كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
341
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قالَ الْمَلَأُ گفتند بزرگان الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا آنانى كه گردنكشى كردند در پرستش خدا مِنْ قَوْمِهِ از قوم شعيب بعد از انكار دعوت او لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ هر آئينه بيرون مىكنيم ترا اى شعيب ع وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ و آنان را نيز كه گرويدهاند بيرون مىكنيم با تو مِنْ قَرْيَتِنا از ديه خويش أَوْ لَتَعُودُنَّ يا بازگرديد شما فِي مِلَّتِنا در كيش ما كه ؟ ؟ ؟ صاحب كشاف فرموده كه چون كافران گفتند ترا با آنها كه ايمان آوردهاند بيرون مىكنيم جمع كردند همه را با يكديگر و شعيب ع هرگز كافر نبوده و آن مؤمنان بودهاند پس بر سبيل تغليب گفتند يا عود كنيد به ملت ما و لهذا شعيب جواب بر همين وتيره داد قالَ گفت شعيب ع اجبار مىكنيد ما را بعود أَ وَ لَوْ كُنَّا و اگرچه باشيم ما كارِهِينَ ناخواهان يعنى چگونه درآييم بدين شما و ما آن را كارهيم پس اگر عود كنيم به ملت شما و گوئيم مر خدا را شريك هست و فى الواقع نيست قَدِ افْتَرَيْنا به درستى كه افترا كرده باشيم و بربسته عَلَى اللَّهِ كَذِباً بر خدا دروغى در وسيط آورده كه ادّعاى قوم شعيب ع آن بود كه حق سبحانه ايشان را امر كرده است كه بر آن طريق باشيد و بدين سبب آن را ملّت مىگفتند پس شعيب ع فرمود كه عود به ملت شما و اعتقاد كردن كه اين ملت مأمور بها است افترا باشد بر خدا إِنْ عُدْنا اگر ما بازگرديم يعنى قوم من از مؤمنان بازگردند و بيابند فِي مِلَّتِكُمْ در كيش شما بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْها بعد از آنكه برهانيد خدا ما را از ملت شما پس ما مفتريان باشيم وَ ما يَكُونُ لَنا و نشايد و روا نباشد ما را أَنْ نَعُودَ فِيها آنكه بازگرديم به ملت كفر إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ مگر آنكه خواهد خدا رَبُّنا آفريدگار ما ارتداد و عود ما را به آن و حكم ازلى و مشيت لميزلى بدان متعلق شده باشد وَسِعَ رَبُّنا و رسنده است پروردگار ما كُلَّ شَيْءٍ به همه چيزها عِلْماً از روى دانش قديم يعنى علم او احاطه كرده است به همه چيزها و داناست به عاقبت كار همه كس از ايمان و كفر و ارتداد و نفاق و جز آن و شما در تهديدى كه مىنمائيد از اخراج مؤمنان ما اضطراب نمىكنيم بلكه عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا بر خدا توكل كرديم و كار خود را بوى بازگذاشتيم پس شعيب ع رو از معاندان برتافت و بمناجات حضرت مجيب الدعوات توجه فرموده گفت رَبَّنَا افْتَحْ خدايا حكم كن بَيْنَنا ميان ما وَ بَيْنَ قَوْمِنا و ميان قوم ما بِالْحَقِّ به راستى وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ و تو بهترين حكمكنندگانى وَ قالَ الْمَلَأُ و گفتند گروهى از اشراف قبيله الَّذِينَ كَفَرُوا آنان كه كافر بودند به خدا مِنْ قَوْمِهِ از قوم شعيب ع با گروهى ديگر از مردم خود كه ايمان آورده بودند لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ اگر شما متابعت كنيد شُعَيْباً شعيب ع را در سلوك طريق او و دين خود را بگذاريد إِنَّكُمْ به درستى كه باشيد شما إِذاً لَخاسِرُونَ آن هنگام زيانزدگان كه آئين قديم را گذاشته بدين محدث بگرويد و از روش پدران بگذريد يا بزرگان كفره همه با كفار قوم خود گفتند كه اگر دين خود را ترك كنيد در زيان افتيد زيرا كه مدار نفع شما بر كمفروشى است داد شما را از ان منع الجزء التاسع 9 مىكنيد پس پند شعيب ع نشنيدند و از كفر و خيانت بازنگشتند .