كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

349

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

قالُوا گفتند أُوذِينا ما را مىرنجانيدند يعنى قبطيان ما را ايذا مىكردند مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا پيش از آنكه تو بيائى از مدين نيمى از روز ما را خدمت خود مىفرمودند و نيمروز ديگر ما را آزاد مىكردند وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا و ايذا مىكنند ما را پس از آنكه تو آمدى و تمام روز ما را كار مىفرمايند يا پيش ازين ابناء ما را مىكشتند و حالا نيز مىخواهند كه به همان طريق اشتغال نمايند قالَ گفت موسى ع از روى تصريح عَسى رَبُّكُمْ شايد كه پروردگار شما و عسى براى اطماع است يعنى طمع مىدارم از خداى أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ آنكه هلاك كند دشمن شما را كه فرعون است با قوم او وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ و خليفه گرداند شما را بعد از هلاك ايشان فِي الْأَرْضِ در زمين مصر يا در ارض مقدّسه فَيَنْظُرَ پس ببيند خداى كه بوقت رحمت و دولت و راحت كَيْفَ تَعْمَلُونَ چگونه عمل مىكنيد و چه چيز بجا مىآريد از كفر و شكر و طاعت و معصيت تا شما را بران جزا دهد آنگه حق تعالى بعد از وعده هلاك دشمنان مقدمات آن را بيان مىكند وَ لَقَدْ أَخَذْنا و هر آئينه كه ما گرفتيم آلَ فِرْعَوْنَ تبعه و خدم فرعون را بِالسِّنِينَ بقحط و تنگى و خشك‌سالى وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ و بنقصان بعضى از ميوه‌هاى ايشان لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ تا باشد كه ايشان پند گيرند و از كفر بازايستند ايشان متنبه نشدند فَإِذا جاءَتْهُمُ پس چون آمد بديشان الْحَسَنَةُ نيكئى از فراخى و ارزانى قالُوا لَنا هذِهِ مىگفتند براى ماست اين نيكوئى و ما مستحق آنيم وَ إِنْ تُصِبْهُمْ و اگر رسيدى بديشان سَيِّئَةٌ بدى چون قحط و بلا يَطَّيَّرُوا فال بد گرفتندى بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ بموسى ع و آنان كه با وى بودند از مؤمنان و مىگفتند اين رنج و محنت و شامت ايشان بما مىرسد أَلا بدانيد إِنَّما طائِرُهُمْ جز اين نيست كه سبب خير و شر ايشان عِنْدَ اللَّهِ نزديك خدا است و آن اعمال بد ايشان است كه كرام كاتبين نوشته به حضرت برده‌اند و شامت آن عملها بديشان رسيده وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ و ليكن بيشتر ايشان يعنى قبطيان لا يَعْلَمُونَ نمىدانند كه آنچه بديشان از مكاره و اهوال مىرسد به‌واسطه شومى اعمال است وَ قالُوا و گفتند فرعونيان موسى ع را مَهْما تَأْتِنا بِهِ هرگاه كه به يارى يا هر چيزى كه به يارى بما مِنْ آيَةٍ از نشانه كه زعم تو آنست كه معجزه تست مثل قحط و مرض و امثال آن لِتَسْحَرَنا بِها تا سحر كنى ما را به آن فَما نَحْنُ لَكَ پس نيستيم ما مر ترا بِمُؤْمِنِينَ از گرويدگان و باوردارندگان چون قبطيان به نهايت انكار پيش آمدند .