كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
355
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا و آنانى كه تكذيب كردند بِآياتِنا آيتهاى ما را كه قرآن است يا دلائل قدرت وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ و به دروغ داشتند ديدن سراى آخرت را حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ باطل و تباه گشت عملهاى ايشان كه درين جهان كردند هَلْ يُجْزَوْنَ آيا جزا داده شوند يعنى نهشوند إِلَّا ما كانُوا مگر جزاى آنچه كه بودند در دنيا يَعْمَلُونَ عمل مىكردند وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى و فرا گرفتند قوم موسى يعنى بساخت سامرى و متابعان او مِنْ بَعْدِهِ از پس رفتن موسى بطور مِنْ حُلِيِّهِمْ از پيرايهاى ايشان كه از قبطيان عاريت گرفته بودند عِجْلًا گوساله يعنى هيئت گوساله جَسَداً بدنى بىروح لَهُ خُوارٌ مر او را آوازى بود چون آواز گاو آوردهاند كه بنى اسرائيل شبى كه از مصر بيرون مىآمدند به جهت آنكه قوم فرعون از حال ايشان خبر نيابند بهانه انگيختند كه ما عروسيها داريم و بدان اشتغال مىنمائيم و هر يك از دوستان خود كه در ميان فرعونيان داشتند پيرايه به عاريت ببستدند و بعد از عبور بر دريا و غرق شدن قبطيان آن حليها در دست ايشان مانده بود چون موسى عزيمت طور فرمود سامرى به خدمت هارون آمد و گفت اين پيرايهاى عاريت كه در دست بنى اسرائيل مانده مىخرند و مىفروشند و تصرف در آن بر ايشان حرام است هارون ع بفرمود تا تمام آن را جمع كردند و سامرى را گفت كه تو اينها را به امانت نگاهدار سامرى پيرايهاى زر و نقره را در تصرف آورده و زرگرى ماهر بود همه را بگداخته در قالب بريخت و چيزى به هيئت گوساله بساخت اما بدنى بىروح بوده پس عملى كرد كه ازو آوازى برآمد چون آواز گاو آوردهاند كه سامرى در وقت غرق شدن فرعون جبرائيل ع را ديده بود بر اسپى سوار و از زير سم اسپش قبضه خاك برگرفته با خود مىداشت همين كه شكل گوساله از قالب بيرون آمد قدرى ازين خاك در دهنش ريخت خداى تعالى آن گوساله را زنده گردانيد و به فرياد آمد ابن عباس رض مىفرمايد كه چون آواز گوساله به گوش جمعى از بنى اسرائيل رسيده به سجده درافتادند أَ لَمْ يَرَوْا آيا نديدند و ندانستند أَنَّهُ لا يُكَلِّمُهُمْ آنكه گوساله با ايشان سخن نگويد وَ لا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا و نه بنمايد ايشان را راهى كه بجاى رسند اتَّخَذُوهُ فراگرفتند او را به خدائى وَ كانُوا ظالِمِينَ و بودند ستمكاران كه وضع عبادت كردند در غير موضعش در لطائف امام قشيرى رحمة اللّه عليه مذكور است كه چه دورست ميان امتى كه مصنوع خود را پرستند و ميان امتى كه عبادت صانع خود كنند بيت آن را كه تو ساختى نسازد كارت * سازنده تو است در دو عالم يارت وَ لَمَّا سُقِطَ و آن هنگام كه افگنده شدند امت و پشيمانى فِي أَيْدِيهِمْ در دستهاى ايشان يعنى يافتند پشيمانى را همچون يافتن كسى كه چيزى در دست خود درآرد و اين لفظ در كلام عرب كنايت است از پشيمان شدن حاصل معنى آنكه چون پشيمان شدند عبده عجل از عبادت او وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ و ديدند آنكه ايشان قَدْ ضَلُّوا به تحقيق گمراه شدند قالُوا گفتند از روى ندامت لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا اگر رحمت نكند بر ما رَبُّنا پروردگار ما بقبول توبه ما وَ يَغْفِرْ لَنا و اگر نيامرزد ما را لَنَكُونَنَّ به خداى كه باشيم مِنَ الْخاسِرِينَ از زيانكاران و هلاكشدگان .