رَبِّكُمْ بر فرمان پروردگار خود و صبر نه كرديد تا من بيايم و حكم خدا بشما رسانم وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ و بيفگند موسى لوحها را كه احكام الهى را بر ان نوشته بود و آن غضب نيز براى خدا بود در ينابيع آوردهاند كه الواح را نيفگند اما زود از دست بنهاد چنان كه كسى چيزى بيفگند و جمهور برانند كه الواح را بيفگند و شكسته شد و شش سبع و هر چه بر آن مكتوب بود به آسمان بردند و آن تفاصيل اشياء بود و يك سبع ماند كه هدى و رحمت بود پس موسى ع بعد از معاتبه با قوم الواح را القا كرد وَ أَخَذَ و بگرفت بِرَأْسِ أَخِيهِ موى سر برادر خود را يعنى هارون ع را يَجُرُّهُ إِلَيْهِ به طرف خود مىكشد او را بطريق معاتبت نه از روى اهانت گمان موسى ع آن بود كه هارون ع در منع ايشان تقصير فرموده قالَ ابْنَ أُمَّ گفت هارون ع كه اى پسر مادر من اگرچه ايشان برادر پدرى و مادرى بودند اما به جهت ترقيق قلب موسى ع مادر را ياد كرد پس گفت إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي من تقصير نكردهام اما به درستى كه قوم تو مرا بيچاره ديدند و تنها يافته زبون گرفتند وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي و نزديك بودند كه مرا بكشند از بسيارى مبالغه من در منع ايشان فَلا تُشْمِتْ پس شادمان مگردان بِيَ الْأَعْداءَ به من دشمنان را و چنان مكن كه آرزوى ايشان حاصل شود از اهانت من وَ لا تَجْعَلْنِي و مدار مرا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ با گروه ظالمان يعنى مرا در عدد گوسالهپرستان ميار قالَ گفت موسى ع بعد از استماع اين سخن رَبِّ اغْفِرْ لِي اى پروردگار من بيامرز مرا درين عمل كه با برادر بزرگتر كردم يا در آنكه الواح را بيفگندم وَ لِأَخِي و بيامرز برادر مرا اگر تقصيرى كرده باشد در منع ظلم وَ أَدْخِلْنا و درآر ما را فِي رَحْمَتِكَ در بخشايش خود و گفتهاند در پناه عصمت خود در دنيا و در رياض جنت خود در آخرت وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ و تو بهترين بخشايندگانى چه بخشش همه از اثر بخشايش تو است و بخشايش مجموع از نظر بخشش تو قطعه تو بر اهل سخا انعام كردى * كه بر بيچارگان انعام كردند بهر جا جوى از رحمت روانست * ز درياهاى جودت وام كردند إِنَّ الَّذِينَ به درستى كه آنان كه از روى جهالت اتَّخَذُوا الْعِجْلَ فرا گرفتند گوساله را به خداى سَيَنالُهُمْ زود باشد كه برسد . ايشان را غَضَبٌ خشمى مِنْ رَبِّهِمْ از پروردگار ايشان و آن خشم همان بود كه حق تعالى امر فرمود كه مكشيد يكديگر را وَ ذِلَّةٌ و ديگر برسد ايشان را خوارى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا در زندگانى دنيا كه آن جزيه است يا اجلا از ديار ايشان وَ كَذلِكَ و همچنين كه پاداش دادهايم گوسالهپرستان را نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ جزا مىدهيم دروغگويان و مبتدعان را .